نور عبارت است از ؛ آن
روشنايی که منتشر می شود و به ديدن کمک می کند. نور دو نوع است ؛ دنيوی و اخروی.
نور دنيايی نيز دو نوع است ؛ يکی جنبه عقلانی دارد و با چشم بصيرت قابل رويت است ،
مثل نور عقل و ديگری را با چشم ظاهر می توان ديد ، مثل نور ماه و خورشيد و ستارگان.
«
ا... نور السموات و الارض » چون خداوند تبارک و تعالی خود نورانی کننده و
ظاهر کننده غير است و ظهور هر موجودی به طفيل وجود اوست ؛ لذا ، اطلاق نور بر او
صادق است ؛ زيرا که او نور حقيقی است و لا غير.
از امام محمد باقر ( عليه السلام )
روايت شده که فرمودند : « بَدَء بِنور نَفسه ، مثل نوره مثل هداه فی قلب المومن :
خداوند شروع به نور ذات خويش کرد. » سپس ، امام فرمودند : « مَثَل نوره ، يعنی ؛
مثل هدايتی که خداوند در قلب مومن می کند. »
۱
در واقع امام محمد باقر ( عليه
السلام ) مراد از هدايت را هدايت خاصه بيان فرموده اند ؛ به هر حال ، چه منظور
هدايت عامه باشد و يا هدايت خاصه يک حقيقت قطعی است و آن اين که ذات مقدس الهی نور
دهنده است و هادی جهانيان ؛ البته تا چه کسی زمينه مستعدی برای پذيرش انوار الهی
داشته باشد و اگر کسی از جانب حق به او افاضه نور نشود ، از هيچ جای ديگر نمی تواند
کسب نور کند.
اين آيات متضمن مقايسه ميان مومنين به
حقيقت ايمان و ميان کفار می باشد. مومنين را از کفار بدينگونه تميز می دهند که
ايشان به واسطه اعمال صالحه خود به نوری از پروردگارشان هدايت می شوند که نتيجه اش
؛ معرفت خداوند سبحان می باشد و آن
نور ، آنان را به بهترين جزا و فضل از خدای تعالی سلوک می دهد ؛ در آن روز
که از دلها و چشمهايشان پرده برداشته می شود و کافران را اعمالشان سلوک نمی دهد ؛
مگر به سوی سرابی که اصلاً حقيقتی را دربر ندارد و آنها در ظلماتی که بعضی از
ظلمتها بالای بعضی ديگر از آن بوده و کافران در آن منغمر
۲ شده اند ، به سر می برند و خداوند برای ايشان نوری قرار نداده
است و بنابراين ؛ آنان دارای نوری نخواهند بود.
خدای تعالی نور است و به اشراق آن
نور به آسمانها و زمين ، آنها ظهور پيدا کرده و می کنند ؛ همچنان که به اشراق انوار
حسّيه بر اجسام مادّيه و طبيعيه ، برای حس ما آنها ظهور پيدا می نمايند. البته ، در
اين ميان تفاوتی وجود دارد و آن اين است که ظهور اشياء به واسطه نور خداوندی ، عين
وجود آنها می باشد و اما ، ظهور مادّيه طبيعيه به واسطه انوار حسّيه ، غير اصل
وجودشان می باشد.
خداوند يک نور خاصی دارد که بدان
مومنين نور می گيرند و به واسطه اعمال صالحه شان هدايت می شوند و آن عبارت است از ؛
نور معرفت که به واسطه آن دلها و چشمهايشان در روزی که دلها و چشم ها دگرگون
می شود ، استناره
۳ می نمايند و به واسطه آن است که به سعادت خالده خود راه می
يابند و در آن روز با شهود عيانی مشاهده می نمايند آنچه را که در دنيا از آنها
پنهان بوده است.
پس ، هرچه نور و روشنايی معنوی است
؛
مرحمت و فضل ذات اقدس پروردگار می باشد و تا عبد سينه را فراخ نکند و از خود
ميل و رغبت نشان ندهد و شرايط و لياقت گرفتن نور را در خود ايجاد نکند ، بهره ای از
نورحق نخواهد داشت.
بسياری از مردم می خواهند بدانند که
چطور دل به نور حق تعالی نورانی می شود ، در اين زمينه رسول ا... ( صلی ا...
عليه و آله و سلم ) علامت نورانی شدن دل را ضمن حديثی بيان
فرموده اند : « چون بنده را نور حق در دل افتد ، دل او گشاده و فراخ
گردد. » گفتند : « يا رسول ا... ( صلی ا... عليه و آله و سلم )
نشان آن چيست؟ » فرمودند : « از دنيا و دوستی او دور شود و به کار آخرت و سرای خلود
مشغول شود و کارسازی مرگ کند ، پيش از آنکه برسد. »
ابی خالد کابلی از امام باقر ( عليه
السلام ) سوال کرد که تفسير کلام خدا « فامنوا با... و رسوله و النور الذی انزلنا »
چيست؟ حضرت فرمودند : « يا ابا خالد! سوگند به خدا که منظور از نور ،
نور ائمه ( عليهم السلام ) از آل محمد ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) تا روز قيامت
است. سوگند به خدا ايشان همان نور الهی هستند که نازل نموده ، سوگند به خدا
که آنها نور خدا در آسمانها و زمين می باشند و سوگند به خدا ای ابا خالد! نور امام
در قلب بندگان مومن درخشنده تر از نور خورشيد در روز است. سوگند به خدا که
اينها دلهای مومنين را نورانی می کنند و البته ، خداوند
نور اهل بيت ( عليهم السلام ) را از هر که بخواهد محجوب می دارد. قسم به خدا
ای ابا خالد! تا کسی زمينه قلبش پاکيزه نباشد ، ما را دوست نخواهد داشت و زير بار
ولايت ما نخواهد رفت و قلب کسی پاکيزه نمی شود ؛ مگر آنکه تسليم ولايت ما اهل بيت (
عليهم السلام ) شود. هر کس تسليم باشد ، خداوند او را از شدت حساب سلامت می دارد و
از فزع بزرگ روز قيامت در امان خواهد بود.»
۴