انگليسی

بسمه تعالی

قسمت بيست و سوم

بخش دوم

عنوان : صفت نهم از صفات متعلقه به قوه غضبيه ، صفت غضب

 

آيا غضب در سرنوشت انسان اثر دارد؟

 

قوه غضبيه سه قسم است :

۱- افراط    ۲- تفريط    ۳- تعادل

        تعادل در غضب کامل ترين و بهترين حالت است. در اين حالت ؛ غضب در چهارچوب عقل و شرع قرار می گيرد و ديگر غضب نيست ؛ بلکه شجاعت و قوت نفس است.

        روايت است که در سالهای نخست ظهور اسلام ( سال دوم بعثت ) روزی رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در کوه صفا بودند که ابوجهل از آنجا گذشت و آن حضرت را مورد آزار و اذيت و ناسزاگويی خود قرار داد و از آيين ايشان عيبجويی کرد و رسالت حضرت را انکار نمود. رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در پاسخ وی سکوت اختيار کردند ؛ ولی ، کنيز عبد ا... بن جدعان تمام سخنان ابوجهل را شنيد.

        مدتی نگذشت که حضرت حمزه ( عليه السلام ) - که به شکار رفته بود - در حالی که کمانش روی دوشش  بود ، از راه  رسيد.  کنيزک تا  چشمش  به حضرت  حمزه ( عليه السلام )  افتاد  گفت :  « ابوعماره ۱! ای کاش می بودی و اذيت و آزارها و دشنام هايی را که ابوجهل بر برادرزاده ات محمد  ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) روا داشت می ديدی ؛ ولی ، محمد ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در برابر او هيچگونه واکنشی نشان نداد. »

        حضرت حمزه ( عليه السلام ) با شتاب به سمت کعبه که ابوجهل بدانجا رفته بود حرکت کرد. ابوجهل در ميان جمع سران قريش نشسته بود. حضرت حمزه ( عليه السلام ) به طرف او رفت و با کمانش محکم بر فرق سر وی کوفت ، به گونه ای که سر ابوجهل شکاف سختی برداشت ، آنگاه به او گفت : « محمد را دشنام می دهی و حال آنکه من پيرو آيين اويم و به هر چه او به آن ايمان دارد من نيز ايمان دارم. اکنون تو با من طرف هستی ، اگر رويارويی با مرا در توان خود می بينی ؛ زبان درازی کن. » ۲ اين عمل حضرت حمزه ( عليه السلام ) غيرت است.     

        از حضرت اميرالمومنين علی ( عليه السلام ) نقل شده است : « کانَ رَسول ا... ( صَلِّی ا... عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَم ) لا يَغضِبُ لِلدُّنيا فَاِذا أغضِبهُ الحَقّ لَم يَعرِفهُ اَحَد وَ لَم يَقِم لِغَضَبِه شَیء حَتّی يَنتَصِر لَهُ : حضرت پيغمبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) از برای دنيا هرگز به غضب نمی آمدند ؛ اما ، هرگاه از برای حق غضبناک می شدند ، احدی را نمی شناختند و غضب ايشان تسکين نمی يافت تا ياری حق را نمی کردند. » ۳

        غضب در حد اعتدال خوب است ؛ مثلاً ، حيوانات از اين قوه استفاده می کنند تا شکار کنند و قوه شهويه شان را ارضاء کنند ؛ ولی ، افراط در آن - در انسان - گاهی منجر به بيماری و يا حتی مرگ مفاجات می شود و نهايت هلاکت در جايی است که از غضب برای رسيدن به اهداف و اموراتمان استفاده کنيم و يا از ترس بيماری از آن پرهيز کنيم. ( يعنی ؛ در جايی که بايد از غضب در حد تعادل استفاده کنيم ، کوتاهی کنيم. ) به عبارت بهتر ؛ با کنترل نکردن غضب ، اخلاص را از دست می دهيم.

       امام صادق ( عليه السلام ) از رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) روايت فرمودند : « الغَضَبُ يَفسِدُ الايمانَ کَما يُفسِدُ الخَلُّ العَسَلَ : غضب ايمان را فاسد می کند ، چنانکه سرکه عسل را. » ۴ يعنی ؛ سالها زحمت می کشيم و عمل درست انجام می دهيم ؛ ولی ، به واسطه غضب کردن تمام عبادتهايمان از بين می رود.

