انگليسی

بسمه تعالی

قسمت بيست و دوم

 

عنوان :صفت هشتم از صفات رذيله و اخلاق جميله متعلقه به قوه غضبيه ، صفت بد دلی و سوء ظن به خدا و خَلق

 

سرنوشت انسان ظنين چيست؟

 

        سوء ظن حاصل ضعف نفس است. هر چه سوء ظن بيشتر شود ، نفس ضعيف تر می شود ؛ برعکس اين حالت ، هر چه اطمينان بيشتر گردد ، دل ما قوی تر می شود. [ اطمينان نفس ، دل را قوی می کند. ] قرآن کريم افرادی را که گمان بد دارند از اين صفت زشت نهی می کند ؛ به عبارت ديگر ، خداوند امر می فرمايد که از گمان بد به دور باشيد. ۱

        گمان  بد  باعث می شود که عکس العمل بد نشان بدهيم ، وارد غيبت کردن بشويم و به تدريج به قدری جلو برويم که در گناه داخل شويم. حضرت حق در آيه ديگر می فرمايند که عامل هلاکت آدمها سوء ظن آنها است. ۲

در علم اخلاق حتی اگر رفتار بدی از کسی ببينيم ، به قدری بايد توقف و تأمل کنيم تا محمل ۳ خوبی برای آن پيدا کنيم ، يعنی ؛ بايد به قدری صبر کنيم که بدی را به خوبی تبديل کنيم و به قدری اين خوبی در آن بدی موثر است که ديگر بدی در ذهن نمی ماند ؛ ولی ، ما اگر مثلاً ، سه صفت بد در کسی ببينيم و در مقابل اگر ده صفت خوب هم که داشته باشد يا اصلاً [ آن صفات خوب را ] در نظر نمی گيريم  يا اينکه  در کنار  آن صفات  خوب ؛ حتماً ، سه  صفت  بد را هم  می بينيم و دائماً تکرار می کنيم.

        انسان  مومن  حتی اگر  بدی ديد ، درباره  آن  تأمل  می کند و با وقار و اطمينان نفس برخورد می نمايد. وقتی ظن بد از او دور شد ، خوش بينی جای آن می آيد. ظن بد به مومن در حد دزدی کردن و ارتکاب به قتل است و حرام می باشد.

        سوء ظن مثل گناهی است که دامنه فسادش در دنيای ديگر معلوم می شود ؛ به عبارت ديگر ، دامنه اش خيلی وسيع است ؛ چرا که انسان بدبين به شخصی که مورد سوء ظنش است ، با حقارت نگاه می کند و نسبت به او ديدگاه بد و گمان نادرست دارد.

        هنگامی که شخصی را حقير ببينيم ، خود را بالا می بينيم و به تدريج حق را می پوشانيم و آن فرد مورد سوء ظن را از حق خودش هم محروم می بينيم. [ يعنی ؛ حقی برايش در نظر نمی گيريم. ] سپس ، نوع سخن گفتن ما با او عوض می شود ؛ برای مثال ، اگر به همه حاضران در مجلس چای تعارف  می کنيم ، به  او که می رسيم به شکلی تعارف می کنيم که با ديگران فرق دارد ؛ به عبارت ديگر ، با زشتی و به سختی [ به او چای ] تعارف می کنيم. اين حالت ما را به خبث نفس می رساند. خبث نفس ، بد طينتی و داشتن ديدگاه منفی است.

        رفتار خبيث همراه خود بُخل می آورد. مثلاً ، نسبت به خوب ديدن آدم ها بخيل می شويم. همه مظنونين به سوء را بد می بينيم و هيچ نوع برخورد مناسبی نمی کنيم. خبث نفس ، آرام آرام ، به ظاهر ما هم سرايت می کند ؛ به عبارت ديگر ، کار از بدبينی به بدگويي می رسد ، مثل همان رفتار غلطی که در مقابل مهمان مورد سوء ظن خود داريم - که قبلاً اشاره شد. -

        اگر ما فرد بدگو را مجبور کنيم که هم خوبيها را بگويد هم بديها را ، حکم چهارچوب عقل جاری می شود ؛ بالاخره ، بنا به حکم عقل هر بدی ، خوبيي هم در کنار خود دارد و بالعکس. اصلی که مهم است ، بستن باب خيال و وهم و فکر بر روی شيطان است. اين بهترين راه مقابله است ؛ پس ، بايد از اصل راه را برای شيطان ببنديم.

