انگلیسی

بسمه تعالی


پيامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (صلي الله عليه و آله ) در ماه ربيع الاول سال عام الفيل - مطابق با ۵۷۰ ميلادی - متولد شدند. همزمان با ولادت آن حضرت ، همانند پيامبران پيشين (حضرت موسی و عيسی عليهما السلام ) حوادثی عجيب در سطح جهان رخ داد ؛ از جمله اين که آب درياچه ساوه خشک گرديد ، آتش آتشکده فارس - پس از هزار سال روشنايی - خاموش گشت ، ۱۴ کنگره کاخ کسری فرو ريخت و بتهای بتخانه مکه سرنگون شدند و ... .

بدين ترتيب ، آخرين پيامبر آسمانی با مأموريتی بزرگ که همان ختم رسالت و برپايی دينی جهانی و جاودانی بود ، پا به عرصه هستی نهاد.

از آنجا که خاتميت دين اسلام  و خاتميت پيامبر گرامی اسلام  از جمله مسلّمات پذيرفته شده در اين دين می باشد ، لازم است برای فهم عميق تر اين دو اصل دلايل ختم نبوت را بررسی نمود.

دليل اول ؛ خداوند حکيم در سوره احزاب آيه ۴۰ چنين فرموده است : « ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبيين : محمد پدر هيچ يک از مردان شما نيست ؛ ليکن ، او فرستاده خدا و خاتم پيامبران است. » کلمه خاتم به حسب ساختمان معنوی خود در زبان عربی به معنی چيزی است که به وسيله آن به چيزی پايان دهند. اين آيه رسماً از حضرت محمد (صلی الله عليه و آله) با عنوان خاتم النبيين ياد کرده است.

دليل دوم ؛ در سوره حجر آيه ۹ چنين آمده است : « انّا نحن نزّلنا الذّکر و انّا له لحافظون : ما خود قرآن را فرود آورديم و هم البته خود نگهبان آن هستيم. » يکی از علل تجديد رسالت و ظهور پيامبران جديد ، تحريف و دستبردهايی است که در تعليمات و کتب مقدس پيامبران پيشين انجام می گرفته و غالباً پيامبران بعدی احيا کننده سنن فراموش شده و اصلاح کننده تعليمات تحريف يافته انبياء پيشين بودند.

 آيه فـوق به منتفـی شـدن مهمتـرين علت تجـديد نبـوت و رسـالت از تاريخ نـزول قـرآن به بعد اشاره می کند.

دليل سوم ؛ از نظر قرآن دين از ابتدا تا آخر جهان يک دين بيشتر نيست و همه پيامبران بشر را به سوی يک دين دعوت کرده اند.

« شرع لکم من الدّين ما وصّی به نوحا و الذی اوحينا اليک و ما وصّينا به ابراهيم و موسی و عيسی ان اقيموا الدّين و لا تفرّقوا فيه کبر علی المشرکين ما تدعوهم اليه الله يجتبی اليه من يشاء و يهدی اليه من ينيب : خدا شرع و آيينی که برای شما مسلمين قرار داد ، حقايق و احکامی است که نوح را هم به آن سفارش کرد و بر تو نيز همان را وحی کرديم و به ابراهيم و موسی و عيسی هم آنرا سفارش نموديم که دين خدا را برپا داريد و هرگز تفرقه و اختلاف در دين مکنيد و مشرکان را که به خدای يگانه و تـرک بتـان دعـوت می کنید ، بسيـار در نظرشـان بزرگ می آيد. خـدا هر که را بخـواهد بسـوی خود بر می گزيند و هر که را به درگاهش به تضرع و دعا باز آيد هدايت می فرمايد. » ۱

 پر واضح است که اختلاف قوانين ارائه شده توسط پيامبران ، به لحاظ سطح رشد دانش و آگاهی و فکر و معنويت بشر بوده است.

در حقيقت ، دين که ندای فطرت است به دليل يکی بودن فطرت ، واحد است ؛ لذا ، مسير تکاملی جهان ، انسان و اجتماع يک مسير هدايت شده و هدفدار است و از لحاظ مبدأ و مسير و منتها مشخص می باشد ؛ پس ، اگر چه انسان و اجتماع در حال تحول و تغييرند ؛ اما ، راه مشخص و واحد است.