        همانطور که اشاره شد امام باقر ( عليه السلام ) فرموده اند : « اِنَّ هذا الغَضَبَ جَمرَهٌ مِنَ الشَّيطان توقَدُ فی قَلبِ ابنِ آدَمَ و اِنَّ اَحَدَکُم اِذا غَضِبَ اِحمَرَّه عَيناهُ وَ انتَفَخَت اَو داجُهُ و دَخَلَ الشَّيطانُ فيهِ ... : به راستی اين غضب آتش پاره ای است از شيطان که در باطن فرزند آدم است و چون کسی از شما  غضبناک  گرديد  ،  چشمهای  او  سرخ  می گردد و باد به رگهايش می افتد و شيطان داخل او می شود... . » ۵ 

       حضرت مرحله به مرحله می فرمايند که شيطان آتشی را درست می کند ، کم کم نزديک می آورد تا کاملاً به نزديک انسان می رسد. وقتی نزديک انسان رسيد ، سعی می کند با آتشی که در دستش است وارد ما شود. اگر ما مستعد بوديم ، وارد می شود و اگر مجاهد فی سبيل ا... بوديم و جنگيديم ، او را از خود می رانيم.

       اگر شيطان در ما وارد شود ؛ رگها متورم می گردد ، صورت سرخ می شود و اين حالتی نفسانی است. اگر با اين حالت نفسانی مقابله نکنيم ، شيطان ؛ حتی ، برای يک دقيقه هم که در ما وارد شود قهقهه می زند ؛ چون ، می داند بار ديگر دو دقيقه بر ما وارد خواهد شد و همين طور ادامه دارد.

       اما ، نتيجه غضب ؛ پس از غضبناک شدن :

       افسرده خاطر می شويم ، پشيمان می شويم ، دلشکسته می شويم ، نا اميد می شويم و در خود می بينيم  که هر  چقدر مبارزه می کنيم  ؛ ولی ، باز  هم پيروز  نيستيم. با  دوستان دشمنی می کنيم و از شماتت دشمنان و شادی ايشان ناراحت نمی شويم ؛ علت اين امر اين است که اول ما غضبناک شده ايم ؛ لذا ، در مقابل دشمن ، ديگر غيرت نداريم که دفاع کنيم و بی تفاوت  می شويم ؛ در واقع ، کاری کرده ايم که ديگران از کنار غضب ما بهره ببرند.

        گاهی اوقات غضب بر حالت جسمانی ما غلبه می کند و بدن ما بيمار می شود ؛ مثلاً ، سردردهای شديد می گيريم و به آن سردردهای عصبی می گوييم. اين نوع سردرد ، با سردردی که در اثر کار زياد حاصل می شود تفاوت دارد.

        انسان غضبناک منطقی نيست و بعد از فروکش کردن غضبش می گويد : « چرا من اين حالت شدم؟ » پايان غضب هميشه پشيمانی و ندامت است و بايد بدانيم که قوه غضبيه با اعصاب تفاوت دارد.

       غضب ما بايد تبديل به غضب الهی شود و وجهه الهی آن معلوم گردد. وقتی وجهه الهی پيدا کرد ، عقل  صد در صد  می شود. کسی که غضبش الهی است ؛ اگر غضب هم بکند ، هيچ کس ناراحت نمی شود. غضب الهی زيباست و به نفع ديگران است. توهم اينکه غضب نشانه مردانگی و غيرت است بايد از بين برود. پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) فرموده اند : « اَشَّدکُم مِن ملکِ نَفسهُ عِندَ الغَضَب : شجاع کسی است که در حالت غضب ، خود را بتواند نگاه دارد. » ۶

اما ، چگونه اين بيماری درمان می شود؟

        راههای علاج اين بيماری متعدد است :

        ۱- مطالعه اخبار و احاديثی که درباره نگاهداری خود از غضب وارد شده است ، بزرگ ترين و بهترين کمک می باشد. رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) فرموده اند : « وَ مَن کَفَّ غَضَبَهُ عَن الناسِ کَفَّ ا... تَبَارَکَ و تَعَالی عَنه عذابَ يَومِ القِيامَه : هر که غضب خود را از مردم باز دارد ، خداوند تبارک و تعالی نيز در روز قيامت عذاب خود را از او باز می دارد. » ۷  

