انگليسی

بسمه تعالی

قسمت چهاردهم

عنوان : رجاء به خدا

انسان اميدوار چگونه انسانی است؟

        اين صفت حالتی درونی است. انسان اميدوار به خدا ، در دل احساس انبساط ، سرور و بهجت می کند. او شوق ارتباط با محبوب را دارد و به همين علت ؛ قرائت قرآن ، اداء نماز و انجام ساير عبادات را دوست دارد.او به اميد نزديکی به خداوند ، عبادت می کند.

        انسان اميدوار ، از گناه پرهيز می کند و می داند که گناه ، ميان او و خدا فاصله می اندازد. گناه عامل يأس است و انسان مأيوس از رحمت خدا ، از خدا فاصله می گيرد. البته ، نمی توان به قدری به رحمت الهی اميدوار بود که جسارت ارتکاب به گناه را پيدا کرد. پس ، اگر انسان بخواهد مسير حق را برود ، بايد در خوف و رجاء باشد و اين همان تعادلی است که انسان کامل به آن می رسد.

        اميرالمؤمنان حضرت علی ( عليه السلام ) به ديدن مسلمان بيماری رفت. بيمار به حضرت گفت : « من به حالتی رسيده ام که هر چه نگاه می کنم ، خود را غرق در گناه و معصيت خدا می بينم. گناه به من فشار وارد می کند ؛ ولی ، با وجود ترس از گناه ، باز هم چشم اميدم به رحمت خدا است. » امير المؤمنان ( عليه السلام ) فرمودند : « ترس و اميد يکجا در دل بنده جمع نمی شود ، مگر اينکه تو در حالتی باشی که با يادآوری گناهانت ، اميدت به رحمت خدا باشد. »۱ پس ، اميد [ به خدا ] همراه با ترس [ و نگرانی از گناهان ] معنا پيدا می کند.

    اميد به خدا ، تعابير گوناگونی دارد :

۱-    توکل و خلوص

      انسان اميدوار به خدا هر چه انجام می دهد ، به خاطر خدا است. چنين شخصی تابع محض خداوند است و هرگز از او شکايت نمی کند. اگر دعا می کند ، روزه می گيرد و تمام عباداتش را به موقع انجام می دهد ؛ حتی ، اگر نفسش را به زحمت می اندازد و از خواب شيرين می زند تا نماز شب بخواند ، به اميد بهشت يا درجات معنوی نيست ؛ چرا که او بنده خالص خدا است.

        او معتقد است که هر چه از طاعات و عبادات انجام دهد ؛ باز هم ، حق خدا را بجا نياورده است. آنچه برای خدا ارزشمند است ، نيت خالص ما و اميد ما به رحمت اوست. با کثرت عمل ، نمی توان بهشت را خريد ؛ بلکه بايد ، هدف نزديکی به خدا باشد. خداوند دوست دارد بنده اش بندگی کند ، در حالی که اميد به رحمت او دارد و ما بايد بپذيريم هر چه هم بندگی کنيم ، در مقابل نعمت های خدا هيچ است.

انسان خالص ، عمل خود را قبول ندارد و هميشه خود را در مقابل خداوند مقصر می داند. او خود را از ديگران برتر نمی داند و به دنبال اين است که عملش مقبول درگاه الهی باشد. او می داند که بايد به دنبال تزکيه نفس باشد تا به کمال برسد ؛ بنابراين ، به دنبال کسب کمالات مادی يا ظاهری و يا تعريف ديگران و حتی کثرت عمل نيک نيست. او هرگز به عمل خود اطمينان ندارد و هميشه خود را نيازمند به خدا می داند.

يکی از بزرگترين بدی های انسان اين است که خود را خوب می بيند. ما اگر خود را در مقابل سايرين ، پايين ببينيم و بپذيريم که نقص داريم ، حتی می توانيم يک ديوانه را رام کنيم ؛ اما ، چون خود را قبول داريم و هميشه از خدا طلبکار هستيم ، راضی به رضای او نمی باشيم و هميشه شکايت می کنيم.

        انسان اميدوار ، در کار خداوند « چـرا ؟ » نـمی آورد ، بلکـه می دانـد هر مصـيبتی که بـر او وارد می شود علتی دارد و هرگز خداوند دست حمايتش را از سر او برنمی دارد. او حتی ، اگر در دنيا صدمه بخورد ، ديگران با او بد رفتاری کنند ، خانه اش را دزد بزند و يا  مصايب ديگری برايش حادث شود ، باز هم به دنبال جلب رضايت خداوند است و همه اين امور را از او می داند. پس ، توکل او بر خدا خواهد بود و هرگز اميد او قطع نمی شود.

        چنين شخصی تمام اعمال نيکش را در طَبَق اخلاص می گذارد و با احترام تقديم خداوند می کند. در مقابلِ هيچ آزاری شکايت نمی کند و همه چيز را ، فقط به خاطر رسيدن به خدا تحمل می کند. اين تحمل بسيار او به خاطر انرژی مثبت فراوانی است که دارد. هدف ماورائی او ، انرژی معنوی بسياری به او می بخشد و از او يک انسان مقاوم می سازد.

