صفت وقار و اطمينان نفس نشانه قوت
نفس و پر دلی است. انسان قوی النفس ، دل بزرگی دارد که با هر حرف و حادثه ای تکان
نمی خورد. او به صورتی زندگی می کند که
هميشه بتواند
زندگی کند. انسان باوقار اگر گرفتار بدترين حادثه ها هم شود ، زياد جزع و فزع نمی
کند ؛ بلکه با
آرامش و طمأنينه جلو می رود.
اين انسان موجب آرامش ديگران است.
اگر بخواهيم به حدی برسيم که وجود ما به همه آرامش بدهد ، بايد وقار را در خود
ايجاد کنيم.
برای اين کار اول ، بايد در هر کاری
توقف و تأمل کنيم و کار را با عقل خود بسنجيم. مثل نماز خواندن که بايد اول ، توقف
کرد ؛ به سکون رسيد و سپس ، نماز را شروع کرد. مستحب است قبل از شروع نماز ؛ اذان و
اقامه بگوييم ، علت استحباب اين امر ؛ ايجاد وقار و سکينه است.
نيّت کردن در هر کاری ، ايجاد فضای وقار در شروع آن کار است. با نيّت ، تأمل
می کنيم ؛ مثلاً ، نيّت در نماز ، يعنی ؛ تأمل در اينکه نماز قضا است يا اداء است و
اصلاً چه نمازی است.
انسان مؤمن با اختيار خود ، تأنی و
سکون را انتخاب می کند. انسان صاحب وقار ، بنا به مصلحت رفتار می کند. مثلاً ، شايد
روزی برسد که برای هدفی و به خاطر مصلحتی ، مجبور به رفتار شلوغ و تندی شود و يا
شايد ؛ حتی ، مجبور شود مانند افراد ديوانه رفتار کند. مثلاً ، بزرگانی بودند که در
دربار پادشاهان ، خود را به سبک عقلان شبيه می کردند - تا تقيه کنند - حتی شيعه
بودند ؛ ولی ، به ظاهر نقش سُنّی ها را بازی می کردند.
صاحبان ادب و شاعران فارسی مثل ،
حافظ و مولوی اظهار تشيّع نمی کردند ؛ ولی ، در باطن شيعه بودند. پس ، نقش بازی
کردن ، از طمأنينه آنها نمی کاهد.
طمأنينه و وقار نفس ، يعنی ؛ کسی در
طول زندگی نتواند به کار تو پی ببرد. خودت تکليف خودت را می فهمی ؛ ولی ، هيچ کس
نمی داند که تو صاحب چه مقاماتی هستی ، به عبارت بهتر ؛ هيچ کس سر از کار تو در نمی
آورد.
با چنين حالی ، هيچ وقت برای ديگران
معلوم نمی شود که چه کسی در چه مراحل و مقامی قرار دارد و آن فرد نيز ، از ارتباط
خود با خدا و پيامبران و امامان ( عليهم السلام ) ، هيچ نکته ای را فاش نمی کند. او
در جايگاه خود ، مانند يک انسان معمولی رفتار می کند و در جايگاهی ديگر ، طوری
رفتار می کند که عظمت و اهميت حرف او آشکار می شود.
پس ، انسان با وقار صد در صد تأمل
دارد ؛ حتی ، حرکت دست و پايش هم با آرامش و وقار همراه است. اين فرد ، قوی النفس
است و اراده اش محکم ، دلش پر اطمينان و مخالف شيطان است. او حتی صحبت کردنش هم
محکم است. او نيروهای الهی را در می يابد ؛ لذا ، محکم و قوی است.
انسان محکم و استوار ، به نفس مطمئنه و تعديل قوا و اخلاق حسنه - در حد ملکه - دست
پيدا کرده است. او بايد به
اين صفت نيکو ( وقار ) متصل باشد.
البته ، دانستن اين نکته ضروری است
که می توان وقار و اطمينان نفس را در کنار صفات ديگر داشت. مثلاً ، کسی که به صفت
رذيله حسودی آلوده است ، در سن بيست سالگی صد در صد حسود است ، در چهل سالگی هشتاد
درصد آلوده است ، در سن شصت سالگی پنجاه درصد آلوده است و در هشتاد سالگی حسادت او
ده يا بيست درصد شده است. اين انسان در بيست سالگی ، اگر مزيّن به وقار و اطمينان
نفس باشد ؛ اصلاً ، حسود نيست. او به محض روبرو شدن با عامل - ايجاد - حسادت ، تفکر
و تأمل می کند و اين حرکت مثبت روی حسادت را می پوشاند. اين راه خوبی برای مقابله
با رذايل اخلاقی است و اگر در اين راه استوار باشيم ، رذيله زير پوشش وقار نفس از
بين می رود.
البته ، اگر حقيقت وقار نفس را درک
و دريافت نکنيم ؛ شايد ، درصد کمی از وقار نفس را دريابيم ؛ ولی ،
بايد مراقب باشيم که شيطان از اين راه وارد نشود. هر چقدر اطمينان نفس در ما
بيشتر باشد ، پوشش قوی تر و کامل تری روی صفات رذيله خواهيم داشت. انسانی که وقار
نفس ندارد ، ضعف نفس دارد و به دنبال آن ، ضعف ايمان هم خواهد داشت. پس ، بايد ضعف
نفس به قوت نفس تبديل شود و به دنبال آن پر دلی بايد بيايد و در ادامه ، اين صفت
ملکه می شود. به دنبال اين بحث ، بد دلی و سوء ظن خواهد آمد که صفت ديگری از رذايل
است. با مطالعه قسمت بعد دانش خود را در زمينه صفات رذيله به سمت تکامل پيش ببريد.