بسمه تعالی
ولادت
با سعادت هفتمين اسوه انسانيت و فضيلت را به تمامی ره پويان طريق هدايت تبريک و
تهنيت عرض می نمائيم.
حضرت موسی بن جعفر ، امام کاظم عليه
السلام ، هفتمين امام شيعيان می باشند.
ايشان در ۷ صفر سال ۱۲۸ هجری قمری
متولد شدند و در سن ۵۵ سالگی در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری قمری به دستور هارون الرشيد
مسموم و به شهادت رسيدند.
حضرت امام موسی کاظم ( عليه السلام
) از شخصيت های بارز اخلاقی بودند که در نهايت فضيلت و کمال ، علم و بردباری ، جود
و بخشش ، علم و معرفت و ساير فضايل و مکارم برجسته اخلاقی قرار داشتند.
می گويند آن حضرت از
سخی ترين و کريم ترين مردان عصر بودند و هر مقدار صره طلا
۱ برای ايشان هديه می آوردند همه را بين مردم مدينه تقسيم می
کردند.
سبط ابن جوزی در
وصف سخاوت حضرت می نويسد : « تعجب می کنم از کسی که از صره
های موسی بن جعفر ( عليه السلام ) دريافت کند و از فقر و بی چيزی بنالد. »
می دانيم که ائمه اطهار ( عليهم
السلام ) ، همگی همچون جد بزرگوارشان رسول اکرم (صلی ا... علیه و آله) ، از برجسته
ترين مکارم اخلاقی برخوردار بودند ؛ اما ، هر يک از اين بزرگواران در نزد مردم زمان
خود به صفت يا فضيلتی مشهورتر می باشند.
امام هفتم - حضرت موسی بن جعفر (
عليه السلام ) - نيز ، علاوه بر تمام فضايل اخلاقی که از ايشان برشمرديم ؛ به لقب
کاظم و باب الحوائج مشهور می
باشند.
در رابطه با لقب باب الحوائج حضرت ،
در مجالی ديگر سخن خواهيم گفت؛ اما ، حضرت را از آن جهت کاظم می ناميدند که ايشان
بسيار خشم خود را فرو می بردند و کظم غيظ فراوانی داشتند ؛ به نحوی که هر کسی که به
امام ( عليه السلام ) بدی می کرد ، ايشان با خوبی پاسخ می گفتند و آنقدر به
دشمنانشان احسان و اکرام می کردند که همه آنها خجل و شرمنده می شدند. در حقيقت ،
امام کاظم ( عليه السلام ) با اين صفت برجسته شان
دشمنان را متحول و تبديل به دوست می کردند.
علامه اربـلی نـقل می کنـد : « يکی
از ساکنان مدينه هر جـا که موسی بن جعفر ( عليه السـلام ) را می ديد ، دشنام می داد
و فحاشی می کرد و حتی به جد ايشان - حضرت علی عليه السلام - اهانت می نمود. ياران
امام ( عليه السلام ) اجازه خواستند تا او را تنبيه کنند. حضرت فرمودند : " ابداً ؛
او را به حال خودش واگذاريد. "
مدتی بعد ، چند روزی از آن مرد خبری
نشد. امام ( عليه السلام ) به سراغ مزرعه او در خارج از مدينه رفتند. آن مرد از دور
صدا زد که به مزرعه من قدم مگذار ؛ ولی ، امام ( عليه السلام ) به او نزديک شدند.
سلام کردند و حالش را پرسيدند ؛ سپس با تبسم و گشاده رويی فرمودند : " چه مبلغ تا
کنون خرج اين مزرعه کرده ای ؟ " آن مرد گفت : " صد دينار. " حضرت فرمودند : " امید
چه مبلغ سود و منفعت را داری ؟ " مرد گفت : " دویست دینار. " حضرت موسی بن جعفر (
علیه السلام ) کيسه ای که در آن سيصد دينار طلا بود به او دادند و فرمودند : "
مزرعه و حاصلش هم مال خودت باشد. " آن مرد برخـاست و پيشـانی امام ( عليه السـلام )
را بوسيد و تقاضا کرد که از سوء ادب و اهانت های او در گذرند.
امام کاظم ( عليه السلام ) به اصحاب خود فرمودند :
" اين چنين دفع شر می کنند. " »
۱. صره = سکه طلای خالص ( بسته هايي بود که صد دينار تا هزار دينار طلا در آن
گذاشته می شد. ) 
منبع : چهارده معصوم / حسين عماد زاده / صفحات ۹۶۹ الی ۹۷۴