۲-    حسن ظن به خدا

       امام باقر ( عليه السلام ) می فرمايند : « در کتاب علی بن ابی طالب ( عليه السلام ) ديدم که رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) بر بالای منبر فرمودند : " قسم به آن خدايی که غير از او خدايی نيست ، خير دنيا و آخرت به هيچ مؤمنی داده نشـده است ؛ مگر ، به واسطه حسن ظن به خدا. " » ۲   

        حسن ظن به خدا همان ، اميدواری به خدا است. کسی که به خدا حسن ظن دارد ، هر چه را از خدا به او می رسد خير می بيند و به دنبال کسب حسن خلق برای خود است و در اين مسير خداوند الگوی او است ؛ چرا که حسن خلق از خداوند است.

هنگامی که خداوند پاسخ بدی های ما را با خوبی می دهند ، گناهان ما را ناديده می انگارند و عصيان ما را تلافی نمی کنند ، يعنی ؛ حسن خلق دارند. خداوند گناهان ما را می بخشند ، در حالی که ما از گناهان ديگران نمی گذريم. خداوند هيچ بنده ای را نااميد نمی کنند و اگر بنده ، فقط به او توکل کند و به او حسن ظن داشته باشد ، خداوند رهايش نمی کنند.

انسانی که به خدا حسن ظن دارد ، نافرمانی نمی کند و در حق ديگران نيز ، کوتاهی نمی نمايد. او می داند که هر چه گناه کند ، از اميدش به خدا کم می شود و فاصله اش با خدا زياد می شود.

۳-    اميد به فضل خدا

       رسول خدا ( صـلی ا... علـيه و آلـه و سـلم ) فرمودند : « خـداوند در قيـامت به بـنده می فرمايند : " چه چيز باعث شد که تو منکر من شدی؟ چه چيز باعث شد که بين من و تو فاصله بيفتد؟ چه چيز تو را به انجام منکرات و گناه وادار کرد؟ " بنده خدا عذر می آورد ؛ ولی ، در نهايت می گويد : " با وجود اين که گناه کردم ، به رحمت تو اميد داشتم. " خداوند امر می کنند که او را رها کنند تا اميدش قطع نشود. اما ، اگر بنده عذر آورد و در آن ، تمام تقصيرات را بر گردن ديگران بيندازد ، خداوند امر می کند او را به جهنم بيفکنند ؛ چرا که او اميدوار نيست و هميشه با افکار منفی و گناه آلود زندگی کرده است. »۳

        در روايت ديگری آمده است : « برخی از بندگانی که در جهنم هستند ، دائم ناله می زنند و خدا را صدا می کننـد. از خداونـد می خواهند تـا به حق اسـمائش ، به آنـان کمـک برساند. خدا می فرمايـند : " اين بندا را بياوريد تا علت ناله هايش را بدانم. " بنده را می آورند. وقتی خداوند از او سوال می کنند ، اگر شکايت از جای خود کند ، خداوند امر می کنند به خاطر عدم اميدش به رحمت  ما ، او را به جهنم بازگردانـيد. امـا ، اگر بنـده بگويـد که " من در دنيا ، هميشه به رحمت تو اميدوار بودم. "  خـداوند امـر می کنند که او را به سبب اميدش ، به بهشت ببرند. »۴ اميد به فضل و بزرگواری خداوند تا اين حد انسان را نجات می دهد.

        انسانی که در دنيا ، فقط به دنبال گذراندن امورات مادی خود است و توجهی به خدا ندارد ، جزء گروهی است که اگر به جهنم برود ، به خاطر نااميديش است. روح او عادت کرده که هميشه از خدا طلبکار باشد و هيچ چيز را از او نبيند ؛ پس ، به فضل او نيز اميدوار نخواهد بود.

۴-    ديد و بينش الهی داشتن

       انسان اميدوار همه چيز را از منظر خدا می بيند. مقام دنيا وسيله رسيدن به خدا است ؛ پس ، بايد مراقبه صد در صد باشد و تزکيه نفس کامل شود و هيچ گاه هم ، غفلت وارد نشود. انسانی که ديدگاه مادی دارد به نتيجه نمی رسد. فردی که منتظر نتيجه گرفتن است نيز ، به نتيجه نمی رسد. انسانی موفق است که هميشه خدا را مد نظر داشته باشد و حتی يک لحظه هم از او غافل نشود. در نهايت ، انسان اميدوار به خداوند هميشه تلاشگر است و هرگز خسته نمی شود. او از هيچ کس توقع کمک ندارد و تنها ، اميدش به خدا است. انسان اميدوار هميشه خود را از قافله نيکان عقب می بيند و عمل نيک خود را ناچيز می شمارد ؛ لذا ، اميدش تنها ، به رحمت خداوند است و اين واقعيتی است که همه انسانها بايد به آن برسند.


۱. ۲. ۳. ۴. معراج السعاده /  صفت رجا به خدا / صفحات ۱۹۰ و ۱۹۱

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.