عنوان :صفت هشتم از صفات رذيله و اخلاق
جميله متعلقه به قوه غضبيه ، صفت بد دلی و سوء ظن به خدا و خَلق
سوء ظن حاصل ضعف نفس است. هر چه سوء ظن بيشتر شود ، نفس ضعيف تر می شود ؛ برعکس اين
حالت ، هر چه اطمينان بيشتر گردد ، دل ما قوی تر می شود. [ اطمينان نفس ، دل را قوی
می کند. ] قرآن کريم افرادی را که گمان بد دارند از اين صفت زشت نهی می کند ؛ به
عبارت ديگر ، خداوند امر می فرمايد که از گمان بد به دور باشيد.
۱
گمان بد باعث می شود که عکس العمل بد نشان بدهيم ، وارد غيبت کردن
بشويم و به تدريج به قدری جلو برويم که در گناه داخل شويم. حضرت حق در آيه ديگر می
فرمايند که عامل هلاکت آدمها سوء ظن آنها است.
۲
در علم اخلاق حتی اگر رفتار بدی از کسی ببينيم ، به قدری بايد توقف و تأمل کنيم تا
محمل
۳ خوبی برای آن پيدا کنيم ، يعنی ؛ بايد به قدری صبر کنيم که بدی
را به خوبی تبديل کنيم و به قدری اين خوبی در آن بدی موثر است که ديگر بدی در ذهن
نمی ماند ؛ ولی ، ما اگر مثلاً ، سه صفت بد در کسی ببينيم و در مقابل اگر ده صفت
خوب هم که داشته باشد يا اصلاً [ آن صفات خوب را ] در نظر نمی گيريم يا اينکه
در کنار آن صفات خوب ؛ حتماً ، سه صفت بد را هم می
بينيم و دائماً تکرار می کنيم.
انسان مومن حتی اگر بدی ديد ، درباره آن تأمل
می کند و با وقار و اطمينان نفس برخورد می نمايد. وقتی ظن بد از او دور شد ، خوش
بينی جای آن می آيد.
ظن بد به مومن
در حد دزدی کردن و ارتکاب به قتل است و حرام می باشد.
سوء ظن مثل گناهی است که دامنه فسادش در دنيای ديگر معلوم می شود ؛ به عبارت ديگر ،
دامنه اش خيلی وسيع است ؛ چرا که انسان بدبين به شخصی که مورد سوء ظنش است ، با
حقارت نگاه می کند و نسبت به او ديدگاه بد و گمان نادرست دارد.
هنگامی که شخصی را حقير ببينيم ، خود را بالا می بينيم و به تدريج حق را می پوشانيم
و آن فرد مورد سوء ظن را از حق خودش هم محروم می بينيم. [ يعنی ؛ حقی برايش در نظر
نمی گيريم. ] سپس ، نوع سخن گفتن ما با او عوض می شود ؛ برای مثال ، اگر به همه
حاضران در مجلس چای تعارف می کنيم ، به او که می رسيم به شکلی تعارف می
کنيم که با ديگران فرق دارد ؛ به عبارت ديگر ، با زشتی و به سختی [ به او چای ]
تعارف می کنيم. اين حالت ما را به
خبث نفس می رساند. خبث نفس ، بد طينتی و داشتن ديدگاه منفی است.
رفتار خبيث همراه خود بُخل می آورد. مثلاً ، نسبت به خوب ديدن آدم ها بخيل می شويم.
همه مظنونين به سوء را بد می بينيم و هيچ نوع برخورد مناسبی نمی کنيم.
خبث نفس ، آرام آرام ، به ظاهر ما هم سرايت می کند ؛ به عبارت ديگر ، کار از
بدبينی به بدگويي می رسد ، مثل همان رفتار غلطی که در مقابل مهمان مورد سوء ظن خود
داريم - که قبلاً اشاره شد. -
اگر ما
فرد بدگو را مجبور کنيم که هم خوبيها را بگويد هم بديها را ، حکم چهارچوب
عقل جاری می شود ؛ بالاخره ، بنا به حکم عقل هر بدی ، خوبيي هم در کنار خود دارد و
بالعکس.
