|
بسمه تعالی
قسمت بيست و سوم
بخش اول
عنوان : صفت نهم از
صفات متعلقه به قوه غضبيه ، صفت غضب
آيا غضب در سرنوشت انسان اثر دارد؟
غضب ؛
حالتی نفسانی است که باعث حرکت روح حيوانی در انسان می شود. جوشش غضب از قلب شروع
می شود. قلب ، خون زيادی را پمپاژ می کند. خون مزبور کثيف است و علت آن غضب و خشمی
است که همراه خون است.
غضب
شعله ای است که از آتش برافروخته جهنم گرفته شده است ؛ تنها با اين فرق که اين آتش
فقط بر دلها افروخته می شود و چون آتش زير خاکستر در درون دل جا گرفته و کبر مدفون
در وجود ، آن را از قلوب ستمگران لجوج ظاهر می کند ، همانگونه که آتش ، سنگ را از
آهن خارج می کند ؛ ولی ، غضب مومنين جز با
حميت دينی
۱ بروز نمی کند.
سبب
غضب ؛ هيجان و اشتعال آتشی است که در وجود انسان به وديعت نهاده شده ، اشتعال اين
آتش خون قلب را به غليان می آورد و آن را در رگها پراکنده می کند و همانطور که آتش
به طرف بالا زبانه می کشد و آب جوشان در ديگ به طرف بالا می آيد ، اين خون جوشان به
طرف قسمت های بالای بدن می رود و با شدت به رگهای صورت وارد می شود و پوست صورت به
خاطر شفافيتی که دارد ؛ همچون ، شيشه ای که رنگ محتويات خود را نشان می دهد ، رنگ
خونی را که در رگهای صورت دويده نشان می دهد و لذا ، می بينيم که چشم و پوست صورت
کاملاً سرخ می شود.
۲
خون
کثيف در شريانها حرکت می کند ، به اعضاء مختلف که می رسد ، باعث حرکت آن عضو و عکس
العمل منفی می شود
۳
؛ مثلاً ، به دست و پا که می رسد ، از دست ؛ حرکت
خشن و حيوانی و نفسانی صادر می شود.
خون
کثيف که در رگها پخش شده ، به قسمت سر می رسد و روی فکر ، ذهن ، عقل و قدرت تصميم
گيری اثر می گذارد و در اين حالت ؛ عقل زايل می شود و حرکت يا تصميم گيری نفسانی و
غير عقلانی صادر می شود و چون انسان در اين حالت کارهای نفسانی فيزيکی انجام می دهد
، تصور می کند که غضبش فروکش کرده و شايد فکر کند که کار خوبی کرده که آتش غضب خود
را خاموش کرده است.
وقتی
غضب در سر مستقر شد ، فکر انتقام به ميان می آيد. چنين فردی ديگر عکس العمل نشان
نمی دهد ؛ بلکه انتقام می کشد و برای انتقام هر چه به دهانش بيايد می گويد و با غضب
و غيظ نگاه می کند و به اصطلاح چشم
غرّه می رود و
نگاهش مانند تير سوراخ
می کند و
حرفها را اشتباه می شنود که اين عکس العمل ها در اثر حرکت خون غضب آلود در مغز و
ساير اندامها می باشد. در چنين حالتی ، احساس می کند که سر و بدنش ورم کرده و داغ و
قرمز شده است. اين رفتارها ظاهر غضب
را نشان می دهد.
بايد
بدانيم که مقداری از غضب برمی گردد و در جان و فکر انسان لانه می کند و تبديل به
ظلمت و کدورت نفس
می شود. اگر هم غضب را بيرون نريزيم و انتقام نگيريم ؛ مثلاً ، در مقابل کسی که
بالاتر از ماست يا زورمان به
او نمی رسد ؛ رنگ رخسارمان می رود
، چهره مان زرد می
شود و بی حال می گرديم ؛ البته ، وقتی بر زيردستان غضب می کنيم ، رنگ صورتمان
کاملاً قرمز و برافروخته می شود و اين حالت زردی و بی حالی که اشاره شد نشانه
ناراحتی اعصاب نيست ؛ بلکه اثر فرو خوردن غضب است در مقابل بالاتر از خودمان.
پس ،
با مراقبه
، نبايد بگذاريم غضب شروع به فعاليت کند ؛ چرا که کنترل غضب پس از به هيجان آمدن و
فعاليتش بسيار سخت تر از ابتدای آن است.
برای جلوگيری از فوران غضب قبل
از هر چيز بايد متوجه باشيم که شيطان بر ما مسلط شده است ؛ لذا ، از اين ملعون
رانده شده به خدا پناه ببريم و بگوييم : « اَعُوذُ
بِا... مِنَ الشَيطان الرَّجيمِ » و در هر حالتی
هستيم ، بالعکس عمل کنيم ؛ مثلاً ، اگر ايستاده ايم ، بنشينيم و اگر نشسته ايم ،
بخوابيم و دراز بکشيم و يا آب سرد بنوشيم و وضو و غسل انجام دهيم.
۴
نبی اکرم ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در اين رابطه فرموده اند :
« إذا غَضِبَ أحَدُکُم فَليَتَوضّا وَ ليَغتَسِل
فَانَّ الغَضَبَ مِنَ النّار : هنگامی که يکی از شما غضب می کند ، وضو بگيرد و غسل
کند ؛ زيرا ، غضب از آتش است. »
۵
امام
باقر ( عليه السلام ) نيز فرموده اند : «
إِنَّ الرَّجُلَ لَيَغضَبُ فَمَا يَرضَی أَبَداً حَتَّی يَدخُلَ النَّارَ
فَأَيُّمَا رَجُلٍ غَضِبَ عَلَی قَومٍ وَ هُوَ قَائِمٌ فَليَجلِس مِن فَورِهِ
ذَلِكَ فَإِنَّهُ سَيَذهَبُ عَنهُ رِجزُ الشَّيطَانِ وَ أَيُّمَا رَجُلٍ غَضِبَ
عَلَی ذِي رَحِمٍ فَليَدنُ مِنهُ فَليَمُسَّهُ فَإِنَّ الرَّحِمَ إِذَا مُسَّت
سَكَنَت : گاهی انسان غضب می کند و به هيچ چيز راضی نمی شود تا خود را مستحق آتش و
عذاب کند ؛ پس ، هر کس در حال ايستاده غضبناک شد ، فوراً بنشيند که اين کار پليدی
شيطان را از او دور می کند و هر کس بر خويشاوندان خود [ از محارمش ] غضبناک شد ، با
او تماس بدنی برقرار کند ؛ [ دستی بر بدن او بکشد يا مصافحه يا معانقه کند ] چه
اينکه رَحِم وقتی تماس پيدا کند ، ساکت می شود.
»
۶
اگر
مراقبه باشد ، با فکر کردن به تقليل غضب ، غضب کم و يا نصف می شود.
اگر
غضبناک شديم و رفتار نادرستی نشان داديم چه کنيم؟
تا
هفت ساعت فرصت داريم توبه کنيم و اگر فراموش کرديم ، خداوند تا بيست سال به ما مهلت
می دهد که برگرديم و توبه کنيم ، در اين زمان است که عمل ما ثبت می شود. خداوند به
ما فرصت بيست ساله داده است که بازگرديم و توبه کنيم.
امام
صادق ( عليه السلام ) می فرمايند : «
اَلعَبدُ المُؤمِن اذا أَذنَبَ ذَنباً أَجَّلَهُ ا... سَبعَ ساعاتٍ فإن استَغفَرَ
لَم يُکتَب عَلَيه شی ءٌ وَ إِن مَضَت السّاعاتُ وَ لَم يَستَغفِر کُتِبَت عَلَيه
سَيئهٌ وَ اِنَّ المؤمِنَ لَيَذکُرُ ذَنبَهُ بَعدَ عِشرينَ سَنَهً حتّی يَستَغفِرَ
رَبَهُ فَيَغفِرُ لَهُ وَ اِنَّ الکافِرَ لَيَنساهُ مِن ساعَتِهِ : چون
بنده مومن
گناهی کند ، خدا هفت ساعت به او مهلت دهد و اگر از خداوند آمرزش خواست ، چيزی بر او
نوشته نشود و اگر اين ساعتها گذشت و آمرزش نخواست ، يک گناه بر او نوشته شود ؛ به
راستی که مومن
اگر تا پس از بيست سال هم گناه خود را به يادآورد و از آن به درگاه پروردگارش آمرزش
جويد ، خداوند او را بيامرزد ؛ ولی ، به درستی که کافر همان ساعت آن [ گناه ] را
فراموش کند. »
۷
ادامه مطلب غضب را در نوبت های بعدی
دنبال نمایید.
۱.
همانند حميّت و غيرت حضرت حمزه سيد الشهداء که اشاره خواهد شد.

