حضرت رسول ( صلی ا... عليه و آله و
سلم ) فرموده اند : «
ثَلَاثٌ مَن لَم تَكُن فِيهِ أَو
وَاحِدَةٌ مِنهُنَّ فَلَا يُعتَدَّنَّ بِشَيءٍ مِن عَمَلِهِ تَقوَی يَحجُزُهُ عَن
مَعَاصِي ا... عَزَّ وَ جَلَّ أَو حِلمٌ يَكُفُّ بِهِ السَّفِيهَ أَو خُلُقٌ
يَعِيشُ بِهِ فِي النَّاس : سه چيز است كه اگر يکی از آنها در كسی نباشد ، هيچ
عملی او را فايده نمی بخشد :
۱- ورع و تقوايی كه او را از گناهان و
معاصی باز دارد [ پرهيز از معصيت ]
۲- اخلاق خوشی كه با مردم مدارا نمايد
[ حُسن خُلق ]
۳- حلم و بردباری كه نادانی و جهالت
نادان را به وسيله آن بر طرف نمايد. [ مدارا و نرمی ]
»
۱
خُلق نيک
؛ مجموعه اخلاق را در بر دارد.
روايت شده از امام سجاد ( عليه السلام
) که فرمودند : « إذا کانَ يَومَ القِيامَه جَمَعَ ا... تَبارَکَ و تَعالی
الأوَّلينَ وَ الآخِرينَ فی صَعيدٍ واحِدٍ ثُمَّ يُنادی مُنادٍ : " أَينَ أَهلُ
الفَضلِ؟ " فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ فَتَلَقّاهُمُ المَلائِکَه فَيَقولونَ :
" وَ ما کانَ فَضلُکُم؟ " فَيَقولونَ : " کُنّا نَصِلُ مَن قَطَعَنا وَ نُعطِیَ مَن
حَرَمَنا وَ نَعفُو عَمَّن ظَلَمَنا. " فَيُقالُ لَهُم : " صَدَقتُم ، اُدخُلُوا
الجَنَّه : وقتی روز قيامت شود ، خدای تعالی از اولين تا آخرين را در يک سرزمين جمع
می کند ؛ سپس ، منادی ندا می دهد که کجايند
اهل فضل؟
پس ، پيشاهنگان مردم برخيزند و به شتاب به سوی بهشت روانه شوند. ملائکه به ايشان
برخورند و گويند که
فضل
شما چه بوده است؟ آنها پاسخ دهند : " ما پيوند می کرديم با هر که از ما می بُريد و
بخشش می کرديم به هر که از ما دريغ می کرد و گذشت و عفو می کرديم از هر که به ما
ستم می کرد و حلم داشتيم نسبت به کسی که به نادانی با ما رفتار می کرد. " ملائکه به
آنها می گويند : " راست گفتيد که اهل فضل هستيد ، داخل بهشت شويد. " »
۲
اهل فضل
در يکی از مراتب بالای تقوا هستند که حق الناس بر گردنشان نيست و بهشت اهل فضل
بسيار با عظمت است. پس ،
حلم صفت ارزشمندی است که فضل را هم
به دنبال خود می آورد.
حضرت علی ( عليه السلام ) می فرمايند
: «
لَيسَ الخَيرُ أَن يَکثُرَ مَالُکَ
وَ وَلدکَ ، وَ لکِنَ الخَيرَ أن يَکثُرَ عِلمُکَ ، وَ أن يَعظُمَ حِلمُکَ : خير و
نيکی آن نيست که مال و اولادت بسيار گردد ؛ بلکه خير آن است که دانشت افزون و حلم و
بردباريت عظيم شود ...
»
۳
نقل است که روزی امام صادق ( عليه
السلام ) غلام خود را دنبال کاری فرستادند و غلام دير کرد ، امام ( عليه السلام )
خودشان به دنبال او رفتند و ديدند در مکانی خوابيده است. امام ( عليه السلام )
بالای سرش نشستند و او را باد زدند تا بيدار شد. چون بيدار شد ، امام ( عليه السلام
) به غلام فرمودند : « به خدا قسم که حق نداری که هم شب را بخوابی و هم روز را ، شب
از آن تو است و روز از آن ماست. »
۴
امام ( عليه السلام ) می خواهند
محدوده معلوم کنند که هر کس حق خودش را رعايت کند. اگر غلام در روز بخوابد ، حق
مولايش را رعايت نکرده است.