اصلی که مهم است ، بستن باب خيال و وهم و فکر بر روی شيطان است.
اين بهترين راه مقابله است ؛ پس ، بايد از
اصل راه را برای شيطان
ببنديم.
نبايد شيطان چه از راه گمان و چه از
راه ظن وارد ذهن ما شود.
ظن
، گمان بد است و
گمان ، يعنی ؛ تصور خوب داشتن ؛ پس ، بايد جلوی هر نوع تصور را - درباره
ديگران - بگيريم. برای مثال ، اگر بوی شراب از دهان کسی استشمام کرديم ، حتی نبايد
فکر خوب در اين باره بکنيم و بهترين کار اين است که اصلاً گمان نکنيم. اگر شخصی به
يقين رسيده باشد ، اصلاً فراموش می کند که از دهان فلانی بويی استشمام کرده است.
حال ، اگر بخواهيم تصور خوبی داشته باشيم ؛ می توانيم بوی شراب را اين طور
حمل کنيم که تصور کنيم آن شخص بنا به تجويز پزشک ، مجبور به خوردن شراب شده
است - در قديم اين طور بوده است- و يا اينکه ليوان شراب روی ميز بوده و او نمی
دانسته و به دنبال آب خوردن بوده است و به محض نوشيدن شراب ، آن را برگردانده است ؛
ولی ، هنوز بوی آن در دهانش است.
پس ، بايد مراقب باشيم که در هيچ موردی حکم ندهيم. اگر در مورد مطلبی ، فرد مورد
نظر ما چيزی گفت بپذيريم وگرنه از جانب خود حکمی ندهيم. مثلاً ، به منزل جديد کسی
می رويم ، اگر منزل جديد را دارای وسايل قيمتی ديديم و يا منزل را بزرگ و
ويلايي و در يک محله خوب ديديم ، قضاوت نکنيم ؛ شايد ارث پدری به او رسيده است و يا
زحمت بسيار کشيده و اين مال و مکنت را به دست آورده است.
قضاوت کردن به دنبال خود گمان بد می آورد و اين صحيح نيست. معمولاً ، تصورات مظنون
درباره ديگران ما را به شک می افکند و در نهايت ما را به چاله می افکند. اگر
بر شيطان و وساوس او پيروز نشويم ، از فرد مظنون دلگير می شويم و بعداً نسبت به او
کراهت پيدا می کنيم ؛ کم کم ، به قدری از او دور می شويم که ديگر
حتی تمايل به ديدنش هم نخواهيم داشت. رفتار ما نسبت به او عوض می شود و
رفتار زشتی از ما صادر می شود.
پس ، بايد ذهن را کنترل کنيم و اجازه ندهيم که هر تصوری را در خود راه بدهد. بايد
بدی ديگران را فراموش کنيم و خود را از ظن و گمان دور نگه داريم. مثلاً ، از کودکی
فردی خاطره بدی داريم ، نبايد آن را دائماً تکرار کنيم و يا به محض ديدن او آن
خاطره را ياد کنيم ؛ بلکه بايد به فراموشی بسپاريم.
همچنين ، بايد از مواضع تهمت پرهيز کنيم. در حديث آمده است : « هرکه خود را در محل
تهمت قرار دهد ، ملامت نکند اينکه کسی به او بد گمان شود. »
۴ اگر کاری کنيم که ديگران به ظن و گمان بد بيفتند ، ما نيز با
ايشان شريک هستيم.
از امام زين العابدين ( عليه السلام ) نقل شده است : « رسول خدا ( صلی ا...
عليه و آله و سلم ) در مسجد معتکف بودند. يکی از بانوان اهل حرم به نزد ايشان رفتند
تا هم ديداری تازه کنند و هم کارهايي را که می خواستند انجام
دهند. زمانی که اين بانو می خواست از خدمت رسول خدا ( صلی ا...
