اين صفت حالتی درونی است. انسان
اميدوار به خدا ، در دل احساس انبساط ، سرور و بهجت می کند. او شوق ارتباط با محبوب
را دارد و به همين علت ؛ قرائت قرآن ، اداء نماز و انجام ساير عبادات را دوست
دارد.او به اميد نزديکی به خداوند ، عبادت می کند.
انسان اميدوار ، از گناه پرهيز می کند
و می داند که گناه ، ميان او و خدا فاصله می اندازد. گناه عامل يأس است و انسان
مأيوس از رحمت خدا ، از خدا فاصله می گيرد. البته ، نمی توان به قدری به رحمت الهی
اميدوار بود که جسارت ارتکاب به گناه را پيدا کرد. پس ، اگر انسان بخواهد مسير حق
را برود ، بايد در خوف و رجاء باشد و اين همان تعادلی است که انسان کامل به آن می
رسد.
اميرالمؤمنان حضرت علی ( عليه السلام )
به ديدن مسلمان بيماری رفت. بيمار به حضرت گفت : « من به حالتی رسيده ام که هر چه
نگاه می کنم ، خود را غرق در گناه و معصيت خدا می بينم. گناه به من فشار وارد می
کند ؛ ولی ، با وجود ترس از گناه ، باز هم چشم اميدم به رحمت خدا است. » امير
المؤمنان ( عليه السلام ) فرمودند :
« ترس و اميد يکجا در دل بنده جمع نمی شود ، مگر اينکه تو در حالتی باشی که با
يادآوری گناهانت ، اميدت به رحمت خدا باشد. »۱ پس ، اميد [ به
خدا ] همراه با ترس [ و نگرانی از گناهان ] معنا پيدا می کند.
اميد به خدا ، تعابير گوناگونی دارد :
۱- توکل و خلوص
انسان اميدوار به خدا هر چه انجام می دهد ، به خاطر خدا است. چنين شخصی تابع
محض خداوند است و هرگز از او شکايت نمی کند. اگر دعا می کند ، روزه می گيرد و تمام
عباداتش را به موقع انجام می دهد ؛ حتی ، اگر نفسش را به زحمت می اندازد و از خواب
شيرين می زند تا نماز شب بخواند ، به اميد بهشت يا درجات معنوی نيست ؛ چرا که او
بنده خالص خدا است.
او معتقد است که هر چه از طاعات و
عبادات انجام دهد ؛ باز هم ، حق خدا را بجا نياورده است. آنچه برای خدا ارزشمند است
، نيت خالص ما و اميد ما به رحمت اوست. با کثرت عمل ، نمی توان بهشت را خريد ؛ بلکه
بايد ،
هدف نزديکی به خدا باشد.
خداوند دوست دارد بنده اش بندگی کند ، در حالی که اميد به رحمت او دارد و ما بايد
بپذيريم هر چه هم بندگی کنيم ، در مقابل نعمت های خدا هيچ است.
انسان خالص ، عمل خود را قبول ندارد و هميشه خود را در مقابل خداوند مقصر می
داند. او خود را از ديگران برتر نمی داند و به دنبال اين است که عملش مقبول درگاه
الهی باشد. او می داند که بايد به دنبال تزکيه نفس باشد تا به کمال برسد ؛ بنابراين
، به دنبال کسب کمالات مادی يا ظاهری و يا تعريف ديگران و حتی کثرت عمل نيک نيست.
او هرگز به عمل خود اطمينان ندارد و هميشه خود را نيازمند به خدا می داند.
يکی از بزرگترين بدی های انسان اين است که خود را خوب می بيند. ما اگر خود را در
مقابل سايرين ، پايين ببينيم و بپذيريم که نقص داريم ، حتی می توانيم يک ديوانه را
رام کنيم ؛ اما ، چون خود را قبول داريم و هميشه از خدا طلبکار هستيم ، راضی به
رضای او نمی باشيم و هميشه شکايت می کنيم.
انسان اميدوار ، در کار خداوند «
چـرا ؟ » نـمی آورد ، بلکـه
می دانـد هر مصـيبتی که بـر او وارد می شود علتی دارد و هرگز خداوند دست حمايتش را
از سر او برنمی دارد. او حتی ، اگر در دنيا صدمه بخورد ، ديگران با او بد رفتاری
کنند ، خانه اش را دزد بزند و يا مصايب ديگری برايش حادث شود ، باز هم به
دنبال جلب رضايت خداوند است و همه اين امور را از او می داند. پس ، توکل او بر خدا
خواهد بود و هرگز اميد او قطع نمی شود.
چنين شخصی تمام اعمال نيکش را در طَبَق
اخلاص می گذارد و با احترام تقديم خداوند می کند. در مقابلِ هيچ آزاری شکايت نمی
کند و همه چيز را ، فقط به خاطر رسيدن به خدا تحمل می کند. اين تحمل بسيار او به
خاطر انرژی مثبت فراوانی است که دارد.
هدف ماورائی او ، انرژی معنوی بسياری
به او می بخشد و از او يک انسان مقاوم می سازد.
