بسمه تعالی
ايمــان
با توجه به اينکه ايمان يکی از بهترين مسائل و امورات زندگی است
و در دنيای امروز توجه به علم و تکنـولـوژی انسـانها را از امـورات معنـوی باز
داشتـه ، ضـرورت بازنگـری به ايـن مهـم کامـلآ احسـاس می شود. از آغاز ظهور اسلام
در بين مسلمانان ،حقيقت ايمان مورد توجه و بحث و گفتگو قرار گرفته و نظرات مختلفی
در اين امر ارائه شده است و سؤالات مختلفی مطرح شده است که آیا اقرار به زبان
، ايمان است؟ آيا ايمان ، عمل است ؟ کمال ايمان چيست؟
گفتاری درباره ايمان
ايمان مفهوم عميق و گسترده ای دارد. ايمان از مرحله زبان به عمق جان نفوذ کرده و
اثرات عميقی در روح و جان آدمي می گذارد. ايمان اعتقاد به مبدا و معاد و آنچه از
طريق وحی بدست ما رسيـده و اجـرای دستـورات پـروردگـار می باشد. ایمان کامل را کسی
دارد که از صميم قلب باور داشته باشد که اين جهان آفرينش بیهوده و گزاف نیست و اين
عالم داوری دارد که بينا و شنوا است و اعمال و رفتار همه ما را می بيند و اين شاهد
، خود نيز حاکم است.
در سوره حجرات آيه ۱۴ آمده است :
(( قالت الاعراب امنا قل لم تومنـوا ولکـن قولوا اسلمنا و
لما یدخل الایمان فی قلوبکم ؛ اعـراب گويند ایمـان آورده ایم بگو ایمان نیاورده اید
بلکه بگوييد مسلمان شده ايم و هنوز ایمان در دلهايتان نفوذ نکرده است. ))
خداونـد در ایـن آیـه بـه پیامبـر ( صلـی الله علیـه و آلـه ) پیـام می دهـد
بگو بـه کسـانی کـه خـود را مـؤمن خطـاب مـی کنند ،
مسلمانند نه مؤمن ، زیرا مؤمن کسی است که به هر چه در دین گفته شده است اعتقاد قلبی
دارد و به آن دستورات عمل می کند.
روزی مردی از امام صـادق ( علیـه السـلام ) پرسيـد: ای عـالـم به من بگـو
کدام عمل را خداوند بيشتر دوست دارد؟ امام (علیه السلام ) فرمودند : آن عملی که
اعمال ديگر بدون آن قبول نمی شود. آن مرد پرسيد : آن عمل چيست ؟ امام (ع) فرمودند:
ايمان به خدايی که يکتاست و به جز او معبود دیگری نيست ، ا
ين عمل از همه اعمال درجه اش بالاتر و برکاتش بيشتر
و اهميتش زیادتر است. پرسیدم: آیا ایمان ، صرف گفتن شهادتین است. امام
فرمودند: تمام ایمان در عدل است و گفتن شهادتین نیز نوعی عدل است که زبان آن را
انجام می دهد و خداوند این نکته را در کتابش (قرآن) آورده و نیز بر انسان
واجب گردانیده است.
پرسید: آنرا برایم شرح بده تا بفهمم. امام ( علیه السلام ) فرمودند :
ایمان دارای مراتب متفاوتی است ، می تواند بسیار کم یا بسیار زیاد باشد.
پرسیدم : آیا ایمان می تواند تکامل پیدا کند ؟ امام (علیه السلام) فرمودند : بله .
پرسیدم :چگونه ایمان کم ، متکامل و زیاد می شود؟
امام (علیه السلام) فرمودند : خداوند تبارک و تعالی ایمان را بر همه
اعضای بدن انسان واجب کرده و در میان آنها پخش کرده است.وظیفه
دل به این است که به خداوندی که جز او معبودی وجود ندارد و پیامبر و فرستاده
اش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و بر کتاب آسمانی او (قرآن) ایمان بیاورد.
ایمان گوش به این است که از آنچه خداوند شنیدنش را
حرام کرده دوری کند ( مثلا : از شنیدن غیبت پرهیز کند ) و
چشم خود را بر آنچه خداوندحرام کرده ببندد ( مثلا
: از نگاه کردن به نامحرم پرهیز کند ) . ایمان دست
به این است که صدقه دهد و صله رحم بجای آورد و در راه خدا جهاد کند و برای نماز وضو
بگیرد. ایمان پا
به این است که در راه خدا گام بردارد و بسوی گناه نرود و در راه خدا جهاد کند.