دقت کنيم که آيا اگر همنشين ما بخوابد
، ما اينطور رفتار می کنيم؟ اگر بيجا و زياد بخوابد ، چقدر سر و صدا می کنيم تا او
را بيدار کنيم! اين درس بزرگی است که امام جعفر صادق ( عليه السلام ) به ما می
دهند.
امام باقر ( عليه السلام ) می فرمايند
: «
مَن کَظَمَ غَيظاً وَ هُوَ يَقدِرُ
عَلی إِمضائِهِ حَشَا ا... قَلبَهُ أَمناً و ايماناً يَومَ القِيامَه : هر که خشم
خود را فرو خورد و بر انجام آن توانا باشد ، خداوند روز قيامت دلش را پر از ايمنی و
ايمان می سازد. »
۵
هنر اين است که در جای خشم گرفتن ،
خشم خود را فرو ببريم. چنين دلی پر از خشنودی خداست. هر
چقدر حليم باشيم
و خشم
خود را فرو ببريم ، به خدا نزديک تر شده و از خطا دور می شويم.
ما بايد سعی کنيم که زمينه فکری و
معنوی برای خود ايجاد کنيم که ما را متحول کند. برای رسيدن به اين مرتبه ، هر چه
اتفاق می افتد ؛ آن را از جانب پروردگار بدانيم. خود را صاحب نقش در نظام خلقت
ندانيم ؛
بلکه بپذيريم که آمده ايم تا
امتحاناتی را پس بدهيم و سيری را طی کنيم و برويم
، معلوم هم نيست که در چه زمانی از اين دنيا می رويم و آيا اصلاً عمر ما کفاف می
دهد تا به يک نتايجی برسيم يا خير. اينها از جانب خداوند است و ما بايد اين را
بفهميم. بايد دل بيمار خود را درمان کنيم تا به اين درک برسيم.
دلی بيمار است که مشغول به قوای
وهميّه شود. برای ضعيف کردن
قوه وهميّه ؛ بايد
قوه عاقله را قوی کنيم. اگر قوه شهويه هم قوی شود ، قوه عاقله ضعيف می گردد.
انسانی که قوه عاقله اش قوی است با
يک هشدار و
تذکر بيدار
می شود.
در آثار پيشينيان رسيده است که هيچ پادشاهی در بنی اسرائيل نبود ، مگر اينکه حکيمی
دانشمند با او بود و صحيفه ای در دست داشت که بر آن نوشته بود :
بر زيردستان رحم کن ، از مرگ
بترس و
روز جزا را فراموش مکن. هر
وقت که پادشاه غضبناک می شد، آن حکيم صحيفه را به دست او می داد تا بخواند و غضبش
ساکن شود.
۶
پس
، در هر موقعيت و حالتی نبايد خود
را رها کنيم.
مراقبه بايد دائم و صد در صد باشد و همراه آن ، ساليان دراز زحمت کشيدن و تلاش کردن. مثلاً
، طلاب از ابتدای دوران طلبگی شروع به خواندن نماز شب می کنند و بسيار هم پايداری
می کنند ، اگر از آنها بپرسيد که چرا نماز شب می خوانيد؟ می گويند : « خداوند هر شب
در يک ساعت معينی ،
نوری
به زمين می فرستد که اين نور در قلب کسی جای می گيرد و وقت نزول آن نور هم مختلف
است. ما هر شب نماز شب می خوانيم تا شايد يک شبی آن نور بيايد و در قلب ما برود و
از همه رذيل دور شويم. » اگر ما هم اين قدر پايداری کنيم و زياد کار کنيم ، اين نور
در قلب ما هم وارد می شود و سجايای اخلاقی ما رو به تکامل می رود.
خداوند بنابر نفخه روحی که به ما
داده است ، سجايای اخلاقی را می دهد ؛ ولی ، تکامل بخشيدن به آنها ، در دست ماست.
