|
بسمه تعالی
قسمت دوازدهم
عنوان : مکر خدا چيست ؟
يکی از صفات قوه غضبيه ، خوف است که
البته توضيح آن در مباحث آينده خواهد آمد ؛ اما ، در اين مبحث به يک قسم از آن می
پردازيم که
ايمنی از مکر ا...
است. به نظر علامه ملا احمد نراقی مکر خداوند همان
امتحان الهی است. خداوند با
امتحانی که از بندگانش می کند ، مکر خود را به ايشان نشان می دهد.
مکر در اصطلاح عامه به معنای فريب و
حيله است ؛ اما ، در رابطه با خداوند اين تعبير به گونه ای ديگر می باشد. هنگامی که
خداوند بندگانش را امتحان می کند ، اين امتحان را در قالب و شکل های مختلف قرار می
دهد ، به نحوی که اگر بنده ای معرفت و اعتقاد درستی به خداوند نداشته باشد ؛ متوجه
نمی شود ، مثلاً فلان اتفاق که در زندگی اش پيش آمده ، در حقيقت امتحان الهی است و
ممکن است دم به شِکوه و شکايت بگشايد و اظهار نارضايتی کند ؛ لذا ، از پوشيده و
پنهان بودن و آشکار نبودن امتحانات الهی ، تعبير به مکر
می شود.
بسياری از اتفاقات در زندگی ما امتحان
الهی هستند و ما غافليم و نمی دانيم ؛ البته ، انسانهای معتقد و کسانی که به بصيرت
و معرفت رسيده اند ، می دانند که انسان هر لحظه در حال امتحان است و در نتيجه گله و
شکايت نمی کنند و به خدا توکل می کنند.
پس ، برای ايمنی از مکر خداوند ؛
اول بايد عظمت و جلال الهی را درک کنيم ، بعد از آن بايد بدانيم که خداوند را
مؤاخذه نکنيم و اظهار نارضايتی ننماييم.
در ضمن ، اين نکته را هم بايد بدانيم
که امتحانات الهی برای سير صعودی و تکامل ما است و خداوند در حقيقت ، برای رسيدن به
کمال ، ما را امتحان می کند ؛ مانند ، امتحانات نهايی که دانش آموزان در پايان سال
تحصيلی می دهند تا به مقطع بالاتری بروند ، با اين تفاوت که خداوند برای سنجش بصيرت
و معرفت بندگانش بسياری از امتحاناتش را آشکار نمی کند و تا بنده ای متوکل به
خداوند و انسانی معتقد نباشد ، نمی تواند اين امتحانات را درک کند و در نتيجه به
خطا می افتد و تعبير
مکر الهی -
همانطور که در بالا هم اشاره شد - به همين دليل است.
در توضيح بيشتر مطلب اينکه امتحانات خداوند می تواند به شکل عذاب ها و سختی هايی
باشد که برای انسان پيش می آيد. اگر انسان در برابر دردها و ناراحتی ها کفران نعمت
خداوند را بگويد ، به جهالتی دچار می شود که عظمت خدا را درک نمی کند و نمی بيند.
ريشه اين جهالت و کفران غفلت
است.
در اثر غفلت ، از تـشخيص امتحـان
الـهی عـاجز می شـويم و عـظمـت و جـلال حضـرت حق را نمی توانيم درک کنيم ؛ لذا ، از
امتحان سرافکنده بيرون می آييم. دنباله اين سرافکندگی ، جهل مجدد است ؛ بدين معنا
که از سرافکندگی خود هم بی خبر می مانيم ، يعنی ؛ نمی فهميم که امتحان الهی را بد
داده ايم و به نتيجه درست نمی رسيم.
پس ، بايد اسباب غفلت را بشناسيم و از
خود دور کنيم. برخی اسباب غفلت ، عبارتند از :
۱- عدم درک عظمت خداوند و
امتحان حضرت حق. اين مورد برابر با جهل است.
۲- عدم اعتقاد به محاسبه
روز قيامت.
انسان غافل ، از محاسبه روز قيامت غافل
است. خداوند جواب اعمال ما را در روز قيامت می دهد و با غفلت از اين امر جهل ايجاد
می شود. از طرف ديگر جهل زمينه ای می شود برای تقويت اين دو سـبـب. کـسی کـه از
محاسبـه روز قيامـت می ترسـد به اسـلام و مـسلمـانی نـزديـک می شـود. او می خواهد
مسلمان محسوب شود ؛ بنابراين ، در اعمال خود دقت می کند.
اگر از روز قيامت ترس نداشته باشيم ،
از اسلام دور می شويم و به کفر می رسيم. برای مثال ، در حديثی امير مؤمنان علی (
عليه السلام ) به نقل از رسـول خـدا ( صـلی ا... عليـه و آله و سلم ) می فرمايند :
« کسی که ديگران از دست و زبان او آزار ببينند
مسلمان نيست. » پس ، مسلمان کسی است که حتی يک نفر هم از او ناراضی نباشد.
اگر ما حداقل ، يکبار کاری کنيم که
ديگری از دست يا زبان ما آزار ببيند ، برای همان يکبار - موقتاً - اسلام از ما
برداشته شده است. پس ،
غفلت برابر است با دور شدن از اسلام.
ما با مراقبه در اعمال خود و تأمل
در خداوند ، می توانيم عظمت و جلال حضرتش را درک کنيم ؛ بنابراين ، هرگز در برابرش
شِکوه و شکايت نمی کنيم و هميشه شاکرش هستيم. پس ، بايد با مراقبه و دقت از
امتحانات الهی غافل نشويم تا از مکر الهی ايمن بمـانيم و بـدانيم ، فقـط خداونـد
اسـت که می تواند ما را ياری دهد ؛ پس ، پناه بر او می بريم و از او ياری می جوييم.
|