۲.
اخلاق شبّر / باب غضب / صفحه ۲۴۷

۳.
ابی حمزه ثمالی از امام باقر ( عليه السلام ) نقل کرده است که امام فرمودند : « به
راستی اين خشم يک شراره شيطانی است که دردل آدميزاده فروزان می شود و به راستی وقتی
يکی از شماها خشم کند ، چشمانش سرخ می شود و رگهايش باد کند و شيطان در او آيد و
چون کسی از شماها از اين عارضه بيم کند ، به زمين چسبد که پليدی شيطان در اين وقت
به خوبی از او برود. » ( اصول کافی / جلد ۵ / باب غضب / صفحه ۲۰۵ )

۴.
اخلاق شبّر / معالجه غضب بعد از هيجان / صفحه ۲۵۰

۵.
اخلاق شبّر / معالجه غضب بعد از هيجان / صفحه ۲۵۰

۶.
اصول کافی / جلد ۵ / باب غضب / صفحه ۱۹۹

۷.
اصول کافی / جلد ۵ / باب استغفار از گناه / صفحه ۵۲۱ الی ۵۲۳

امام
صادق ( عليه السلام ) فرموده اند : « هيچ
مومنی نباشد که گناهی کند ، جز
اينکه تا هفت ساعت روز خدا عز و جلّ به او مهلت دهد و اگر توبه کند ، بر او نوشته
نشود و اگر که توبه نکند ، خدا يک گناه بر او بنويسد. » ( اصول کافی / جلد ۵ / باب استغفار از گناه / صفحه ۵۲۱ الی ۵۲۳
)
همچنين فرموده اند : « بسا که
مومن گناهی کند و پس از بيست سال به يادش آيد
و از خدا آمرزش خواهد و خدايش بيامرزد و
همانا به يادش آرد تا او را بيامرزد
و راستی که کافر گناه می کند و همان ساعت آن را فراموش می کند. » ( اصول کافی / جلد ۵ / باب استغفار از گناه / صفحه ۵۲۱ الی ۵۲۳
)
|