سعادت واقعی بشر وقتی تأمین می شود که ایمان ، متشکل از ؛
اعتراف به زبان و قلب و عمل به
اعضاء باشد که خداوند تعالی ایمان را بر تمامی اعضاء بنی آدم واجب و در
همه آنها تقسیم کرده است. هیچ عضوی از اعضاء نیست مگر آنکه موظف به داشتن ایمانی
است غیر از آن ایمانی که اعضای دیگر دارند. پس هر که خدا را دیدار کند ، در حالی که
خود را حفظ کرده و هر یک از اعضایش را در انجام وظیفه ای که داشته بکار بسته
، خدا را با ایمان کامل دیدار کرده و اهل بهشت خواهد بود و هر کس که در یکی از آنها
خیانت کرده و یا از حدودی که خدا معین نموده است تعدی کند ، خدا را ناقص الایمان
ملاقات خواهد کرد.
امیرالمؤمنان ( علیه السلام ) می فرماید:
(( ایمان بر شناخت قلب و اقرار به زبان و عمل با اعضاء و
جوارح استوار است. ))
حقیقت ایمان
وقتی ایمان انسان زیاد شد و به حدی از کمال رسید که مقام پروردگارش را درک کرد و
در حقیقت خود را شناخت و به واقع مطلب پی برد و فهمید که تمامی امور بدست خداوند
سبحان است و او یگانه ربی است که تمام موجودات بسوی او بازگشت می کنند ، در این
موقع بر خود واجب می داند که بر او توکل کرده و تابع اراده او شود و او را در تمامی
مهمات زندگی خود وکیل گرفته و به آنچه در مسیر زندگیش مقدر می کند راضـی شـده و بر
طبـق شـرایع و احکـامش عمـل می کنـد و اوامـر و نـواهیش را بکـار می بندد. در این
مرحله انسان بسوی عبودیت و بندگی معطوف گشته و پروردگار خود رابا خلوص و خضوع عبادت
می کند ، علاوه بر آن به سوی اجتماع معطوف گشته و نیازهای مردم را برآورده می کند و
نواقص و کمبـودها را جبـران می نماید و از آنچه خداوند ارزانیش داشته از مال و علم
و غیر آن انفاق می نماید.
امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند:
(( من احب لله و ابغض لله و اعطی لله فهو کمل ایمانه. هر
کس برای خدا دوست بدارد و برای خدا دشمن بدارد و برای خدا انفاق کند ایمانش کامل
است.))
خداوند تعالی مؤمنین را در برابر پذیرش دعوت و اطاعت ایمان او پاداش فراوان
عنایت می فرماید و مقام قرب خویش را به بنده عطا می کند.
طبرانی از حارث بن مـالک انصـاری روایت کـرده کـه روزی از کنـار رسـول خدا ( صلی
الله علیه و آله ) می گذشت ، حضرت پرسیدند: حارث حالت چطور است؟ عرض کرد : مؤمن
حقیقی شده ام. حضرت فرمودند : فکر کن و حرف بزن ، برای هر چیزی حقیقتی است ، حقیقت
ایمان تو چیست؟ عرض کرد : نسبت به دنیا بی رغبت شده ام ، همه شب را به عبادت و همه
روز را به روزه می گذرانم و گویا اهل بهشت را می بینم که در بهشت بدیدار یکدیگر می
روند و گویا اهل جهنم را می بینم که از ناله و فریاد صدا به صدای هم داده اند.
حضـرت سـه مرتبه فرمودند : حارث حقیقت ایمان را درست شناخته ای پس ، از دست مده.
خـداوند مـؤمنان را به میدان مسابقه فرا خوانده است ،
هر کس در آن تلاش کند به همان مقدار از رحمت پروردگارش
برخوردار می شود.
در سوره حدید آیه ۲۱ می فرماید :
(( به سوی آمرزشی که از طرف پروردگارتان است پیشی گیرید و
به بهشتی که به پهنای آسمان و زمین است و مهیا شده است برای کسانی که به خدا و
رسولش ایمان آورده اند.))
برای برنده شدن در مسابقه به لوازم بسیاری احتیاج داریم یکی از آنها وظایف و
تکالیفی است که به عهده ما گذاشته شده و چنانچه گذشت ، همه اعضای بدن وظیفه ای
جداگانه بر عهده دارند و هر کس بخواهد به کمال ایمان دست پیدا کند باید وظایف
خدا را به درستی انجام دهد و بندگی خود را در درگاه خداوند تعالی به اثبات برساند.
اللهم صل علی محمد و آله و
بلغ ایمانی اکمل الایمان
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست و ایمان ما را به کاملترین درجات ایمان برسان.
|