انگليسی

بسمه تعالی

قسمت هجدهم

عنوان :صفت ششم از صفات رذيله و اخلاق جميله متعلقه به قوه غضبيه ، بی غيرتی و بی حميتی

انسان غيرتمند.

        يکی از آثار قوت نفس ، ويژگی حميّت و غيرت است. انسانی که غيرتمند است ، به خود در بسياری مسائل تذکر می دهد ، هشدار می دهد و نسبت به اطرافيان خود غيرتمند است و احساس مسئوليت می کند. انسانی که غيرت دارد ، شعور دارد و اين شعور برای او شجاعت می آورد.

        امام صادق ( عليه السلام ) می فرمايند : « خداوند تبارک و تعالی غيور است. » ۱ پس ، صفت غيرت در خداوند وجود دارد ؛ لذا ، خداوند افرادی را که غيورند دوست دارد.

        انسان غيرتمند ويژگی هايي دارد :

        ۱- اعمال ناشايست ظاهری و  باطنی را حرام می کند. پس ، مردی که به همسرش می گويد : « خودت را بپوشان ! » غيور است.

        ۲- نسبت به دينش حساس  و متعهد است. اگر کسی به دين او توهينی کند ، واکنش نشان می دهد. رسول اکرم ( صلی ا... عليه  و  آله و سلم ) می فرمايند : « دل مرد بی غيرت سرنگون است. »۲ اگر مردی در اهل خانه خود امری منافی غيرت را ببيند ، بايد خونش به جوش آيد. اين شجاعت و  شهامت است  که  مانند  آن را جز  در حضرت ابوالفضل ( عليه  السلام ) در کمتر کسی می توان يافت.

        حضرت عباس ( عليه السلام ) با وجود اينکه می دانستند رفتن به سمت نهر فرات تا چه حد خطر دارد ؛ ولی ، رفتند و تعداد زيادی را در راه رفت و برگشت کشتند و تلاش کردند تا آب بياورند ؛ چراکه امامش به ايشان امر کرده بود و ايشان احساس تکليف می کردند. صاحب غيرت به درجه شهامت هم می رسد. قبلاً گفتيم که درجه شهامت از بالاترين درجات معنوی است.۳

        خداوند  بر خانه  مردی  که در مقابل  امر  منافی غيرت  در  منزلش سکوت  می کند مرغی  را می فرستد. اين مرغ چهل شبانه روز بالای سر خانه اين مرد می نشيند  و بالهايش  را  باز  و بسته می کند و به چشمهای مرد خانه می نگرد ، يعنی اينکه بيدار شو! وقتی روز چهلم گذشت و مرد بيدار نشد می رود. از آن زمان روح ايمان از اين مرد مفارقت می کند و هيچ تضمينی برايش وجود ندارد ؛ چرا که پاسخ تلنگری را که به او زده اند نداده ؛ لذا ، هيچ توقع شفاعتی برايش نيست. در اين زمان ، ملائکه او را با لفظ زشتی که معنای آن بی غيرت است ، صدا می زنند. ۴ ( در اين روايت جنبه معنوی مورد نظر است و درک آن به ديدن مرغی با چشم ظاهری نيست. )

        اميرمومنان علی ( عليه السلام ) خطاب به مردم عراق می گويند : « شما مردانی بی غيرت و بی حميت هستيد که زنانتان به بازارها می روند ، وارد اجتماع مردان می شوند و شانه به شانه آنها حرکت می کنند. » ۵ اين غيرتمندی يا عدم آن متوجه مردی هم که برای دختر دو ساله اش غيرتمند نيست می شود. 

        نبايد بگذاريم غيرت در ما بميرد ؛ چرا که وقتی مُرد ديگر برنمی گردد و فايده ای ندارد. پس ، از همان کودکی و دوران خردسالی بايد در لباس پوشيدن فرزندانمان حد و حدود بگذاريم ، نه اينکه هر چه دوست دارند بپوشند. بايد به آنها ياد بدهيم مطابق شرع خدا بپوشند. اگر بچه ای در سن خردسالی ياد نگيرد که چه پوششی داشته باشد ، در بزرگسالی هم ياد نمی گيرد.

