انگليسی

بسمه تعالی

قسمت سيزدهم

عنوان : يأس از روح ا... و نااميدی از رحمت خدا

 آيا نااميدی نجات بخش است يا اميدواری؟

        صفت سوم از صفات رذيله متعلق به قوه غضبيه ، يأس از رحمت خدا است.

        اين صفت يکی از گناهان کبيره ای است که باعث هلاکت معنوی و حتی مادی انسان می شود و در به هلاکت رساندن انسان قدرتی عظيم و خاص دارد. چنين انسانی مدام در اين تصور است که خداوند به او کمک نمی کند و او را مورد رحمت خود قرار نمی دهد. اين تصور ، گناه کبيره است و اين شخص تا هنگامی که اين گونه تصور می کند ، در حال انجام گناه کبيره است ؛ اگر چه ، خود بی خبر است.

        خداوند در سوره زمر آيه ۵۳می فرمايند : « قل يا عبادی الذين اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه ا... ان ا... يغفر الذنوب جميعاً انه هو الغفور الرحيم : ای بندگانم که بر خود ستم و اسراف روا داشته ايد ، از رحمت خدا نااميد نشويد ، همانا خداوند همه گناهان را ( به جز حق الناس ) می آمرزد ، به درستی که او بسيار بخشنده و رحيم است. » طبق اين آيه شريفه اگر مشکلی هم برای ما پيش می آيد ، در اثـر ستم و اسراف بر خودمان است. بدين جهت ، خطاهای ما پاگير خودمان می شود ؛ ولی ، باز هم رحمت خداوند شامل حالمان می گردد و ما را اميدوار به آمرزش و رحمت خود می کند.

        خداوند در سوره حجر آيه ۵۶ در ادامه مطلب آيه قبلی می فرمايند : « قال و من يقنط من رحمه ربّه الّا الضّالّون : هيچ کس مگر گمراهان  از رحمت خدا نااميد نخواهند شد. » اما ، چرا خداوند گمراهان را همان نااميدان از رحمت خدا می داند؟

        شيطان از راه يأس بر انسان وارد می شود و با تشديد اين يأس ، وی را از اينکه خداوند ناظر بر اعمال اوست نيز ، نااميد می گرداند. اين فرد ،  اصل حکومت خدا بر خود و جهان هستی را زير سوال می برد ؛ پس ، به تدريج به کفر می رسد. او حق را نمی بيند و روی آن را می پوشاند و اين گمراهی است.

        حضرت علی ( عليه السـلام ) خـطاب بـه مردی که از رحمت خدا نااميد بود می فرمايند : « ای مرد ! يأس تو از رحمت خدا ، بدتر است از گناهانی که کرده ای. »۱ يعنی ؛ رحمت خداوند بی انتها است و ما با يأسی که داريم از رحمت خداوند دور می شويم. ما بايد به وسيله اميد در برابر شيطان و يأسی که بر دل ما می اندازد مقاومت کنيم و بدانيم که خداوند توبه پذير است.

        رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در جمع اصحاب فرمودند : « اگر شما ذره ای از آنچه من خبر دارم می دانستيد ، لحظه ای خندان نبوديد و هميشه در گريه و انابه بوديد. » خداوند توسط جبرئيل امين وحی فرستادند که : « بندگان مرا از درگاهم نااميد مکن. »۲ پس ، آنچه رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) می بينند ، مخصوص ايشان است و آنچه مردم می بينند مـخصوص آنـهاست ، يعنی ؛ هر کس به اندازه استطاعتش حرکت می کند و مهم اين است که حرکت هميشه سازنده باشد.

        بعضی از انسانها به قدری مأيوس اند که ديگران را هم مأيوس می کنند و حتی آنها را به افسردگی می کشانند. اينها نوعی بيماری روحی - روانی دارند و بقيه را هم مريض می کنند. مانند حکايت مردی از بنی اسرائيل که از رحمت خدا نااميد بود و مردم را به نااميدی دعوت می کرد. خداوند به حضرت موسی ( عليه السلام ) وحی فرستادند که به او بگو : « مردم را از درگاهم نااميد مکن ! اين بندگان برای من عزيز هستند. »۳ واقعاً ، اگر خدا بندگانش را دوست نداشت ، آيا آنها را می آفريد؟

        ما بايد ، فقط به حدی که به حالت يقظه و بيداری برسيم نااميد باشيم و از خطاهايی که مرتکب شده ايم هراسان ، تا حرکت نفس را کنترل کنيم و با مراقبه ، مواظب باشيم که اگر از راه درست و مستقيم خارج شديم ، با اشاره و توجه به قيامت و حساب و کتاب آن روز و اموری اين چنين ، به حالت نااميدی در آييم و نفس را از غرق شدن در خطا کاری پرهيز دهيم.

