انگلیسی

بسمه تعالی

 

ولادت امام موسی کاظم ( عليه السلام ) را به تمامی شيعيان جهان تبريک عرض می نماييم.

 

        امام موسی کاظم ( عليه السلام ) در خطاب به بعضی از شيعيان فرمودند : « اَی فُلانُ اتّق ا... و قُل الحَقَّ و اِن کانَ فيه هَلاککَ ، فَاِنَّ فيه نجاتَکَ. ودَعَ الباطِلَ و اِن کانَ فيهِ نَجاتُکَ فَاِنَّ فيهِ هلاککَ‌ : خود را از غضب خدا حفظ کن و سخن حق را بی پروا بگو ؛ هر چند نابودی تو در آن باشد ؛ اما ، بدان که حق موجب نابودی نيست ، نجات دهنده است. باطل را همواره رها کن ؛ هر چند نجات تو در آن باشد و هرگز باطل نجات بخش نيست ؛ بالاخره ، سبب نابودی است. »۱

        زندگی امام موسی بن جعفر ( عليه السلام ) از اين نظر که سالها از عمر شريفشان در زندان يک ستمگر گذشت ، شبيه به حال حضرت يوسف صديق ( عليه السلام ) است. در ميان پيغمبران حضرت يوسف ( عليه السلام ) به جرم محبوبيت نزد پدر ، به چاه انداخته شدند و به جرم پاکی و تقوا و حق شناسی روانه زندان گرديدند و در ميان ائمه ، حضرت موسی بن جعفر ( عليه السلام ) به جرم حق گويی و به جرم ايمان ، تقوا و علاقه مردم و اعتقاد به اينکه هارون شايستگی خلافت بر مسلمين را ندارد ، سالها زندانی شدند.۲

        در آيات قرآن و روايات ، اين مضمون زياد به چشم می خورد که خداوند پيغمبری و يا بنده صالحی را در معرض بلاها و شدايد قرار داده و يا شدايد و بلاها را مخصوصاً متوجه کسانی کرده است که مورد لطف و رحمت خاصه اش هستند. در حديث آمده است : « اِنَّ ا... عزَّ وَ جَلَّ لَيَتَعاهَدُ المُؤمِنَ بالبَلاءِ لَما يَتعاهَدُ الرَّجُلُ اَهلَهُ بِالهَدِيَّه مِنَ الغَيبَه : خداوند ياد می کند و مورد نوازش قرار می دهد بنده مومن را به وسيله فرستادن يک سختی و مشکل ، همان طور که يک مرد هنگامی که در مسافرت است با فرستادن يک هديه خاندان خود را ياد می کند و مورد محبت و نوازش قرار می دهد. »۳

        البته ، ابتدا اين سوال به ذهن هر کسی می آيد که لازمه مهر و محبت فراهم کردن موجبات خوشی و آسايش است ، نه موجبات سختی و عدم آسايش ؛ پس ، چگونه خداوند دوستانش را دچار بلايا می کند؟ و تعبير از امتحان چيست؟ مگر خداوند از باطن کار مردم بی خبر است؟! پاسخ هر دو سوال آن وقت معلوم می شود که فلسفه بلايا و شدايد و سختی ها و اثر آنها در وجود آدمی معلوم شود.

        به حکم قانون و ناموس خلقت ، بسياری از کمالات است که جز در مواجهه با سختی ها و در نتيجه تصادمها و اصطحکاکهای سخت حاصل نمی شود. هر کس يک گوهر واقعی دارد که رويش پوشيده است ، مانند يک معدنی که در زير خاک است.۴

        مولوی در اين رابطه گفته است که گندم زير خاک می رود و در زندان خاک گرفتار می شود ، در همان  زندان شکافته می شود و تَعيُّن خود را از دست می دهد و قدم به مرحله کامل تر می گذارد. اول ، ريشه های نازکی بيرون می دهد و طولی نمی کشد که به صورت گندم در زير سنگ آسياب نرم و آرد می شود و بعد نان می گردد و بار ديگر زير دندان آسياب شده و جذب بدن می گردد تا بالاخره ، به عالی ترين مراحل کمال ممکن خود می رسد و به صورت عقل و فهم تجلی می کند.۵