         امام حسين ( عليه السلام ) بسيار مأخوذ به  حيا بودند. روزی  در  ايام  جوانی  از کنار رودی می گذشتند. چند تن از جوانان هم سن و سال ايشان به داخل آب رفته و مشغول شنا بودند. امام حسين ( عليه السلام ) با اصرار آنها ، در حالی که لباس تنشان بود ، درون آب رفتند. وقتی هم بيرون آمدند ، مدتی نشستند تا لباسشان خشک شود و بعد حرکت کنند. ( مبادا که لباس خيس به تن ايشان بچسبد. ) امام ( عليه السلام ) اين پرده حيا را پاره نکردند. پس ، ما بايد به فرزندان خود آموزش بدهيم که از کودکی حيا را حفظ کنند و بدانند که اگر حالا بی تفاوت شوند ، بعداً بسياری چيزهای ديگر برايشان بی اهميت می شود.

        بايد به فرزندانمان آموزش بدهيم که وارد محيط های ناسالم يا رفتارهای ناسالم و غلط نشوند. مثلاً ، ما وقتی مراقب فرزندمان هستيم ، متوجه می شويم که او با کسی دوست شده است که در منزلشان ، مسائل شرعی چندان رعايت نمی شود. پس ، ما بايد به قدری محافظ روح و فکر و تربيت او باشيم که نگذاريم آنچه غلط است در روح فرزندمان وارد شود. اين ، يعنی ؛ غيرتمند بودن.

        ۳- حقوق همه مخلوقاتی را که با او مرتبط اند ادا می کند. مثلاً ، در روستايی سقف يکی از آغل ها خراب شده است و باران و برف بر سر گوسفندان و گاوها می ريزد. انسان غيرتمند نمی تواند اين صحنه را ببيند و سکوت کند. اگر صاحب اين حيوانات غيرتمند باشد ، سريع اقدام به تعمير می کند ؛ چراکه اين حيوانات هم بر گردن او حق دارند و به او سود می رسانند ؛ پس ، حتی حقوق آنها را بايد رعايت کند.

        ۴- انسان غيرتمند نمی گذارد کسی در دين بدعت ، شبهه ، مبالغه و ادعای باطل وارد کند. بايد از افراط و تفريط در دين پرهيز کنيم تا هيچ گونه بدعت و شبهه ای وارد نشود.

        ۵- اهل امر به معروف و نهی از منکر است. او نمی گذارد کسی در حضورش گناه کند ؛ حتی اگر فرزندش با آدم نا اهلی دوست شود ، دست از امر به معروف و نهی از منکر بر نمی دارد. بی اهميت از کنار وقايع نمی گذرد.

        ۶- او اهل غفلت نيست. انسان غافل به تدريج به وسواس دچار می شود و به خاطر غيرت زياد که منجر به وسواس است ، در امور دينی  حساس  می گردد ؛ بدعت می گذارد ، تعصب بيجا دارد ، احتياط های بيجا می کند و همين امورباعث می شود که او به تدريج به وسواس در دين بيفتد. برای مثال ، ما می بينيم کسی در حال وضو گرفتن است. در اين حالت ، اگر به وضو گرفتن او دقت کنيم ، ممکن است متوجه يک اشکال احکامی در وضو گرفتنش بشويم ؛ پس ، برای جلوگيری از وسواس خود - در اين امر - بهتر است دقت نکنيم و از کنار اين موضوع بگذريم.

        اگر ما اهل مراقبه و تزکيه باشيم ، از اين امور پرهيز می کنيم. انسان اهل مراقبه نمی گذارد در دينش اشکال وارد شود. او نسبت به ديگران هم غيرتمند است. او می داند که بر عهده هر مسلمانی است که نگذارد معصيت شود ؛ حتی اگر ديگران او را به تمسخر بگيرند. او به آينده فکر می کند که همه خواهند فهميد ؛ نبايد گذاشت معصيت شود. او طالب اين آگاهی و هشياری است.

