بسمه تعالی
قسمت اول
عنوان :
انسان شناسی چه معنايی دارد ؟
با توجه به ابعاد گوناگون علم، انسان شناسی مهم ترين شاخه علم است که عالمان و
متفکران بسياری درباره آن تحقيق و مطالعه می کنند. در اين
علم به دنبال پاسخ به سوالات زير هستيم ؛ واقعاً انسان کيست؟ شامل چه ابعاد و
اجزائی می شود؟ و هدف از خلقت او چه بوده است؟ اما ، برای پاسخ ،
در ابتدا بايد بدانيم انسان شناسی به چه معناست ؟
براستی اگر داستان خلقت که در کتب آسمانی آمده است صحيح باشد ، چرا انسان های
خطا کار و مايل به بدی زياد هستند ؟ حقيقت انسان چيست ؟ آيا بر غرايز حيوانی خود ،
صفات شيطانی و رذيله و صفات الهی و فضيله آگاه هستيم ؟ آيا ميزان بدی و خوبی
رفتارهای خود را می دانيم ؟ آيا به شباهت هايی که برخی انسان ها در صفات خود به
حيوانات دارند فکر کرده ايم ؟ آيا به قوه غضب و عصبانيت خود و قوه شهوت و
درخواستهای غريزی خود ، آگاهی داريم ؟ اگر قبول داريم که خداوند ، عالم ماورا طبيعت
، جهان پس از مرگ ، قيـامت ، وجود پيامبران برای هدايـت انسانها
و ... واقعيـت دارند ؛ پس ، چرا
آنها را در زندگی فراموش می کنيم و به دنبال خطا و گناه می رويم؟ و بسياری سوالات
ديگر .....
برای پاسخ به سوالات فوق بايد سخن را از حديث پيامبر اسلام (صلی ا... علیه و آله
و سلم) شروع کنيم که می فرمايند :
«
مَن عَرَفَ نَفسه فَقَد عَرَفَ رَبّه : تا زمانی که از
خود و روح و نفس خود آگاه نشويم نمی توانيم خدا را بشناسيم. تنها راه رسيدن به خدا
و شناخت خدا ، شناخت
خود است. »
همچنين خداوند در آيه ۵۳ سوره مبارکه فصلّت فرموده اند :
« سنريهم آياتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتّی يتبيّن لهم
انّه الحّق : زود باشيم که بنمايانيم به ايشان، آثار قدرت
کامله خود رادر عالَم و در نفسهای ايشان تا معلوم شود برای ايشان که او به حق
پروردگار است. »
بنابراين ، برای شناخت حقيقی خداوند بايد نفس خود را بشناسيم و اگر به اين درک
از خود برسيم ، مشتاق به کسب کمالات می شويم و به دنبال علم اخلاق و چگونگی تهذيب و
پاکسازی نفس خود خواهيم رفت.
مطابق آيات و روايات ؛ انسان موجودی مرکّب از ظاهر و باطن است. بدن همان ظاهر
انسان و نفس يکی از ابعـاد باطنی وی اسـت.
وقتی از خـوردن ، آزار دادن ، انتقـام
گرفتن ، محبـت کردن و ... لذّت می بريم يا تنفّر داريم ؛
در واقع ، هم به بدن پرداخته ايم و هم به نفس ؛ بنابراين ، نفس فقط متعلق به باطن
نيست ؛ بلکه با ظاهر و بدن انسان هم ارتباط نزديکی دارد. نفس ، چهار بعد و لايه
دارد:
۱- روح
۲- جان
۳- عقل
۴- دل
درباره اين چهار بعد در قسمتهای آينده توضيح خواهيم داد ؛ اما ، درباره شناخت
خود يکی از اموری که ما را به اين شناخت می رساند ، شناخت خداوند از خلقت اوست.
مطابق آيات قرآن ، هنگامی که خداوند اراده به خلق انسان کرد ، ملائکه اعتراض
کردند که اين انسانها به يکديگر رحم نمی کنند ، همديگر را می کُشند ، خونريزی می
کنند و عدالت را رعايت نمی کنند. خداوند در پاسخ می فرمايند:
« من می دانم و آگاهم از آنچه که شما نمی دا نيد.
»۱
و اين، همان راز خلقت بود.
خداوند در گوش انسان اسراری را گفته و از نفخه روحی- سرشت وجودی - خود در او
دميده و يک وجهه الهی به انسان داده است. خداوند انسان را برای جانشينی خود در زمين
آفريدند و برای چنين مسئوليتی ، بايد از نفخه الهی استفاده می کردند و
فطرت خدا جويی انسان ، يکی از ابعاد نفخه الهی است.
اگر انسان بنابر فطرت خداجويش به دنبال راز خلقتش باشد و اموری مثل
، چه چيزی بخورد؟ کجا بخوابد؟ رسيدگی به ظاهر و جسم و يا
توجه به نمره بيست فرزندش - بجای تربيت اخلاقی او - را کنار
بگذارد ، به دنبال خوبی ها و کمالات می رود.
در واقع از اراده و اختيار که از ديگر ابعاد نفخه الهی می باشند ، استفاده کرده
و راه هدايت را يافته است.
علاوه بر آنچه گفته شد ، خداوند به انسان عقل و شعور داده اند تا درست را از
نادرست تشخيص دهد. عليرغم امکانات داده شده ، صد و بیست و چهار هزار پيامبر فرستاده
اند تا هميشه يک هدايتگر روی زمين باشد و انسان فريب شيطان را نخورد. اولين انسان ،
حضرت آدم (علیه السلام)، خود پيامبر بود و آخرين هدايتگر
حضرت مهدی (عجل ا... تعالی فرجه شریف) – که در غيبت می باشند – از نسل پاک آخرين
پيامبر ، حضرت محمد (صلی ا... علیه و آله و سلم) ، هستند .
بنـابراين ، سعـادت و ظـلالت انسـانها به اراده و اختيـار
آنهـا بستـگی دارد. اگـر خـود را بشنـاسيـم ، می توانيم راه هدايت به سمت
سعادت خود را نيز بيابيم و به هدف خلقت برسيم. بايد تلاش کنيم ، تفکر کنيم و در خود
مطالعه کنيم تا بتوانيم به مرحله عمل برسيم و سعادتمند شويم.
در قسمت آينده ، ادامه مطلب را توضيح خواهيم داد.
والسلام علی عباد ا...
الصالحين
۱. سوره بقره / ۳۰

|