        نبايد شيطان چه از راه گمان و چه از راه ظن وارد ذهن ما شود. ظن ، گمان بد است و گمان ، يعنی ؛ تصور خوب داشتن ؛ پس ، بايد جلوی هر نوع تصور را - درباره ديگران - بگيريم. برای مثال ، اگر بوی شراب از دهان کسی استشمام کرديم ، حتی نبايد فکر خوب در اين باره بکنيم و بهترين کار اين است که اصلاً گمان نکنيم. اگر شخصی به يقين رسيده باشد ، اصلاً فراموش می کند که از دهان فلانی بويی استشمام کرده است. حال ، اگر بخواهيم تصور خوبی داشته باشيم ؛ می توانيم بوی شراب را اين طور  حمل  کنيم که تصور کنيم آن شخص بنا به تجويز پزشک ، مجبور به خوردن شراب شده است - در قديم اين طور بوده است- و يا اينکه ليوان شراب روی ميز بوده و او نمی دانسته و به دنبال آب خوردن بوده است و به محض نوشيدن شراب ، آن را برگردانده است ؛ ولی ، هنوز بوی آن در دهانش است.

        پس ، بايد مراقب باشيم که در هيچ موردی حکم ندهيم. اگر در مورد مطلبی ، فرد مورد نظر ما چيزی گفت بپذيريم وگرنه از جانب خود حکمی ندهيم. مثلاً ، به منزل جديد کسی می رويم ، اگر منزل جديد  را دارای وسايل قيمتی ديديم و يا منزل را بزرگ و ويلايي و در يک محله خوب ديديم ، قضاوت نکنيم ؛ شايد ارث پدری به او رسيده است و يا زحمت بسيار کشيده و اين مال و مکنت را به دست آورده است.

        قضاوت کردن به دنبال خود گمان بد می آورد و اين صحيح نيست. معمولاً ، تصورات مظنون درباره ديگران ما را به شک می افکند و در نهايت ما را به چاله  می افکند. اگر بر شيطان و وساوس او پيروز نشويم ، از فرد مظنون دلگير می شويم و بعداً نسبت به او کراهت پيدا می کنيم ؛ کم کم ، به قدری از او دور  می شويم  که ديگر  حتی تمايل  به ديدنش  هم نخواهيم داشت. رفتار ما نسبت به او عوض می شود و رفتار زشتی از ما صادر می شود.

        پس ، بايد ذهن را کنترل کنيم و اجازه ندهيم که هر تصوری را در خود راه بدهد. بايد بدی ديگران را فراموش کنيم و خود را از ظن و گمان دور نگه داريم. مثلاً ، از کودکی فردی خاطره بدی داريم ، نبايد آن را دائماً تکرار کنيم و يا به محض ديدن او آن خاطره را ياد کنيم ؛ بلکه بايد به فراموشی بسپاريم.

        همچنين ، بايد از مواضع تهمت پرهيز کنيم. در حديث آمده است : « هرکه خود را در محل تهمت قرار دهد ، ملامت نکند اينکه کسی به او بد گمان شود. » ۴ اگر کاری کنيم که ديگران به ظن و گمان بد بيفتند ، ما نيز با ايشان شريک هستيم.

