انگلیسی

بسمه تعالی

قسمت سوم

عنوان : چگونه رستگار شویم ؟


در قسمت قبل درباره شهدای جنگ بدر مطالبی را گفتيم. با توجه به همان مطالب ، اگر روح انسان از جسم او جدا شود - همان طور که درباره شهدا بدر شد -  می توان مخاطب شخصی ، مانند رسول خدا قرار گرفت. حضرت رسول (صلی ا... عليه و آله و سلم) با اصحاب زنده در جنگ بدر ، اين گونه سخن نمی گويند ؛ ولی با شهدا به همان نحوه که ذکر شد سخن می گويند. وابستگی روح و جسم ، انسان را از  درک حقايق دور می کند. برای درک حقايق بايد از اين وابستگی جدا شد ، يعنی ؛ از پوسته دنيا درآمد. از علايق جدا شد. از مال خود در راه خدا بخشيد. از افتخارات و وابستگی هايی که وبال انسان هستند و جلوی پيشرفت معنوی را می گيرند ، بيرون آمد و رنج و سختی دنيا را به جان خريد. از رذايل اخلاقی دور شد و به فضايل آن نزديک گرديد. چنين انسانی به تدريج حجاب های دنيايی را کنار می زند. هرچه که دل در گرو آن دارد ، به آن توجه دارد و وابسته آن است برای او حجاب است. اين حجاب او را از منور شدن و دريافت الطاف ربانيّه و فيوضات رحمانيه دور می کند.

 اگر بتوان از علايق جدا شد و به محاسن اخلاقی آراسته گرديد ، به عبارت ديگر ؛ صاحب حسن خلق شد ، يعنی ؛ هيچ رذيله ای در انسان باقی نماند ، به حيات حقيقی می رسيم. برخی انسان ها به قدری به دنيا وابسته اند که اگر قبر بخرند ، مانند فرعون آن را تزيين می کنند. اگر همسايه ای دارند که مقام دنيايی خوبی دارد ، مثلاً ثروت دارد و ... ، به آن افتخار می کنند ، اين افراد نمی توانند از دنيايشان ببخشند ، در حالی که امامان ( عليهم السلام ) از ثروتمندترين مردم بودند ؛ ولی ، از ثروت خـود استفـاده شخصـی نمی کـردند و هـم طبقـه با محـروميـن زنـدگـی می نمودند.

افرادی که وابسته به دنيا هستند ، نه طالب سفر آخرت اند ، نه منتظر وصالند ؛ بلکه حتی هنگام مرگ نمی توانند از علايقشان بگذرند و به سختی جان می دهند. بايد بدانيم که هرچه به دنيا بپردازيم دستمان خالی تر است. تمام دنيا را می گذاريم و بدون توشه می رويم ؛ پس ، نبايد به دنيا پرداخت ، حتی اگر مورد شماتت ديگران قرار گرفت. نمی توان دنيا را با آخرت جمع کرد. اگر طالب آخرت خوب هستيم ، بايد تن به رنج دنيا بدهيم و به کسب علمِ تطــهير نـفس و تزکـيه آن که مـا را به تفـکر وادار می کند بپردازيم. در حد استعداد و ظرفيت خود قدم بر داريم و هميشه بايد مراقبه داشته باشيم. با مراقبه سخت ، حد خود را تشخيص دهيم و بدانيم که اجازه نداريم اظهار فضل کنيم و درباره ديگران نظر دهيم و تصميم گيری کنيم. اگر اين گونه رفتار نکنيم ؛ شيطان و لشکريانش دور قلب ما زنگاری از تاريکی می کشند ، در حدی که خودمان را بهترين می دانيم. خود را باور می کنيم و با تعريف و تمجيد چند نفر ، خود را بالاترين می بينيم.

رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) می فرمايند : « لَو لا أنَّ الشَّياطينی يَحُومُونَ عَلَی قُلُوبِ بَنِی آدَم ، لَنَظَرُوا إلی مَلَکُوتِ السَّمواتِ وَ الأرضِ : اگر نه اين بود که لشکر شياطين اطراف دلهای بنی آدم را فرا گرفته اند ، هر آينه مشاهده می کردند حقايق موجودات عالم علوی و سفلی را. » ۱ و در حقيقت بر آثار قدرت کامله حق سبحانه و تعالی در خودشان ، مطلع می شدند.

طبق اين کلام مطهر اگر زنگارهای دلمـان را پاک نکنيم ؛ اين زنـگـارها می مانـند و شـيطـان آنهـا را تيـره تر و محکـم تر می سازد تا اندازه ای که ديگر توانايی درک حقايق را هم نخواهيم داشت. کسی می تواند خود را دارای درک حقايق بداند که حتی ؛ اگر به زيارت هم می رود ، به خاطر آرامش خود ، سبک شدن و باز شدن دل و گرفتن حاجت نباشد ؛ بلکه برای خدا برود. او تمام تلاشش در زندگی ، زيارتش ، دعايش و ... برای دنيا نيست ؛ حتی ، برای به دست آوردن بهشت هم تلاش نمی کند و به تعبيرحضرت علی ( عليه السلام ) تجارت نمی کند. به ثواب نمی پردازد تا بهشت را به دست آورد ؛ بلکه به دنبال رضـای خـدا است. او می خـواهد به صـورتی زنـدگی کنـد که خـداوند ، پـيامبران ، امامان ( عليهم السلام ) اورا در نظر داشته باشند ، نه اينکه او به دنبال ديدن ( يا خواب ديدن ) اين بزرگان باشد تا حاجت بگيرد.

بايد مثل آن پيرمردی باشيم که لنگ لنگان در راه جمکران می رفت. آقا صاحب الزمان ( عجل الله تعالی فرجه ) به او توجه کردند و با او مشغول صحبت شدندو پرسيدند : « برای چه به جمکران می آيی؟ » پيرمرد پاسخ داد : « من شنيده ام که شب های چهارشنبه آقا امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه ) اينجا سر می زنند. من هم به اينجا می آيم تا هر وقت آقا امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه ) آمدند نگاهشان به من بيفتد و مرا هم ببينند. » اين پيرمرد به قدری وارسته بود که خود را در نظر نمی گرفت و فقط به خاطر يک نظر حضرت مهدی ( عجل الله تعالی فرجه ) به جمکران می رفت.

ما بايد به قدری از دنيا دور شويم که به رستگاری برسيم. رستگاری ، يعنی ؛ وارستگی از دنيا ، نزديکی به خداوند و به دنبال قرب به حق بودن. انسان رستگار هيچ رذيله اخـلاقی نـدارد. او عاقل اسـت ، چرا که در اين چند روزه دنيا به جسم نپرداخته ؛ بلکه به تعالی روح می پردازد. او به دنبال بيماری جسم نيست ؛ بلکه نگران بيماری روحش است. در کار دنيا ، چرا و اما نمی آورد. کار دنيا را به خودش واگذار می کند. نعوذ بالله به جای خداوند تصميم نمی گيرد. قضاوت نمی کند. در کارها دخالت نمی کند ؛ بلکه همه را به خداوند واگذار کرده و فقط به دنبال تکميل و اصلاح آخرت خود است.

ان شاء الله که ما نيز جزء رستگاران باشيم.

ادامه مطلب را در قسمت بعد خواهيم خواند .

                                                                                                                                                   

                                                                                 والسلام علی عباد ا... الصالحين





۱. برترين و پست ترين

 

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.