عليه و آله و سلم ) مرخص شود ، حضرت چند قدمی ايشان را همراهی کردند. مردی از صحابه
از کنار ايشان گذشت. رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) خطاب به او فرمودند :
" اين زن صفيّه است ؛ آيا او را می شناسی؟ " آن مرد ناراحت شد و از گمان بد خود
اظهار تأسف کرد. »
۵
دقت کنيد که سوء ظن دايره ای حتی به وسعت شخص رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم
) را دارد. کسی که بدبين است ، حتی به رسول
خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) هم بد بين می شود. رسول خدا ( صلی
ا... عليه و آله و سلم ) با علم لدنی و الهی شان فهميدند که شيطان در قوه وهم اين
صحابی وارد شده است ؛ ولی ، آيا ما اين علم حضوری را داريم؟ پس ، بهتر است از هر
نوع سوء ظن جلوگيری کنيم. خداوند در سوره فتح آيه ۱۲می فرمايند : « و ظننتم ظنّ
السّوءِ و کنتم قوماً بوراً : و اگر گمان بد ببريد - بدانيد - که قومی به هلاکت
رسيده ايد. » زمانی که سوء ظن می آيد ، انسان به خاطر ضعف نفس خودش ، نمی تواند کار
درست ديگران را هم بپذيرد ؛ مثلاً ، دائماً از اعضاء خانواده ايراد می گيرد که چقدر
لباس می خريد؟ و يا اين را گران خريده ايد؟ و ... يک راه تشخيص ضعف نفس ديگران و
خود ، مسافرت با آنها و زندگی مشترک ( با ديگران ) است. امير مؤمنان ( عليه السلام
) می فرمايند : « بايد امر برادر مؤمن خود را به بهترين محامل حمل کنی و بايد به
سانحه ای که از برادر تو سرزند ، گمان بد نبری ؛ مادامی که محمل خوبی از برای آن
بيابی. »۶
ما حق نداريم شخصيت برادر و خواهر مؤمن خود را پايين بياوريم. بايد او را به قدری
بزرگ و صاحب مقام جلوه دهيم که نقاط ضعف او را يک خطای کوچک انسانی ببينيم. بايد به
نوعی آدمها را ببينيم که کار خطايشان را معمولی ببينيم و در نظر بگيريم که حتماً
صحيح و به صلاح بوده که چنين خطايي از او سر زند.
خداوند وکيل انسان مؤمن است ؛ لذا ، عليه مؤمن نمی توان کار خلافی انجام داد
و به نتيجه رسيد.
گاهی اوقات ظن ما باعث شر و فساد بزرگی می شود.
انسان ظنين و بد بين ، خباثت نفس پيدا می کند. شيطان با او همدل می شود و با
غير شيطان توان همزيستی ندارد ؛ لذا ، به ديگران ظنين است. او پاکی طينت خود را از
دست مي دهد و هر حرف و حرکتی را تعبيرِ بد می کند. اگر چنين شخصی به عاقبت بد دلی
بينديشد ، از آن پرهيز می کند.
پايان بددلی رفاقت دائمی با شيطان و همنشينی ابدی با دسته های شياطين است.
انسان پاک نيت ، هر حرکتی را تعبير به خوبی می کند. او هم فکر خودش را خلاص می کند
، هم در زندگی راحت است و هم عمر طولانی دارد ، مثل علماء که اين طور هستند ؛ هم
عمر طولانی دارند و هم رفتارشان توأم با سکنه و وقار است ؛ چون ، فکر و روحشان در
آرامش است. همنشين های ايشان ، دلشوره و اضطراب ندارند
و طمأنينه نفسِ آنها به همراه خوش بينی شان به آنها آرامش می دهد. باشد که عبرت
بگيريم.
۱- سوره حجرات / آيه ۱۲

۲- سوره فتح / آيه ۱۲ 
۳- محمل = جايگاه حمل. ( مقصود اين است
که وقتی می توانيم چيزی را به نيکی و خوبی حمل کنيم ( گمان کنيم ) نبايد حمل و گمان
بد در ذهن راه بدهيم. 
۴- معراج السعاده / صفت هشتم از صفات
رذيله قوه غضبيه / صفحه۲۲۱ 
۵- معراج السعاده / صفت هشتم از صفات
رذيله قوه غضبيه / صفحه ۲۲۱ 
۶- معراج السعاده / صفت هشتم از صفات
رذيله قوه غضبيه / صفحه ۲۱۹ 