        در زمان حکومت منصور دوانيقی ، او برای جلوگيری از زيارت مرقد ابا عبد ا... الحسين ( عليه السلام ) به مردم گفته بود که بايد فلان مبلغ  پول بدهيد. زائران آن مبلغ پول را می دادند و به زيارت می رفتند. بعد از مدتی ، دستور داد که بايد يک  دست خود  را نيز  بدهيد. باز  هم  زائران  به زيارت می رفتند و دست خود را می دادند. بار ديگر گفت که بايد هر دو دست خود را بدهيد. اين بار هم مردم داوطلب شدند. بالاخره منصور دستور داد که روی محل زيارتگاه ابا عبد ا... ( عليه السلام ) را آب ببندند تا شايد جلوی حضور زائرين گرفته شود.

        انسان صاحب غيرت اينگونه است ، حاضر است دستش را بدهد ؛ ولی ، دينش را حفظ کند. در حالی که ما فقط به دنبال پول هستيم. اگر پول نداشته باشيم ، ادعا می کنيم که امکانات هم نداريم و حتی تأمين مالی و جانی هم وجود ندارد. صاحب غيرت محافظ اهل منزل خود است و به دنبال تأمين مالی و جانی ايشان است. اسلام برای حفظ غيرت زن و مرد اموری را واجب ، مکروه ، مستحب و حرام دانسته است. مثلاً ، امير مومنان علی ( عليه السلام ) خواندن سوره يوسف را برای زنان ( به قولی هنگام جاری شدن عقد نکاح ) منع کرده بودند ۶ ؛ چرا که در سوره يوسف از داستان يوسف و زليخا سخن گفته می شود و اگر زنی اهل لغزش باشد ، غريزه اش با اين آيات به حرکت می افتد. چنانکه خواندن سوره نور برای زنان توصيه شده است ؛ چرا که اين سوره مملو از امور اخلاقی و اجتماعی و فردی است و يا اينکه رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) فرموده اند : « به زنان هنر پنبه رشتن را ياد بدهيد. » چرا که اگر اهل هنر و  سرگرمی  نباشند ، از  بيکاری  به فکرها  و تصورات  غلط آلوده می شوند و اهل معصيت خواهند شد. همچنين فرموده اند : « زن ها را در غرفه ها جای ندهيد. »۷ که منظور حضرت غرفه های خريد و فروش است ، يعنی ؛ از زنان برای خريد و فروش اجناستان استفاده نکنيد ؛ چرا که وارد معصيت می شوند.

        رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در جايی ديگر فرموده اند : « به زن خط ياد ندهيد. » چرا ؟ چون در زمان ايشان حدود پنج نفر کاتب بودند. ( البته بعدها بيشتر شدند. ) اگر زنی کتابت ياد می گرفت ، شهرتی به دست می آورد که ديگران - حتی مردان - را به طرف خود می کشيد و اين امر باعث معصيت می شد.

        البته ، اين نکته قابل ذکر است که آنچه رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) فرموده اند ، در زمان خودشان مصداق عينی داشته و در حال حاضر ، خانم ها خط ياد می گيرند ، قرآن حفظ می کنند و امور اجتماعی مختلفی برعهده شان است ؛ ولی ، مثلاً ، برای ارائه قرآنی که حفظ کرده اند روی صفحه تلويزيون ظاهر نشوند. مثل بانو امين ، با وجود اينکه ايشان مجتهد و مفسر قرآن کريم بودند ، هرگز اجازه ندادند عکسشان گرفته شود و نيز بر صفحه تلويزيون ظاهر نشدند. اين همان قلم در دست نگرفتنی است که رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در زمان خود فرمودند.

        ۷- او با صلابت و با مهابت است. انسان صاحب غيرت بايد به قدری محکم باشد که ديگران از او خوف داشته باشند. برای مثال ، مردی که صاحب غيرت و مهابت است ، بر زندگی خانواده مسلط است. او همسرش را از جهت اخلاقی کنترل می کند. اگر همسرش حسود است ، مراقب است و زن را تعليم می دهد و تربيت می کند که حسادت را کنار بگذارد. اگر دقت کنيم ، مردانی که شغلشان سفر است در خانه صلابت ندارند. همسر و فرزندانشان - به ظاهر - آسوده هستند ؛ ولی ، حضور محکم مرد در زندگی حس نمی شود.