       همچنين ، امام محمد باقر ( عليه السلام ) فرموده اند : « مَکتُوبٌ فِی التَوراتِ فِيمَا نَاجِی ا... عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مُوسَی ( عليه السلام ) : " يَا مُوسَی اَمسِک غَضَبَکَ عَمَّن مَلَّکتُکَ عَلَيه أَکُفُّ عَنکَ غَضَبی " : در تورات نوشته است ؛ در ضمن آنچه خدای عزّ و جلّ با موسی ( عليه السلام ) راز گفت ، فرمود : " ای موسی! جلوی خشمت را از هر که من تو را بر او مسلط کردم بگير تا من هم جلوی خشم خود را از تو بگيرم ". » ۸ 

        نقل است از امام صادق ( عليه السلام ) که فرمودند : « اَتی رَسولَ ا... ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) رَجُلٌ بَدَويٌّ فَقالَ : " اِنّی اَسکُنُ الباديَه فَعَلِّمنی جَوامِعَ الکَلام " فَقال : " آمُرُکَ اَن لا تَغضَبَ " ، فَاَعاده عَلَيهِ الاعرابیُ المَسألَه ثَلاثَ مَرَأتٍ حتی رَجَعَ الرَّجُلُ اِلی نَفسِهِ ، فَقال : " لا اَسأَلُ عَن شیءٌ بَعدَ هذا ، ما اَمَرَنی رَسولُ ا... ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) الّا بالخَير " : مردی از اهل باديه به خدمت پيغمبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) آمد و عرض کرد : " من مردی هستم باديه نشين ، مرا کلمه ای ياد بدهيد که جامع خير دنيا و آخرت باشد. " آن حضرت فرمودند : " هرگز غضب مکن. " پس ، سه مرتبه آن عرب بيابانی خواستِ خود را بازگفت و حضرت همان پاسخ را دادند. آن مرد به خود آمد و گفت : " ديگر  چيزی  نپرسم  ،  رسول  خدا  ( صلی ا... عليه و آله و سلم )  جز  به  خير  مرا  فرمان  نداده است ". » ۹ در حقيقت ، مرد اعرابی تازه متوجه شد که چقدر غضب دارد که رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) سه مرتبه يک نصيحت را تکرار فرمودند ؛ پس ، به خاطر داشته باشيم که از مطالعه احاديث در مبحث غضب کوتاهی نکنيم.

        ۲- بايد  اسباب  شعله ور شدن آتش غضب را بشناسيم ؛ مثلاً ، گاهی از روی حسد غضبناک می شويم ، گاهی از روی کبر يا فخر فروشی يا حب جاه و مال ، گاهی هم از سر دشمنی ، غرور ، عُجب ، لجبازی ، استهزاء ، ريا ، شرک ، حرص ، مراء و يا هر صفت رذيله ديگر.

        بايد خود را بشناسيم و بدانيم به خاطر کدام صفت ، غضبناک شده ايم. بايد ريشه صفت راپيدا کرد و با زدن و از بين بردن ريشه ، غضب را هم کنترل کرد.

        پس ، با مراقبه می توانيم صفت رذيله را در خود بيابيم و با تفکر در آن ، راه مبارزه با آن را پيدا کنيم ؛ سپس ، با توکل بر خدا شروع به مبارزه کنيم و بدانيم که قوه وهميه سعی می کند مبارزه ما را برای ما بزرگ کند ؛ مثلاً ، به ما تلقين می کند : « تو امروز کار خوبی کردی. » همين تلقين شيطانی ، عمل را فاسد می کند. پس ، در کنار توکل ، بايد توسل هم باشد تا جلوی تلقينات شيطان را بگيرد.توسل هم بايد دائمی باشد ، لازم نيست با گريه و يا در جای خاص و موقعيت خاصی توسل کنيم تا ائمه  ( عليهم السلام ) بشنوند ؛ اگر شما يک جمله عادی ؛ ولی ، از سر اخلاص بگوييد ، ايشان می شنوند. با اين دو سلاح می توانيم ريشه تمام صفات بد را بيابيم و خشک کنيم.

