انگلیسی

بسمه تعالی

قسمت دوم

عنوان : حقيقت انسان


قبلا گفتيم که آدمی از جسم وروح تشکيل شده است و روح به عبارتی نفس است. جسم انسان هر چه دارد در ظـاهر اسـت و با علم طب مي توان روی آن تحقيق کرد. ايـن بدن متعلق به عالم ماده است ؛ ليکن ، نفس انسان در درجه اهميت قرار دارد ، چرا که نفخه الهی است و از اين جهت از جنس ملائکه است.

نفس و روح از عالم امر ۱  هستند که به خواست خدا به بدن خاکی ملحق شده و برای کشف راز خلقت مأمور هستند. با مرگ جسم ، بدن در خاک می ماند و از جنس خاک می شود و روح و نفس به عالم نور و هستی يا همان عالم امر باز می گردند. سخن ما اينجاست که درحيات دنيوی  ، در دورانی که روح با جسم در سفر دنيای خاکی همراه است ، چگونه بايد باشيم.

اگر هر بدنی را شهری فرض کنيم و نفس متعلق به آن بدن را حاکم شهر بدانيم ، می بينيم که حاکمان بسياری هستند که ظالم اند و شهرشان را به ظلم اداره می کنند و در عوض حاکمانی هم هستند که عادلند و بر شهر خود به عدالت حکم می رانند. روح و نفس حکم سلطان و حاکم شهر بدن را دارند. حيات خاکی و معنوی به دست اين دو است. بدن ، مرکبی برای حکمرانی آنان است. اگر سلطان ، مرکب را به راه حق هدايت کند ؛ به آن راه می رود وگرنه به باطل می رود.

اصل مهم در اين ميان تربيت والدين است. والدين ، مربيان فرزند هستند و بايد به او چگونه راندن اين مرکب را ياد دهند. خصوصا مادر  که وظيفه دور نگه داشتن فرزند از هر نوع آلودگی ِ روحی و جسمی وی را از بدو تولد بر عهده دارد. فرزندی که از آلودگی دور ماند به تدريج معصوم می شود.

معصوميت مورد نظر ما ،  مقام عصمت است. اگر انسانی هرگز به خطا و گناه آلوده نشود و از گذشته نيز توبه نمايد و از عالم خاکی و جسمانی مجرّد شود ، يعنی ؛ علايق او از دنيا و خواست های شهوانی ، قوه غضبيّه و قوه وهميّه قطع شود و عقل بر اين سه قوه مسلّط گردد ، به مقام معنوی عصمت می رسد. مقام عصمت ، برای همه انسان ها ، قابل دست يابی است. خداوند از روی لطف و رحمت و فضلش به ما نظر می کند و شرايطی فراهم می کند تا هرکه بخواهد و تلاش کند به اين مقام برسد. انسان معصوم ، هيچ يک از گناهان گذشته اش باقی نمی ماند ، نامه اعمالش از بين رفته و پاک و خالص می شود. انسانی  که گناهی ندارد ، معصوم است. مجرد است. به عالم قدس دست پيدا کرده است. عالم قدس طبقه هفتـم بهشت است. ملائکه مقـدسه ، ارواح طيّبه و طاهره در اين طبقه اند. وجود انسان از اين طبقه است و بازگشت ما هم بايد به اين طبقه باشد.

پس برای رسيدن به اين کمالات ؛ قدم اول ، ترک معصيت است. انسان دارای عقل ، شعور ، اراده ، نفس ناطقه و قدرت تشخيص است ؛ پس ، نبايد روی جسم سرمايه گذاری کند. بدنی که ما را به معصيت می کشاند و آخر هم در خاک مدفون می شود و همراه ما به عالم قدس بازنمی گردد.

آفرينش بدن به صورتی است که نفس تحريک می شود تا آن را به گناهان ظاهری آلوده کند ؛ مثلا ، خداوند به ظاهر جسم ما ، دسـت و پـا و چشم و صـورت و سـاير اعضـاء و جوارح را داده است. اگر اين ها را وسيله ای برای گناه قراردهيم ؛ مثلا ، آراسـتن ناخـن و بلند کـردن آن ، آرايش صورت ، نشان دادن پـا و  دسـت ( بيشتـر از حـد مجـاز ) به قصـد لذت بردن خود و يا ديگران ، آلوده کردن زبان به دروغ و ... ، آلوده کردن گوش به شنيدن غيبت  و ... ، آلوده کردن چشم به نگاه به نامحرم و ... و آلوده کردن پا به حرکت در مسير گناه ، در حقيـقت به امور نـفسانی پـرداخته ايم و بـه گنـاهان ظاهـری آلـوده شـده ايم.