        يک نمونه قابل توجه نقل می کنم ، خانمی همسرش معتاد بود و چهار فرزند پسر داشت. اين مادر - در طول زندگی مشترک - کاری کرد که بچه ها به اعتياد پدرشان پی نبرند ؛ لذا ، هميشه رابطه پدر و فرزندی در اين خانواده حفظ شد و حرمت پدر از بين نرفت و به اصطلاح قُبح کار شکسته نشد. در نتيجه ، هر چهار فرزند به مدارج بالای علمی رسيدند و هميشه رابطه خوبی هم با پدر داشتند.

        يکی از اموری که صلابت مرد را از بين می برد ، تشابه او به زنان است. در آخر الزمان ، مردها از زنان قابل تشخيص نيستند. هر چه باعث شود مابين زن و مرد نتوانيم تشخيص بدهيم ، حرام است. مثل پوشيدن کت و شلوار برای خانم ها که اگر صورت مردانه داشته باشد ، آنها را به شکل مردان نزديک می کند.

        در نهايت ، بايد بدانيم که غيرت ، يعنی ؛ نگهداری از مال ، خانواده ، آبرو و دين خود و اين کار انجام شدنی نيست ؛ مگر ، با دقت ، علم ، جهد و کوشش. کسی که اهل جهل است با غيرت مخالف است ، مثل کسی که احکام را - دقيق - نمی داند و نظر می دهد. مثلاً ، حالا رايج شده ؛ چون ، در نماز پيدا  بودن پای خانم از مچ به پايين ايرادی ندارد ، می گويند : « پس جلوی نامحرم هم ايرادی ندارد. » اين حرف ( حکم ) از جهل انسان است. اگر جاهل باشيم ، غيرتمندی در احکام را نيز رعايت نمی کنيم و هر حکمی که خواستيم می دهيم.

        ۸- او با سکون و آرامش ديگران را به غيرت دعوت می کند. انسان صاحب غيرت با جدل و فرياد حکم خدا را جاری نمی کند. مثلاً ، اگر می خواهد بگويد مال حرام نخوريد ، فرياد نمی زند. فردی که فرياد  می زند ، جسور  است و به دنبال زورگويی است ، عجله می کند و سعی دارد در جمع قلدری کند ؛ پس ، سکون و آرامش لازمه غيرتمندی است.

        ۹- او با اهل معصيت همنشين نمی شود و مداهنه ۸ نمی کند. غيرت او اجازه نمی دهد که اهل معصيت را کنار خود تحمل کند. او تلاش می کند به نحوی به آنها هشدار دهد و بيدارشان کند. به اصطلاح سعی در امر به معروف دارد. او می داند که اگر اهل خانه اش به معصيت عادت کنند و فعل حرام انجام دهند ، روی او هم اثر می گذارد و زندگی خانواده از هم می پاشد.

        او می داند که اگر روزی ، گناه از غير گناه ، برايش تفاوتی نداشته باشد ؛ دچار ضعف نفس خواهد شد و عاقبت چنين فردی در نهايت به الحاد می رسد. او می داند که اين راه به تدريج از بی غيرتی نسبت به دين شروع و به بی غيرتی نسبت به خدا می انجامد. پس ، بايد در زمينه غيرتمندی صبور باشيم.

        خداوند همان طور که به مرد دستور غيرتمندی و به زن دستور صبر می دهد ، به مرد امر می کند که محيطی آرام در منزل  ايجاد کند  و به خانم خانه کمک هم بکند. مرد بايد بداند در زندگی اش چه می گذرد و بايد در امور زندگی مداخله کند. پس ، دخالت مرد نشانه غيرتمندی اوست. مرد غيرتمند ، اجازه نمی دهد همسرش در منزل بيکار بنشيند.

        قبلاً هم گفتيم که بيکاری زن عاملی برای ورود او به معصيت است. خانمی بود که اهل علم و دروس حوزوی بود. همسرش برای ايشان نوار و کتاب می آورد تا در خانه درس بخواند. ايشان درس خواند و ليسانس حوزه را گرفت. ( هم در منزل بود و هم شوهر داری و بچه داری می کرد و هم درس خواند. ) البته ، شوهر اين خانم - خود - اهل علم بود و با ايشان مباحثه می کرد. اين زندگی همراه با موفقيت بود ؛ چون ، تلاش و تفاهم در کنار هم وجود داشت.