۲- حسن ظن به خدا
امام باقر ( عليه السلام ) می فرمايند :
« در کتاب علی بن ابی طالب ( عليه
السلام ) ديدم که رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) بر بالای منبر فرمودند :
" قسم به آن خدايی که غير از او خدايی نيست ، خير دنيا و آخرت به هيچ مؤمنی داده
نشـده است ؛ مگر ، به واسطه حسن ظن به خدا. " »
۲
حسن ظن به خدا همان ، اميدواری به خدا است. کسی که به خدا حسن ظن
دارد ، هر چه را از خدا به او می رسد خير می بيند و به دنبال کسب حسن خلق برای خود
است و در اين مسير خداوند الگوی او است ؛ چرا که حسن خلق از خداوند است.
هنگامی که خداوند پاسخ بدی های ما را با خوبی می دهند ، گناهان ما را ناديده می
انگارند و عصيان ما را تلافی نمی کنند ، يعنی ؛ حسن خلق دارند. خداوند گناهان ما را
می بخشند ، در حالی که ما از گناهان ديگران نمی گذريم. خداوند هيچ بنده ای را
نااميد نمی کنند و اگر بنده ، فقط به او توکل کند و به او حسن ظن داشته باشد ،
خداوند رهايش نمی کنند.
انسانی که به خدا حسن ظن دارد ، نافرمانی نمی کند و در حق ديگران نيز ، کوتاهی نمی
نمايد. او می داند که هر چه گناه کند ، از اميدش به خدا کم می شود و فاصله اش با
خدا زياد می شود.
۳- اميد به فضل خدا
رسول خدا ( صـلی ا... علـيه و آلـه و سـلم )
فرمودند :
« خـداوند در قيـامت به بـنده می
فرمايند :
" چه چيز باعث شد که تو منکر من شدی؟
چه چيز باعث شد که بين من و تو فاصله بيفتد؟ چه چيز تو را به انجام منکرات و گناه
وادار کرد؟ " بنده خدا عذر می
آورد ؛ ولی ، در نهايت می گويد : " با وجود اين که گناه کردم ، به رحمت تو اميد
داشتم. " خداوند امر می کنند که او را رها کنند تا اميدش قطع نشود. اما ، اگر بنده
عذر آورد و در آن ، تمام تقصيرات را بر گردن ديگران بيندازد ، خداوند امر می کند او
را به جهنم بيفکنند ؛ چرا که او اميدوار نيست و هميشه با افکار منفی و گناه آلود
زندگی کرده است. »۳
در روايت ديگری آمده است :
« برخی از بندگانی که در جهنم هستند
، دائم ناله می زنند و خدا را صدا می کننـد. از خداونـد می خواهند تـا به حق
اسـمائش ، به آنـان کمـک برساند. خدا می فرمايـند : " اين بندا را بياوريد تا علت
ناله هايش را بدانم. " بنده را می آورند. وقتی خداوند از او سوال می کنند ، اگر
شکايت از جای خود کند ، خداوند امر می کنند به خاطر عدم اميدش به رحمت ما ،
او را به جهنم بازگردانـيد. امـا ، اگر بنـده بگويـد که
" من در دنيا ، هميشه به رحمت تو
اميدوار بودم. "
خـداوند امـر می کنند که او را به سبب اميدش ، به بهشت ببرند. »۴
اميد به فضل و بزرگواری خداوند تا اين حد انسان را نجات می دهد.
انسانی که در دنيا ، فقط به دنبال
گذراندن امورات مادی خود است و توجهی به خدا ندارد ، جزء گروهی است که اگر به جهنم
برود ، به خاطر نااميديش است. روح او عادت کرده که هميشه از خدا طلبکار باشد و هيچ
چيز را از او نبيند ؛ پس ، به فضل او نيز اميدوار نخواهد بود.
۴- ديد و بينش الهی داشتن
انسان اميدوار همه چيز را از منظر خدا می
بيند. مقام دنيا وسيله رسيدن به خدا است ؛ پس ، بايد مراقبه صد در صد باشد و تزکيه
نفس کامل شود و هيچ گاه هم ،
غفلت وارد نشود. انسانی که
ديدگاه مادی دارد به نتيجه نمی رسد. فردی که منتظر نتيجه گرفتن است نيز ، به نتيجه
نمی رسد. انسانی موفق است که هميشه خدا را مد نظر داشته باشد و حتی يک لحظه هم از
او غافل نشود. در نهايت ، انسان اميدوار به خداوند هميشه تلاشگر است و هرگز خسته
نمی شود. او از هيچ کس توقع کمک ندارد و تنها ، اميدش به خدا است. انسان اميدوار
هميشه خود را از قافله نيکان عقب می بيند و عمل نيک خود را ناچيز می شمارد ؛
لذا ، اميدش تنها ، به رحمت خداوند است و
اين واقعيتی است که همه انسانها بايد به آن برسند.
۱. ۲. ۳. ۴. معراج السعاده /
صفت رجا به خدا / صفحات ۱۹۰ و ۱۹۱