انگليسی

بسمه تعالی

 

قسمت چهارم

عنوان : سلامتی و بیماری روح و درمان آن.


هرگاه بدن بيمار می شود به طبيب مراجعه می کنيم تا درمانش نماييم. حال اگر بخواهيم درباره بيماری روح مطالعه کنيم و طبيب روح را بيابيم بايد چه کنيم ؟ به هر حال همانطور که جسم عضوی از انسان است و بيماری و سلامتی دارد ، روح هم بخش ديگر وجود انسان است _ قبلا دررابطه با آن صحبت کرده ايم _ پس ، آن هم بيماری و سلامتی دارد. اينجا فرقی که وجود دارد ميان جسم و روح است. بيماری جسم ، آرام آرام نمی آيد ؛ بلکه حمله ويروس يا باکتری يا ميکروب ، سريع است در حاليکه بيماری روح، آرام آرام می آيد. يعنی عامل بيماری زا _ که آن را توضيح خواهيم داد _ مرحله به مرحله می آيد و روح را گرفتار می کند. برای درمان جسم ، سريع اقدام می کنيم. دارو می خوريم. پرهيز غذايی می کنيم و طی چند روز يا چند هفته يا چند ماه خوب و سالم می شويم ؛ ولی ، درمان روح اينگونه نيست. در اين مورد با مراجعه به طبيب روح ؛ يعنی ، علم اخلاق راه درمان را می يابيم و يکباره از بيماری خلاص می شويم. خلاصی از بيماری روح با يک استغفار و توبه حقيقی که از عمق روح و جان و جسم برمی خيزد ، بوجود می آيد. کسی که پشيمان می شود ، توبه می کند ، عذر خواهی می کند و سعی در جبران گذشته دارد. غسل و نماز توبه بجا می آورد و قصد تکرار عمل ناشايست را ندارد. بدين ترتيب ، در واقع ، روح خود را از بيماری نجات داده است.

اما درباره بيماری روح ، ابتدا بايد گفت که اخلاق جمع خلق است. خلق و خوی در صورتی که تداوم پيدا کند صفت می شود. وقتی يکبار حسودی می کنيم ، خلق حسادت داريم ؛ ولی ، اگر اين خلق بارها تکرار شود تا حدی که جز ذات ما گردد و از آن جدا نشويم ، تبديل به صفت می شود. خلق رذيله ، ما را از قرب به حق تعالی باز می دارد ؛ لذا ، بايد از آن دوری کنيم.

اکثر انسانها خلق رذيله دارند ، نه صفت رذيله و نشانه آن پشيمانی و توبه آنها از خلق ناشايست خود است. وقتی توبه واقعی _ توبه نصوح _ می کنيم ؛ در واقع ، جلوی تبديل شدن خلق ( رذيله ) به صفت را می گيريم. زمانی که خلق تبديل به صفت شد ، پايه های آن محکم می شود و به راحتی نمی توان از آن دور شد. در قرآن کريم محکم شدن صفت را در روح و قلب اينگونه معرفی می کند : « فی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللهُ مَرَضاً وَ لَهُم عَذابٌ اَليمٌ بِما کانُوا يَکذِبُون : دلهای آنان مريض است ؛ پس ، خدا بر مرض ( جهل و عناد ) ايشان بيفزايد و برای آنهاست عذاب دردناک ، بدين سبب که دروغ می گويند و با اهل ايمان دورنگی و نفاق می کنند. » ( بقره  / ۱۰ )

تصور کنيد صفحه سفيدی در دست شما است و با قلم تيره ، لکه ای روی آن می گذاريد ؛ سپس ، تعـداد لکـه ها را بيشـتر می کنيـد تا حـدی که ميـزان تيرگـی بقـدری زيـاد  می شـود کـه سفيـدی را مـی پوشاند. حال صفحه کاغذ ديگر سفيد نيست. صفحه سفيد ، مثل روح پاک يک نوزاد است. اين صفحه از جانب خداست و همان نفخه الهی است که قبلاً هم گفتيم. ما با ارتکاب به عمل ناشايست يا اکتساب خلق رذيله ، لکه ای تيره بر اين صفحه می گذاريم. وقتی خلق رذيله در ما تکرار شد _ چه تکرار يک خلق و يا رذايل مختلف _ تعداد اين لکه ها زياد می شود ، به حدی که روح را آلوده می کند. در چنين حالتی روح بيمار می شود و روح بيمار ، با گذشت زمان ، خلق رذيله را به صورت صفت (رذيله) کسب می کند. در حقيقت روح  به قدری اخلاق رذيله را در خود جای می دهد که رذيله ، از خلق به صفت تبديل می شود. وقتی روح و دل  تاريک و ظلمانی شد ، در يک حجاب غليظ فرو می رود. اين حجاب غليظ ظلمانی ، روح  را نه تنها از نيل به سعادت باز می دارد ؛ بلکه آن را به سوی شقاوت و هلاکت می کشاند. حجابي که مانند غبار بر جان و دل مي نشيند. اين حجاب همان حجابی است که حافظ در اشعار خود بدان اشاره مي کند و اهل معرفت را  به دوری از آن امر می کند.