        ۱۰- او سعی در تعليم دين به خانواده دارد و با دقت در امور زندگی غيرت به خرج می دهد. به همين خاطر ؛ سعی می کند هر گوشه از زندگيش متناسب با شأن اخلاقی و دينی خانواده اش باشد. مثلاً ، لباس مناسب شأنش می پوشد و يا هر جايی می رود ، مطابق شأنش می رود.

        ما بايد ، حتی ، در خانه هم مطابق شأن خود لباس بپوشيم. منزل حريم عفت است و برای حفظ حرمت منزل بايد لباسی پوشيد که اهل منزل به خطا و معصيت نيفتند و در عين حال شأن اهل خانه رعايت شود. اين نشانه غيرتمندی اهل خانه است.

        انسان غيرتمند به اين اهميت می دهد که فرزندانش قناعت کنند ، بی احترامی نکنند ، مودب باشند و به اموری چون احکام غذا خوردن آشنا باشند ؛ پس ، نبايد شکم بارگی را به بچه ها آموزش دهيم ؛ بلکه بايد با دليل و برهان با فرزندان خود صحبت کنيم.

        بچه بايد بداند هر چه متعادل تر بخورد ، عقلش بيشتر کار می کند. بايد به بچه تعادل در خوراک را آموزش بدهيم. برای مثال ، بچه ای که شير خواره است ، هر چه بيشتر شير می خورد بر می گرداند. اگر مادر دقيق باشد ، می داند که چند دقيقه شير بخورد برای او کافی است و نمی گذارد بيشتر بخورد. اين مادر به بچه تعليم تعادل در خوراک را می دهد. والدين بايد سعی کنند در تهيه امکانات برای شير خوردن بچه به سمت حلال بروند ، يعنی ؛ از راه حلال غذای بچه را مهيا کنند.

        وقتی کودک به سنی رسيد که زن را از مرد تشخيص داد ، بايد آداب نيکان را به او آموزش دهيم ؛ يعنی اينکه آداب نيک خوردن را به او آموزش دهيم. مثلاً ، چگونه لقمه بگيرد ، چگونه بجود ، دست خود را در سفره دراز نکند ، از مقابل بزرگتران غذا را برندارد. پر خوری را به او آموزش ندهيم.

        در باب خود آرايی و تزيين لباس ، به فرزند خود آموزش دهيم که در بند لباس و زينت آلات نباشد. از همنشينی فرزند خود با کودکانی که در رفاه مطلق هستند پرهيز کنيم. بايد نحوه نشستن ، نگريستن ، سخن گفتن ( که او را در جرگه متکبران قرار می دهد ) کنترل شود و نگذاريم که فرزندمان اين گونه رفتار کند. ۹

        در هر صورت ، کار مادر ؛ بارداری ، زايمان و شيردهی است. تربيت فرزند بر عهده پدر است. مادر اگر اهل تربيت کردن باشد ، در طول نه ماه بارداری و دو سال شيردهی ، بچه را تربيت می کند. اين بچه که طی حدود سه سال تربيت شده است با يک اشاره پدر حرکت می کند. اين نوع تربيت کردن مادر و پدر نشانه غيرت آنان است.

        اما ، کسی که صاحب غيرت و حميت است چه می کند؟

        ۱- رد بدعت. ( قبلاً اين قسمت را دربخش ويژگی های انسان غيرتمند ، در قسمت چهارم ، توضيح داده ايم. )

        ۲- مقابل کسی که به دين اهانت کرده است ، ساکت ننشينيم. ما وظيفه داريم از دين دفاع کنيم و موظفيم مقابل اهانت کنندگان به دين بايستيم. اين  مقابله  را به خاطر  بيدار  ساختن آنها  انجام می دهيم. (قبلاً اين  قسمت را  در بخش  ويژگی های  انسان  غيرتمند ، در قسمت  نهم ، توضيح  داده ايم. )