        از امام  زين العابدين ( عليه السلام ) نقل شده است : « رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در مسجد معتکف بودند. يکی از بانوان اهل حرم به نزد ايشان رفتند تا هم ديداری تازه کنند و هم کارهايي را  که می خواستند  انجام  دهند. زمانی  که  اين  بانو می خواست از خدمت رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) مرخص شود ، حضرت چند قدمی ايشان را همراهی کردند. مردی از صحابه از کنار ايشان گذشت. رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) خطاب به او فرمودند : " اين زن صفيّه است ؛ آيا او را می شناسی؟ " آن مرد ناراحت شد و از گمان بد خود اظهار تأسف کرد. » ۵

        دقت کنيد که سوء ظن دايره ای حتی به وسعت شخص رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) را دارد.  کسی  که  بدبين  است ، حتی  به رسول  خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) هم  بد بين  می شود. رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) با علم لدنی و الهی شان فهميدند که شيطان در قوه وهم اين صحابی وارد شده است ؛ ولی ، آيا ما اين علم حضوری را داريم؟ پس ، بهتر است از هر نوع سوء ظن جلوگيری کنيم. خداوند در سوره فتح آيه ۱۲می فرمايند : « و ظننتم ظنّ السّوءِ و کنتم قوماً بوراً : و اگر گمان بد ببريد - بدانيد - که قومی به هلاکت رسيده ايد. » زمانی که سوء ظن می آيد ، انسان به خاطر ضعف نفس خودش ، نمی تواند کار درست ديگران را هم بپذيرد ؛ مثلاً ، دائماً از اعضاء خانواده ايراد می گيرد که چقدر لباس می خريد؟ و يا اين را گران خريده ايد؟ و ... يک راه تشخيص ضعف نفس ديگران و خود ، مسافرت با آنها و زندگی مشترک ( با ديگران ) است. امير مؤمنان ( عليه السلام ) می فرمايند : « بايد امر برادر مؤمن خود را به بهترين محامل حمل کنی و بايد به سانحه ای که از برادر تو سرزند ، گمان بد نبری ؛ مادامی که محمل خوبی از برای آن بيابی. »۶ ما حق نداريم شخصيت برادر و خواهر مؤمن خود را پايين بياوريم. بايد او را به قدری بزرگ و صاحب مقام جلوه دهيم که نقاط ضعف او را يک خطای کوچک انسانی ببينيم. بايد به نوعی آدمها را ببينيم که کار خطايشان را معمولی ببينيم و در نظر بگيريم که حتماً صحيح و به صلاح بوده که چنين خطايي از او سر زند.

        خداوند وکيل انسان مؤمن است ؛ لذا ، عليه مؤمن نمی توان کار خلافی انجام داد و به نتيجه رسيد.

        گاهی اوقات ظن ما باعث شر و فساد بزرگی می شود. انسان ظنين و بد بين ، خباثت نفس پيدا می کند. شيطان با او همدل می شود و با غير شيطان توان همزيستی ندارد ؛ لذا ، به ديگران ظنين است. او پاکی طينت خود را از دست مي دهد و هر حرف و حرکتی را تعبيرِ بد می کند. اگر چنين شخصی به عاقبت بد دلی بينديشد ، از آن پرهيز می کند. پايان بددلی رفاقت دائمی با شيطان و همنشينی ابدی با دسته های شياطين است.

        انسان پاک نيت ، هر حرکتی را تعبير به خوبی می کند. او هم فکر خودش را خلاص می کند ، هم در زندگی راحت است و هم عمر طولانی دارد ، مثل علماء که اين طور هستند ؛ هم عمر طولانی دارند و هم رفتارشان توأم با سکنه و وقار است ؛ چون ، فکر و روحشان در آرامش است. همنشين های ايشان  ، دلشوره  و  اضطراب  ندارند  و طمأنينه نفسِ آنها به همراه خوش بينی شان به آنها آرامش می دهد. باشد که عبرت بگيريم.

 


 

۱- سوره حجرات / آيه ۱۲

۲- سوره فتح / آيه ۱۲

۳- محمل = جايگاه حمل. ( مقصود اين است که وقتی می توانيم چيزی را به نيکی و خوبی حمل کنيم ( گمان کنيم ) نبايد حمل و گمان بد در ذهن راه بدهيم.

۴- معراج السعاده / صفت هشتم از صفات رذيله قوه غضبيه / صفحه۲۲۱

۵- معراج السعاده / صفت هشتم از صفات رذيله قوه غضبيه / صفحه ۲۲۱

۶- معراج السعاده / صفت هشتم از صفات رذيله قوه غضبيه / صفحه ۲۱۹

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.