       حجاب چهره جان می شود غبار تنم                          خوشا دمی که از اين چهره پرده برافکنم

انسانی که روح تاريک و محجوب دارد ، عقلش هم زايل می شود. آنچه را که می گويد و آنچه را که انجام می دهد درک نمی کند. هر چـه به او هشـدار می دهنـد تا بيدار شـود ، اصـلاً نمی فهمـد چـه می گويند تا چه رسد به بيدار شدن. احوال ايشان در قرآن اينگونه است : « خَتَمَ اللهُ عَلی قُلُوبِهِم وَ عَلی سَمعِهِم وَ عَلی اَبصارِهِم غِشاوَه وَ لَهُم عَذابٌ عَظيمٌ : قهر خدا مهر بر دلها ، پرده بر گوشها و چشمهای ايشان نهاد ( که فهم حقايق و معارف الهی را نمی کنند ) و برای ايشان عذابی سخت است.» ( بقره /  ۷ )

روح و دل ، جان و قلب ، فطرت و سرشت ، ذات و درون انسان زمانی که از عقل جدا شود تنها جسم می ماند و تاثير بيماری روح بر آن. اين جسم ، هيچ کاری را به درستی انجام نمی دهد. حتی اگر با صدای زيبا و لحن صحيح قرآن و دعا بخواند _ که آن هم توفيقی از جانب خداست _ تاثير معنوی بر او و ديگران ندارد. هر چه بيشتر زندگی می کند ، بيشتر از خدا دور می شود. هيچ حسنه ای از او صادر نمی گردد. زيارت می رود ، به امام يا امامزاده سلام می دهد و جوابی نمی شنود. _ البته ، مقصود شنيدن به گوش جان است _

در مقابل ، افرادی هستند که بي سوادند ، قرآن و دعا را اشتباه می خوانند ، اعراب درست نمی گذارند، تجويد را رعايت نمی کنند ؛ ولی ، چون روحشان سالم است ، خواندن آنها به دل می نشيند و خداوند هم می پذيرد. چنين افرادی در عين بی سوادی و جهالت ، نورانی و پاک هستند.

انسانی که روحش از حجابهای ظلمانی رها شود ، همه اعمالش عبادت است. قرآن کريم در اين باره  چنين می فرمايد : « قُل اِنَّ صَلاتی و نُسُکی و مَحيایَ وَ مَماتی لِلّهِ رَبِّ العالَمين : بگو ای پيغمبر نماز و طاعت و کليه اعمال و مرگ و زندگی من همه برای خداست که پروردگار جهانهاست. » (انعام /  ۱۶۲).

مومن واقعی ، خوابش هم عبادت است. در روايت است که روزه دار ، خوابش ، نفسهايش ، بوی دهانش همه و همه عبادت است و علت آن ، رهايی روح از ظلمت رذايل و توجه مومن به نيت خالص است. مومن واقعی ، همه اعمالش به خاطر خداست و عبادت ؛ يعنی ، اظهار بندگی خدا و اين دو در کنار هم قرار می گيرند. چنين بنده ای به صفات قدسی آراسته است و به خدا نزديک است. او می داند در چه درجه و مقامی است ؛ ولی ، خودش را نمی بيند. حتی اظهار هم نمی کند که من در فلان مقام هستم. او اگر به علوم غيبيه هم عالم باشد ، نمی گويد من عالم به اينگونه علوم هستم. او به خود اجازه نمی دهد درباره مرگ و زندگی ديگران ، نحوه مردن ، عذابی که در زمان مرگ کشيده و اموری اين چنين ، نظر بدهد ؛ بلکه فقط خدا را دانا و آگاه می داند _ به امور مربوط به اموات _ و نظر نمی دهد. چنين شخصی خود را صاحب نظر نمی داند ، چون می ترسد که اگر نظرش اشتباه باشد _ در حقيقت به بنده خدا _ تهمت زده و دروغ هم گفته است و چگونه می تواند پاسخ اين دروغ و تهمت را بدهد ؟

در نتيجه ، برای رسيدن به سعادت و کمال انسانی و قرب به خداوند ، بايد خلق رذيله را شناخت و آن را تبديل به خلق فضيله کرد. اگر اخلاق مذموم را بشناسيم و از روح خود بيرون بکشيم و نابود کنيم به سعـادت می رسيـم. تمـام تلاش علـم اخـلاق بـرای حـرکـت در اين مسيـر و رسيـدن به اين مطـلوب مـی باشد.

در قسمت بعد ، به فوايد و ثمرات علم اخلاق خواهيم پرداخت.

                                                                              

                                                                                              والسلام علی من اتّبع الهدی

 

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.