        بنابراين ؛ فقط برای تربيت نفس ، ياد گناهان هستيم و از خدا و روز قيامت و مرگ می ترسيم و در عين حال ، با يادآوری بخشندگی خدا ، به ايمان خود قوت می دهيم و به رحمتش اميد داريم. درنتيجه ، نااميدی ما با اميد همراه است ؛ البته ، نمی توان اين دو را با هم داشت ؛ لذا ، برای يک لحظه - از درون - نـااميـد و از بـيرون سربلند و اميدوار هستيم. ما نبايد اجازه بدهيم که نااميدی درون ، دائمی شود ؛ چرا که بالاخره خودش را نشان می دهد و حتی ، ديگران را از رحمت خدا نااميد می کند. نفس و روح ما اين دو حالت را در کنار هم درک می کند و درهيچ کدام غرق نمی شود.

        نبايد حالت درونی ما در ظاهرمان بروز پيدا کند ؛ بلکه بايد همواره ظاهری يکنواخت ، اميدوار و خندان داشته باشيم و ناراحتی ها و غم هايمان در درونمان بماند.

        يکی از خلقيات ناپسندی که برخی از انسان ها دارند ، اين است که می خواهند ديگران را در غم و شادی خويش شريک کنند ؛ در حالی که انسان سالمِ مؤمن ، با ديگران روابط روحی - اجتماعی صميمانه ای دارد و در عين حال ، در دلش هزاران جنگ و جدال با نفسش می کند ؛ اما ، اگر کسی سالها با اين آدم نشست و برخاست کند ، متوجه نمی شود که چه زمان ناراحت و غمگين و چه زمان خوشحال است.

        علت اصلی اين بشاشيت چهره و رفتار مؤمن اين است که دريچه دلش هميشه به رحمت خدا باز است. او خدا را حاضر و ناظر بر اعمالش می بيند ؛ لذا ، تمام سختيها را برای رضای حضرت حق به جان می خرد و همه تلاشش جلب رضای خداوند است. بينش چنين شخصی به خداوند وسيع است و به جای شکوه و شکايت به خدا ، جلوه های رحمت او را می بيند. هر مصيبتی که بر او وارد می شود ، او را به ياد مصائب ابا عبدا... الحسين ( عليه السلام ) می اندازد ، خاطره مصائبی که اهل بيت ( عليهم السلام ) تحمل کردند تا اسلام زنده بماند ، هميشه در خاطر اوست ؛ لذا ، دائماً دست به دامان اهل بيت ( عليهم السلام ) است. حضور خدا و معصومين ( عليهم السلام ) را درک می کند و آرامش و سکونی وصف نشدنی دارد. انبساط خاطر و آرامش او به ديگران هم سرايت می کند.

        مؤمنی که اميدوار به رحمت خداوند است ، هميشه در انتظار ظهور تجليات خدا بر خود است. خداوند در سوره احزاب آيه ۲۱ می فرمايند : « لقد کان لکم فی رسول ا... اسوه حسنه لمن کان يرجوا ا... و اليوم الاخر و ذکر ا... کثيراً : همانا رسول خدا ، الگوی نيکويی برای شما است و برای آنکه اميدوار به رحمت خداست و به روز آخرت اميدوار است و خدا را بسيار ياد می کند. » قلب و روح او هميشه در انتظار درک و رؤيت محبوب است. او خدا را می طلبد و چون انسان ، مظهر اسماء و صفات خداوند بر زمين و آسمان ها است ، به دنبال برقراری رابطه دائمی ميان خود و محبوب است. او به دنبال کسب آرامش از طريق جمع آوری مال و مقام نيست ؛ بلکه آرامش واقعی را ، در مظهر عملی حق تعالی شدن می بيند.

        کسانی که بـه تـجليات الهی دست يافته اند و يا آشنا با اين امور می باشند ، عاشق خداوند می شوند و هميشه در سرور و انبساط هستند. ايشان چون به يقين رسيده اند ، تابع محض خدا و تسليم او هستند. آنها حق و حقيقت را درک می کنند ؛ لذا ، خدا را درمی يابند و لقاء ا... می رسند.