ما تمام تلاشمان برای آبادی و سلامتی و تقويت و طول عمر جسم است. جسـمی که می خـواهيم بگـذاريمش و برويم ؛ چرا بايد برای آن تا اين حد هزينه کنيم که عالم قدس را از دست بدهيم ؟ نفسی که از عالم قدس به ما داده شده است ، بايد - در همان عالم - به خدا تحـويل دهيم ، در حالی که هيچ کاری در جهت کمالش انجام نداده ايم !

آيا می دانيم نفـس ما چه ويژگی هـايی دارد ؟ چگـونه می شود آن را آراست و به خدا تحويل داد ؟ آيا آلودگی در آن راه دارد ؟ آيا می دانيم آراستن نفس به کمالات ، همان صفات حميده و اخلاق پسنديده و فضايل است ؟ آيا می دانيم آلودن نفس به پستی ها ، همان صفات ناپسند و خبيثه و رذايل است ؟

بايد از پوسته رذايل خارج شويم و به دنبال مراجعت به عالم قدس و رسيدن به حيات حقيقی و الحاق روحمان به روح الهی باشيم. اگر اين گونه باشيم ، جزء کسانی هستيم که زمان لذت بردن و حظّ معنـوی از اين دنيـای خاکی برايـشان رسـيده است. ايـن افـراد زنـده و جـاويـدند و نــزد خـداوند روزی می خورند. خـداونـد می فرمـايـند : « وَ لا تَـحسَـبَنَّ الَّـذيـن قُـتِلُـوا فی سَبيـل الله أمـواتاً بَـل أحيـاء عِندَ رَبِّـهم يُرزَقون. » ۲خداوند در اين آيه ، خطاب به همه انسان هـا فـرموده اسـت که می توانيد زنده و روزی خوار شويد و به حيات حقيقی برسيد.

چه کنيم که جزء روزی خواران نزد پروردگار شويم ؟ تمام تلاش ما در اين مباحث برای اين است که هنگام مفارقت روح از جسم ، زمان ملاقات ما با حضرت حق باشد نه با شيطان و خازنان جهنم. اين ، يعـنی ؛ « عـند ربهـم يـرزقون » و تـلاش مـا به اين نهايـت می رسد. در آيـه ۲۸ سـوره فجر ، خداونـد می فرمايند : « إرجعی إلی ربِّک. » ۳   اين خطاب ، به روح است نه به جسم. جسم که تبديل به خاک می شود. آيا روح بايد آلوده برگردد ؟ يا اينکه روی آن کار شود تا حيات حقيقی پيدا کند و دوباره پاک به سوی پروردگار برگردد.

نقل است که رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) پس از جنگ بدر ميان شهدای بدر حرکت کردند و فرمودند : « هل وَجَدتم ما وعد ربّکم حقّا : ای کشته شدگان بدر ، آيا آنچه را که پروردگارتان به شما وعده داده بود ، يافتيد ؟ » عده ای از مسلمانان پرسيدند : « يا رسول الله ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) اينان که مرده اند ! چطور شما با مردگان سخن می گوييد ؟! » حضرت ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) پاسخ دادند : « اعظم أسمع منکم : اينان از شـما زنـده تر و آگاه ترند. » منظور اين حکايت روزی خواری شهدا نزد خداوند است. هدفی که همه بايد به آن برسيم.

شهدای بدر اهل مقامات معنوی بسيار بالايی بودند. شهادت در اولين جنگ با مشرکين ، سعادت بزرگی بود. آيا اگر اکنون چنين اتفاقی بيفتد ، ما نيـز همـانند آن صحابی رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) چنين پرسشی نخواهيم کرد ؟!

برای تبيين حقيقت انسان و سرّ آفرينش او ، در قسمت های آينده اين سلسله مباحث توضيح خواهيم داد.


                                                                                          والسلام علی عباد ا... الصالحين



 


۱.  تعابير متفاوتی از عالم امر وجود دارد. در کامل ترين تعبير ، عالم امر در مقابل عالم خلق است. عالم خلق متعلق به جهان مادی است و عالم امر متعلق به جهان ماوراء طبيعت است. عالمی که بدون وابستگی به جسم خاکی و نياز به وساطت عوامل مادی ، به امر و اراده مستقيم خداوند به وجود می آيد.

۲. ( آل عمران / ۱۶۹ ) « و گمان نکنيد آنان که در راه خدا کشته شدند ، مرده اند ؛ بلکه زنده ای هستند که نزد پروردگارشان روزی می خورند. »

۳. « ای نفس مطمئنه به سوی پروردگارت باز گرد. »

 

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.