        ۳- دفع ادعای باطل کنندگان دين. (قبلاً اين قسمت را دربخش ويژگی های انسان غيرتمند ، در قسمت چهارم ، توضيح داده ايم. )

        ۴- رد شبهه منکرين. مثلاً ، امروزه رايج  شده  است  از کرم - ضد آفتاب - که پوست  را روشن می کند ، استفاده می کنند و برای اثبات عمل خود می گويند : « اين عمل مرسوم است. » در حالی که آيا مردم وسط يا پايين شهر هم اين عمل  را انجام می دهند؟ آيا در روستاها هم اين عمل انجام می شود؟ پس ، برای دين و به جهت تبرئه خود ، حکم جديد ندهيم. بايد بدانيم که شبهه تبديل به کفر می شود.

        ۵- کشتن کسانی که از دين برمی گردند. در اسلام حکمی داريم که اجازه می دهد مرتد کشته شود ؛ البته ، حاکم شرع بايد اجازه بدهد. پس ، اين غيرت در دين است که نتوانيم حضور مرتد را تحمل کنيم.

        ۶- رد انکار امر ضروری در دين. مثلاً ، به تازگی رسم شده است که در مسافرت نماز نمی خوانند و می گويند : « بعداً قضای آن را به جا می آوريم. » پس ، ضرورت دين - نماز - را انکار می کنند. در احاديث خوانده ايم که در آخرالزمان ، مومنان نمی توانند در جمع نماز بخوانند ؛ - چرا که مردم به آنها تهمت ريا می زنند و غيبتشان را می کنند.- پس ، اين نوع رفتار مردم که اشاره شد ، تجلی همين روايت مذکور است.

        قبلاً ، در مورد غيرت زن و مرد صحبت کرديم. در اين بخش روايتی از زندگی رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) و حضرت زهرا ( سلام ا... عليها ) را نقل می کنيم. روزی رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) به حضرت زهرا ( سلام ا... عليها ) فرمودند : « از برای زنان چه بهتر است؟ » حضرت فاطمه ( سلام ا... عليها ) پاسخ دادند : « اينکه هيچ مردی را نبينند و هيچ مردی هم ايشان را نبيند. » ۱۰ پس ، رسول اکرم ( صلی ا... عليه و آله و سلم )  حضرت زهرا ( سلام ا... عليها ) را به سينه چسبانيدند و به اين وسيله سخن آن حضرت را تاييد کردند.  پس از اين قضيه بود که مردان امت رسول اکرم ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) سوراخهای ديوارهای خانه خود را پوشاندند تا هيچ ارتباطی ميان مردان و زنان نباشد. ( منظور ديدن است. ) 

        رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) به حدی غيرت را برای مرد واجب می دانستند که اطاعت از همسر را در چند چيز عامل سرنگونی مرد می شمردند. اطاعت در اموری مانند ؛ رفتن به حمام ها ، عروسی ها ، عزاها ، عيدگاهها ، پوشيدن جامه نازک. ۱۱ مردی که همسرش را از گفتگو و خنديدن با نامحرم منع می کند ، از شنيدن صدای آواز نامحرم ، از معاينه دکتر مرد ، ( در حالی که از حد معمول بگذرد ) و از هم صحبتی با زنانی که او را به گناه می اندازند ؛ مثلاً ، می روند به زيارت ؛ ولی ، با حجابهای نادرست و رفتار گناه آلود در راهروی هتل می ايستند و می خندند و بلند بلند صحبت می کنند ، ممانعت می کند ؛ شيوه و منش اش غيرتمندی است.

        زنان هم غيرتمند هستند ؛ مثلاً ، اين از غيرتمندی زن است که به قدری محکم حرکت کند ، در جمع قرار گيرد و با ساير خانم ها يکرنگ و يک شکل باشد که هيچ مردی نتواند او را از خانم های ديگر تشخيص دهد ؛ حتی ، در برخی مواقع ، همسرش هم وی را در جمع تشخيص ندهد.