        اثر شدايد و سختی ها ؛ تکميل کردن ، تبديل کردن و عوض کردن است. شدايد و سختيها سازنده هستند ؛ از ضعيف ، قوی و از پست ، عالی و از خام ، پخته به وجود می آورند. خاصيت تصفيه و تخليص دارند. کدورتها و زنگارها را می زدايند. خاصيت تهييج و تحريک دارند و هوشياری و حساسيت به وجود می آورند ؛ پس ، اينگونه  امور را  نبايد قهر و خشم شمرد. اين امور لطف هستند در شکل قهر ، خير هستند در صورت شر ، نعمت هستند در مظهر نقمت و در اين ميان ، عنصرهای قابل ، حداکثر استفاده را از اين لطف های قهر نما می برند. ۶

        خداوند به وسيله بلايا و شدايد امتحان می کند ، به اين معنی که به وسيله اينها هر کسی را به کمالی که لايق آن است می رساند. خداوند امتحان نمی کند که وزن واقعی و حد و درجه معنوی و اندازه شخصيت کسی معلوم شود ؛ امتحان می کند ، يعنی ؛ در معرض بلايا قرار می دهد که بر وزن واقعی و درجه معنوی و حد شخصيت آن بنده افزوده شود.

        حضرت علی ( عليه السلام ) در آن نامه ای که به والی بصره - عثمان بن حنيف - نوشتند ؛ پس از آن که او را نصيحت کردند که گرد تنعّم نرود و از وظيفه خودش غفلت نکند و وضع زندگی ساده و دور از تجمّل خودشان را ذکر کردند - که چگونه با نان جويی قناعت کرده اند. - آنگاه می فرمايند : « شايد بعضی تعجب کنند که چطور علی با اين خوراک ها توانايی برابری و غلبه بر شجاعان را دارد؟! حال آنکه آنان اشتباه می کنند ، زندگی سخت نيرو را نمی کاهد ؛ تنعّم و ناز پروری است که موجب کاهش نيرو می گردد. چوب درختان صحرايی و جنگلی که نوازش باغبان را نديده است ، محکم تر است از درختانی که مرتب تحت نظر می باشند. »

        پس ، فرق است بين نيرويی که از داخل و باطن بجوشد با نيرويی که از خارج کمک بگيرد و اصل ، آن است که استعدادها و نيروهای بی حد و حصر باطنی بشر بروز کند.۷

        امام موسی کاظم ( عليه السلام ) در اين رابطه می فرمايند : « اَلمومنُ مِثلُ کَفَّتَی الميزان ، کُلَّما زيد فی ايمانِهِ زَيدَ فی بلائِه : مومن همچون دو کفه ترازو است ، هر قدر در کفه ايمان او بيفزايد ، در کفه بلا و آزمايشات او می افزايد. »۸

        امير المومنين علی ( عليه السلام ) چنين فرمودند : «  نگوييد : " اللّهمَّ  اَنّی اَعوذُ بِکَ مِنَ الفتنَه : خدايا ! به تو از فتنه ها و مايه گرفتاريها پناه می برم. " زيرا ، هيچکس نيست که با گرفتاريها مواجه نباشد ؛ بلکه بگوييد : " الّهمَّ اَنّی اَعوذُ بِکَ مِن مضِلّاتِ الفِتَن : خدايا ! از فتنه های گمراه کننده و از جنبه های گمراه کننده فتنه به تو پناه می برم." »۹

 

 


منابع :

۱- بيست گفتار ، استاد مطهری ، چاپ ۷ ، پاييز ۱۳۷۰ ، صفحه ۱۹۶

۲- همان منبع ، صفحه ۱۸۹و ۱۹۰

۳- همان منبع ، صفحه ۲۰۴  

۴- همان منبع ، صفحه ۲۰۵

۵- همان منبع ، صفحه ۱۹۳

۶- همان منبع ، صفحه ۲۰۶

۷- همان منبع ، صفحه ۲۰۹

۸- نگاهی بر زندگی امام کاظم ( عليه السلام ) ، محمد محمدی اشتهاردی ، صفحه ۱۱۵

۹- بيست گفتار ، استاد مطهری ، چاپ ۷ ، پاييز ۱۳۷۰ ، صفحه ۲۱۰

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.