قرآن با توضيح اينکه راه بشر يک راه مشخص و مستقيم است۲  و همه پيامبران با تمام تفاوتهايی که در راهنمايی بشر دارند ، همه را به سوی يک مقصد و يک شاهراه مستقيم هدايت می کنند ، ختم نبوت را توضيح می دهد. چرا که اگر همان طور که خود بشر در حال تحول است ، مبدأ و مقصد و مسير او نيز در تحول می بود ، ختم نبوت به معنای دريافت يک نقشه و برنامه کلی معنا پيدا نمی کرد.

رسـالت پيامبـر اسلام (صلی الله عليه و آله) با همه رسالت های ديگر اين تفاوت را دارد که از نوع قانون است نه برنامه ، قرآن کتابی است که روح و محتوای همه تعليمات موقت و محدود ديگر کتب آسمانی را در بر دارد.

« و انزلنا اليک الکتاب بالحق مصدّقا لما بين يديه من الکتاب و مهيمنا عليه فاحکم بينهم بما انزل الله ولا تتّبع اهواء هم عمّا جاءک من الحقّ لکلّ جعلنا منکم شرعه و منهاجا و لو شا ء الله لجعلکم امه واحده ولکن ليبلوکم فی ما اتکم فاستبقوا الخيرات الی الله مرجعکم جميعا فينبّئکم بما کنتم فيه تختلفون : و ما اين کتاب (قرآن عظيم) را به حق بر تو فرستاديم که تصديق به درستی و راستی همه کتب که در برابر اوست نموده و بر حقيقت کتب آسمانی پيشين گواهی می دهد ؛ پس ، حکم کن ميان آنها به آنچه خدا فرستاد و در اثر پيروی از خواهشهای ايشان حکم حقی که به تو نازل آمده وامگذار. ما بر هر قومی شريعت و طريقه ای مقرر داشتيم و اگر خدا به مشيت ازلی می خواست همه را يک امت می گردانيد ؛ وليکن ، اين نکرد تا شما را با احکامی که در کتاب خود فرستاده بيازمايد. پس، به کارهـای نيـک سبقـت گيـريد که بـازگشـت همه شما به سوی خـداست و در آنچـه اختـلاف می نماييد شما را به جزای آن آگاه خواهد ساخت. »۳

اسلام در وضع و تبيين قوانين و مقررات خود رسماً احترام به فطرت را اعلام نموده است و همين امر به قوانين اسلام امکان ماندگاری و جاودانی بودن را داده است. از ويژگی های مشخصه اسلام : پذيرش و وارد کردن عقل در حريم دين ، جامعيـت در مسائل مختلف ، ارائه قوانين ثابت برای نيازهای دائم و پيش بينی وضع متغير برای اوضاع و احوال ناپايدار انسان ، دادن اختيارات به حاکم اسلامی که در شرايط جديد با توجه به اصول اساسی اسلام مقـرراتی را وضـع کند که در گذشـته موضـوعيت نداشته و ... . ۴

برنارد شاو انديشمند فرانسوی درباره اسلام چنين می گويد : « چنين به نظر می رسد که مشکلات و دشواری های جهانی حل نخواهد گرديد ؛ مگر از طريق اسلام و سعادت بشر ميسر نخواهد بود ؛ مگر از راه شرع محمدی و بايد پيشگويی مرا در اين معنی به انديشه سپرد که اسلام در آينده تنها دين عالم و کيشی جهانی خواهد بود. » ۵






۱. شوري / ۱۳

۲. « و انّ هذا صراطي مستقيما فاتّبعوه و لاتتبعوا السّبل فتفرّق بکم عن سبيله ذلکم وصّکم به لعلّکم تتّقون : و اين است راه راست من ، از آن پيروی کنيد و از راههای ديگر که موجب تفرقه شما از راه خداست متابعت نکنيد. اين است سفارش خدا به شما شايد پرهيزگار شويد. »  انعام / ۱۵۳   

۳. مائده / ۴۸ 

۴.  معارف اسلامی در آثار شهيد بهشتی / تنظيم از علی شیروانی.

۵.  رحمت عالمیان / فضل الله کمپانی

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.