        بايد بدانيم که تا روح ايمان در ما هست ، غيرت هم هست و با از بين رفتن يکی از اين دو ، ديگری هم از بين می رود. مردی که در خيابان حرکت می کند و برايش مهم نيست که مردان نامحرم به همسرش نگاه می کنند ، روح ايمان ندارد. در احاديث بسياری ائمه ( عليهم السلام ) مردان و زنان را به غيرت دعوت کرده اند که به برخی از آنها - در اين مبحث - اشاره کرديم.

        قبل از ظهور اسلام هم زنان در جايگاه خود بودند. زنان مشغول به امور منزل و مردان مشغول به امور خارج از منزل بودند. تقريباً ، از زمان قاجار به بعد مفسده بی غيرتی و بی حميتی در ايران رايج شد. البته ، پس از رحلت پيامبر اسلام ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) اين مفسده در کل ممالک اسلامی شيوع يافت. بايد دانست که در دين اسلام هيچ اشکالی نيست ؛ اما ، حاکمان  پس از پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در عمل ، به رواج بی غيرتی پرداختند.

        در احاديث ذکر شده است که خداوند غيور است ۱۲ و غيرت خداوند اجازه نمی دهد که برای دين ، احکام نگذارد ؛ لذا ، محدوديت هايی که در روابط زن و مرد نامحرم وجود دارد ، به خاطر غيرتمندی خداوند است. در هر حال ، اگر ما به دنبال خليفه ا... شدن هستيم ، بايد از صفت غيرتمندی خداوند تابعيت کنيم و اين صفت را در خود به ظهور برسانيم. ان شاء ا... که بتوانيم اين صفت را در وجود خود اجرا کرده و با توکل به غيرتمندی پروردگار ، به تکامل در اين صفت برسيم.

        آخرين بحث ما در رابطه با غيرت ، غيرت بر مال است. در غيرت بر مال ، رعايت چند نکته ضروری است :

        ۱- مال از چه راهی به دست می آيد. انسان عاقل به دنبال تحصيل مال حلال است. مثلاً ، اگر معلم است ، بايد تمام ساعات کارش را صرف  تعليم  کند و نگذارد وقت تلف شود يا اگر يک کارمند است ، بايد ساعات کارش پر بار باشد. در غير اين صورت ، مالی که برای اين ساعات گرفته است ، حرام می شود. البته ، بايد تلاشمان را بکنيم که مالمان حلال  باشد و بقيه  را  بايد به  خدا  بسپاريم. ( يعنی ؛ اميدوار باشيم که خداوند کوتاهی ما را ببخشد و چون تمام تلاش خود را کرده ايم ، چشم اميدمان به عنايت خداوند است تا ان شاء ا... مالمان حلال محسوب شود. )

        ۲- مالی که به دست ما می رسد بايد در جهت تحصيل آخرت خرج شود. با اين مال می توان احتياجات دنيايی را رفع کرد ؛ ولی ، حتماً يک شرط خاص بايد باشد. بايد ، شرط معرفت و طاعت نسبت به خداوند به آن ضميمه شود. مثلاً ، ما در ظاهر پرده ای برای منزل خود می خريم ؛ ولی ، چون نيت خود را معرفت و انجام طاعت خداوند قرار می دهيم ، برايمان ذخيره آخرت حساب می شود و يا غذايی که می خوريم ، گرچه در ظاهر به جسم ما قوت می دهد ؛ ولی ، چون شرط فوق را دارد ، ذخيره آخرتمان محسوب می شود.

        ۳- مالی که برای خدا خرج می کنيم ، بايد به مستحقش برسد. برای رساندن مال به صاحبش ، بايد معرفت باشد تا  اين  مال  به آخرت ما هم  برسد. کسی که برای  جلب نظر و ديدن  ديگران  پول می دهد ، در حقيقت شخصيت خودش را می خرد. پولی که در راه خدا خرج می شود ، بايد مخفيانه مصرف شود.

        ۴- در مصرف مال ، حد تعادل  رعايت  شود. مالی که زياد يا کم خرج شود ؛ نه به درد دنيای ما می خورد ، نه به درد آخرتمان.

        آدم اخلاقی هر چيزی را با قيمت حد وسط خريداری می کند و اصلاً هم به دنبال استدلال نيست که اگر فلان چيزِ گران تر را بخرم ، محکم تر است يا ... .