        بنابـراين ، تـلاش در جـهت خود سـازی و تـصفيه نفـس و روح ، عـاملی بـرای درک رحـمت خـدا می باشد. مطلبی که خيلی مهم است ، مراقبت از عمل خيری است که انجام می دهيم. بايد تخمی که می کاريم سالم باشد ، از آن مراقبت کنيم تا تبديل به  نهال و سپس درخت شود ، ميوه سالم و مفيد بدهد و اين ثمره در حقيقت ، ذخيره آخرت ما است.

        پس ، بايد نيت ما ؛ رضای خدا ، عمل برای خدا و کنترل شديد برای حفظ نتايج اين دو باشد تا ذخيره آخرت بـاقی بماند. به اين ترتيب ؛ حتی ، اگر اولاد به درستی تربيت و هدايت و کنترل صحيح نشود ، بلای آخرت ما خواهد شد.

        ملا احمد نراقی می فرمايند : « هرگاه انسان تخمی را کاشت و گفت : " اين ذخيره آخرتم است. " غرور دارد. »۴

        لذا ، عملی که از رذايل اخلاقی و نفسانی به دور باشد و در چهاچوب عقل و شرع برود ، صد در صد صحيح است و به عمل صالح منتهی می شود و فقط عمل صالح است که ذخيره آخرت می باشد.

        کسی که هم علم دارد و هم عمل می کند ، صاحب عمل صالح می شود. چنين فردی اميدوار است و در چهارچوب اطاعت و عبادت خدا قرار دارد. صاحب عمل صالح ، لذت های دنيا را برای دنيا می گذارد و لذت عمل صالح را برای آخرت و در حقيقت ، با اين نوع تفکر است که روزی و نعمت خداوند ، وسيع می شود و ما به کمالات انسانی دست پيدا می کنيم.

        دلی که می خواهد به کمالات برسد بايد محل محبت و انس با پروردگار باشد. ما حديثی از قول معصوم ( عليه السلام ) داريم که می فرمايند : « دل مومن حرم خداست. در حرم خدا ، ورود غير خدا جايز نيست. » دل هرزه دلی است که به هر مکان و هر امری مشغول می شود ، از ياد و نام خدا خالی است و سرکشی می کند. دل هرزه گرفتار دنيا است. گرفتاری او به رفتارش هم سرايت می کند و حتی ديگران را هم گرفتار می سازد ؛ مثلاً ، اگر ساعت اين فرد گم شده باشد ، تمام دوست و فاميل خبردار می شوند و دل مشغولی دائمی اين شخص به آنها سرايت می کند.

        دلی که برای خدا مشغول باشد ، در هر امری با يک لحظه تفکر و تعقل به نتيجه گيری می رسد و به آن فکر ، عمل می کند. مهم نيست که فاصله نتيجه گيری تا عمل زياد باشد. آنچه مهم است ، نتيجه گيری صحيح و جمع کردن فکر و دل و خاطر خود از مشغول شدن به اين گونه امور دنيايی است. حضور دائم خدا در دل مؤمن ، معرفت به خدا می آورد و هر چه معرفت بيشتر باشد ، خوف او از خدا هم زيادتر است.

         اهل معرفت ، هم خدا را می شناسد هم خود را. او می داند که به چه ميزان به دنيا وابسته است. افکار و اوهام خود را بررسی می کند و هر آنچه را که از حضور خدا خالی است به دور می ريزد. چنين شخصی مراقبـه دارد و ريـشه شهوات را در دل می خشـکاند و آنچه را که ميان او و خدا فاصله می اندازد نيز ، به دور می ريزد. او از مرگ هراس دارد و می داند چقدر جان کندن و جدا شدن از دنيا برايش سخت است.

        پس ، کسی که صاحبِ دلِ خدايی است ، معرفت هم خواهد داشت و به دنبال آن ، اميد به خدا می آيد. دنباله اميد ، عمل صالح خواهد بود و عمل صالح ، تنها ثمره و ذخيره آخرت برای انسان است.

                                                     

                                                                      ان شاء ا... که جزء اميدواران به خداوند باشيم.  

 

 


 ۱. ۲. ۳. ۴. معراج السعاده / صفت سوم قوه غضبيه / صفحات ۱۸۷ و ۱۸۹

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.