ما بايد زحمت بکشيم تا بتوانيم اين نور معنوی را به کمال برسانيم. دقت کنيم که
خداوند دائماً ما را در معرض امتحان قرار می دهد. خداوند برای ريخته شدن ، آبديده
شده و آماده شدن ما
خيلی دردها
و مشکلات بر سر راه ما قرار می دهد. خداوند ظلم و بی
عدالتی نمی کند ؛ بلکه اين ضعف شناخت
ماست که ورود در صحنه مشکلات را برابر با ظلم
و بی عدالتی می دانيم.
روايت است که رسول خدا ( صلی ا...
عليه و آله و سلم ) فرموده اند : «
خَمسَ مِن سُنَن المُرسَلَين
الحَيَاء وَ الحِلم و ... : پنج چيز از طريقه پيغمبران مرسل است که يکی از آنها صفت
حلم می باشد ... »
۷
همچنين فرموده اند : «
أَلا أَدُلُّکُم عَلی خَيرِ أَخلاقِ
الدُّنيا وَ الآخرَه؟ تَصِلُ مَن قَطَعَکَ وَ تُعطی مَن حَرَمَکَ وَ تَعفُوَ عَمَّن
ظَلَمَکَ : آيا شما را راهنمايی نکنم به بهترين شيوه های دنيا و آخرت؟ پيوند کنی با
کسی که از تو بريده و عطا نمايی به کسی که تو را محروم کرده و درگذری از کسی که به
تو ستم کرده است.
»
۸
و نيز در حديث ديگری فرموده اند : «
بنده مسلم به واسطه حلم به مرتبه کسی
می رسد که روزها را روزه می گيرد و شبها را به عبادت به سر می برد.
»
۹و فرموده اند : «
خداوند دوست دارد بنده حليم را و
دشمن دارد فحش گوی بی مبالات را. »
۱۰
همچنين فرموده اند : «
ما أَعَزَّ ا... بِجَهلٍ قَطُّ وَ لا
أَذَلُّ بِحِلم قَطُّ : هرگز خداوند به جهالت و نادانی کسی را عزيز نکرد و هرگز با
حلم و بردباری کسی را ذليل نگردانيد.
»
۱۱
انسانهای حليم در زندگی پيروزاند. زوج
های جوان اگر حليم باشند و تا چند سال اول زندگی بردباری کنند ، تا پايان زندگی
مشترک موفق و پيروز خواهند شد.
امام صادق ( عليه السلام ) می فرمايند
: «
کَفی بِالحِلم ناصِراً ؛ إذا لَم
تَکُن حَليماً فَتَحَلَّم : حلم ناصر و ياوری کافی است از برای هر کسی و اگر کسی
حلم نداشته باشد ، خود را بر حلم بدارد.
»
۱۲
کسی که در مقابل رفتار بد ديگران حلم بورزد ، خداوند جواب او را می دهد. ما بايد
جواب خداوند را دريافت کنيم ؛ ولی ، تا پايان عمر ، از صبر و حلم خود چيزی نگوييم ؛
حتی ، نبايد منت بر سر ديگران بگذاريم و بگوييم که گذشت کرده ايم و در مقابلشان صبر
نموده ايم.
اما ، نکات پايانی درباره کظم غيظ :
ما با مداومت در کظم غيظ ؛ حتماً ، به
صفت حلم می رسيم ؛ لذا ، رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) فرموده اند : «
إنَّمَا العِلم بِالتَّعَلُّم وَ
إنَّمَا الحِلم بَالتَّحَلُّم : علم به تعلّم هم می رسد و حلم به تحلّم که کظم غيظ
باشد. »
۱۳
در واقع ، شما با فراگيری به جايی می رسيد که تعليم می دهيد ؛ ولی ، حلم
شما را به جايی می رساند که کاملاً و صد در صد بر خشم خودتان مسلط شويد.
البته ، بايد توجه داشت که با
توبه و استغفار
می توان جلوی خشم دوباره را گرفت و
خشم قبلی را جبران کرد.
با هر يکبار جلوگيری کردن از خشم ،
می توان به تدريج لباس کظم غيظ را به تن کرد.