        برای اينکه شرعاً مسئول نباشيم ؛ در مال دنيا ، حد وسط به سمت پايين را در نظر می گيريم. به قول معروف حدّ پايين بر حدّ بالا بچربد. البته ، نبايد چيزی بخريم که گويا پول را دور ريخته ايم ؛ ولی ، بايد از حد وسط هم بالاتر نرويم.

        خداوند در قرآن کريم دست انسان را آزاد نمی گذارد تا هر طور می خواهد خرج کند ، بايد خرج کردن با حساب و کتاب باشد ؛ چرا که ما در مقابل خيلی چيزها مسئول هستيم ؛ لذا ، بايد درست خرج کنيم. در حال حاضر ، جوانان بسياری هستند که به خاطر بی پولی نمی توانند داماد شوند. ما در مقابل آنها مسئول هستيم.

        قبلاً گفتيم که انسان عاقل مال حلال به دست می آورد و اين انسان عاقل ، مسئوليت مالی به گردن خودش نمی اندازد ؛ پس ، تعادل را در مصرف مال از دست نمی دهد.

        شايد ما توانايی زياد خرج کردن را داشته باشيم ؛ ولی ، به تعادل خرج می کنيم. به دنبال اين نيستيم که دنيايمان آباد شود.

        ۵- مال را از دست دزدان و خيانتکاران حفظ کنيم. در زمان حاضر ، افراد بسياری هستند که با ديگران شريک می شوند و شريکشان  کلاهبرداری  می کند ؛ در  نتيجه ، مال  آنها را از دستشان درمی آورد.

        در پايان بايد بدانيم ؛ طوری خرج کنيم که شرعاً رجحان نداشته باشد ، يعنی ؛ شرع خدا موردی بهتر و بالاتر از آن در نظر نگيرد و انتخاب شما در مصرف ، شرعاً بهترين نوع مصرف باشد.

        بدانيم که مقتضای غيرت اين است که اموال خود را در زمان حياتمان در راه خدا و امور خير مصرف کنيم. کسی که بر مال خود غيور است ، تا زنده است از مال جدا می شود و آن را در مسير درست خرج می کند ؛ دست نيازمندان را می گيرد ، جهيزيه می دهد و غيره ، چرا که در غير اين صورت ؛ حکايت همان مردی می شود که وصيت کرده بود پس از مرگش رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) دو انبار خرمای  او را  انفاق کنند. حضرت رسول ( صلی او... عليه و آله و سلم ) اين کار را انجام دادند ؛ ولی ، دو عدد خرمای خشکيده ای که در انبار باقی مانده بود را برداشتند و فرمودند : « اگر اين شخص همين دو عدد خرما را  در زمان  حياتش انفاق می کرد ، اجرش بيشتر از دو انبار خرمايی است که اکنون ، پس از مرگش انفاق کرده است. »

         پس ، انسان غيور مال خود را برای وراث نمی گذارد ؛ چرا که همه ورّاث ، مال انسان را در امور خير به مصرف نمی رسانند و چه بسا که ناسزا گويند و ناشکری هم بکنند.

        اين مبحث به پايان رسيد ، اميدواريم که با تهذيب کامل نفس جز غيوران و صاحبان حميّت شويم.

   


۱- معراج السعاده / صفت ششم از قوه غضبيه / صفحه ۲۰۷

۲- همان / صفحه ۲۰۶

۳- برای مطالعه بيشتر به جزوه شماره قبل مراجعه شود.

۴- معراج السعاده / صفت ششم از قوه غضبيه / صفحه ۲۰۷

۵- همان

۶- همان / صفحه ۲۱۰

۷- همان / صفحه ۲۱۰

۸- مداهنه = هم کلام يا به عبارت عامه دهن به دهن شدن است.

۹- آداب غيرت بر اولاد در صفت ششم در قوه غضبيه / صفحات ۲۱۱ تا ۲۱۳

۱۰- معراج السعاده / در بيان طريقه ای که صاحب غيرت از آن تجاوز نمی کند / صفحه ۲۰۸

۱۱- همان

۱۲- معراج السعاده / صفت ششم از قوه غضبيه / صفحه ۲۰۷

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.