        برای  مثال ، در قيامت می بينيم نمازهای بسياری برای ما نوشته اند! می پرسيم : « چرا؟ » می گويند : « چون هر يک رکعت نماز مقبول شما را هزار پاداش نوشته اند. » عمل با اخلاص را ملائکه همراهی می کنند و همراهی آنان اجر عمل را صدها برابر می کند. امام صادق ( عليه السلام ) در اين رابطه می فرمايند : « إذا أحسَنَ المُؤمنُ عمَلَهُ ، ضاعَفَ ا... عَمَلَهُ لكُلِّ حَسَنهٍ سَبعَمائهٍ ، وذلكَ قولُ ا... تباركَ وتعالی‏ : " وَ ا... يُضاعِفُ لِمَن يَشاءُ " : هرگاه مومن كار خوبی انجام دهد ، خداوند هر كار خوب او را هفتصد برابر كند و اين سخن خدای تبارك و تعالی است كه فرموده است : " و خداوند برای هر كس كه بخواهد مضاعف گرداند. " » ۱۰ همچنين ، در قرآن آمده است : « مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَموَالَهُم فِي سَبِيلِ ا... کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَت سَبعَ سَنَابِلَ فِي کُلِّ سُنبُلَه مِائَه حَبَّه وَا... يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَا... وَاسِعٌ عَلِيمٌ : مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا [ با اخلاص ] انفاق می کنند ، همانند دانه ای است که هفت خوشه بروياند که در هر خوشه ای صد دانه باشد و خداوند برای هر کس که بخواهد [ آن را ] چند برابر می کند و خداوند گشايشگر داناست. » ﴿ سوره بقره / آيه ۲۶۱﴾

        برای دريافت پاداش عمل معامله گر نباشيم و برای رضای خدا کار کنيم. ۱۱ اگر به خاطر خدا غضب خود را فروکش کنيم ، شايد اعصاب ما ناراحت شود و به جسم ما فشار بيايد ؛ اما ، اين فشار گذراست و در عوض از عذاب قيامت ما کاسته می شود که پايدار و جاودانه است. بايد مشکل و مسئله اخلاقی هر کاری را حل کنيم. وقتی مسئله اخلاقی رفع شد ، با يک دعا مشکل مرتفع می شود و بدانيم که خدا با فضل و لطفش به ما می نگرد.

                                                             ادامه مطلب غضب را در نوبت های بعدی دنبال نمایید.


۱. ابوعماره کنيه حضرت حمزه ( عليه السلام )

۲. اعيان الشيعه / جلد ۶ / صفحه ۲۴۳ و ۲۴۴

۳. الغدير / جلد ۱۱ / صفحه ۹۱

۴. اصول کافی / جلد ۵ / باب غضب / صفحه ۱۹۹

۵. ااصول کافی / جلد ۵ / باب غضب / صفحه ۲۰۵

۶. تحف العقول عن آل الرسول ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) / صفحه ۴۶

۷. اصول کافی / جلد ۵ / باب غضب / صفحه ۲۰۷

۸. اصول کافی / جلد ۵ / باب غضب / صفحه ۲۰۱ الی ۲۰۳

۹. اصول کافی / جلد ۵ / باب غضب / صفحه ۱۹۹ الی ۲۰۱

۱۰.  المحاسن / جلد ۱ / احمد بن محمد بت خالد البرقی / صفحه ۲۵۵ 

کتاب المومن / الحسين بن سعيد / صفحه ۲۹

ثواب الاعمال / شيخ صدوق / صفحه ۱۶۸

وسائل الشيعه / جلد ۱ / الحر العاملی / صفحه ۶۱

 ۱۱. حضرت علی ( عليه السلام ) می فرمايند : « أنَّ قَوماً عَبدُوا ا... رَغبَه فَتِلکَ عِبادَه التُّجَّار ، وَ إنَّ قَوماً عَبدُوا ا... رَهبَه فَتِلکَ عِبادَه العَبِيد ، وَ إنَّ قَوماً عَبدُوا ا... شُکراً فَتِلکَ عِبادَه الاَحرَار : عبادت کنندگان سه دسته هستند : گروهی به خاطر رغبت به بهشت ( و پاداش های اخروی ) خدا را عبادت می کنند که اين عبادت تاجران است.
گروهی از بيم دوزخ ( و کيفرهای اخروی ) خدا را عبادت می کنند که اين عبادت بندگان است. گروهی نيز به خاطر شکر و سپاس از خداوند او را عبادت می کنند که اين عبادت آزادگان است. » ( بحار الانوار / جلد ۱ / صفحه ۲۱۵ )

 

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.