عيد سعيد قربان بر تمامی مسلمانان
جهان مبارک باد.
سرانجام فرزند موعود ابراهيم ( عليه
السلام ) طبق بشارت الهی متولد شد و قلب پدر را روشن ساخت. دوران طفوليت را پشت سر
گذاشت «
فَلمّا بَلَغَ مَعَهَ السَّعی : پس ؛ هنگامی که با او به مقام سعی و کوشش رسيد.
» ( سوره صافات / آيه ۱۰۲
)
حال خبر از آغاز يک آزمايش بزرگ ديگری
است.
حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) در خواب
می بيند که از سوی خداوند به او دستور داده شد تا فرزند يگانه اش را با دست خود
قربانی کند ، ولی ؛ بايد قبل از هر چيز فرزندش را آماده اين کار نمايد ، لذا ؛ رو
به سوی او کرده و «
قالَ : يا بُنَیَّ اِنّی اَری فی المَنامِ اَنّی اَذبَحُکَ فَانظُر ماذا تَری : گفت
ای پسرم! من در خواب ديدم که تو را ذبح می کنم ، نظر تو چيست؟
» فرزندش که نسخه ای از وجود پدر بود با آغوش باز از اين فرمان الهی استقبال کرد. «
قالَ يا اَبَتِ افعَل ما تُؤمَرُ : گفت ای پدرم! هر دستوری داری اجرا کن.
» و از ناحيه من نگران نباش «
سَتَجِدُنی اِن شاء ا... مِنَ الصّابرين : به خواست خدا مرا از صابران خواهی يافت.
» به اين ترتيب ؛ هم پدر و هم پسر نخستين مرحله اين آزمايش بزرگ را با پيروزی می
گذرانند.
برخی نوشته اند که حضرت اسماعيل (
عليه السلام ) برای اينکه پدر را در انجام مأموريت کمک کند ، به حضرت ابراهيم (
عليه السلام ) گفت : « پدرم ريسمان را محکم ببند ، کارد را تيز کن و پيراهنم را از
تن بيرون کن ؛ چرا که نگرانم زمانی که مادرم لباس خون آلود مرا ببيند ، عنان صبر از
کَفَش بيرون رود. »
«
فَلَمّا اَسلَما وَتَلَّهُ
لِلجَبين : هنگامی که هر دو تسليم شدند و ابراهيم جبين
او را بر خاک نهاد. » با سرعت
و قدرت کارد را بر گلوی اسماعيل ( عليه السلام ) گذارد ؛ در حالی که روحش در هيجان
فرو رفته بود ، اما ؛ کارد اثری نگذارد. ابراهيم ( عليه السلام ) در حيرت فرو رفت
بار ديگر کارد را به حرکت درآورد ، ولی ؛ باز کارگر نيفتاد. اينجاست که قرآن با يک
جمله کوتاه به همه انتظارها پايان داد. «
» «
قَد صَدَّقتَ الرُؤيا : آن رويا را تحقق بخشيدی.
» و به مامويت خود عمل کردی. «
اِنّا کَذلکَ نَجزی المُحسِنين : ما اينگونه نيکوکاران را جزا می دهيم.
» سپس ؛ در آيه بعد خداوند می فرمايد : «
اِنَّ هذا لَهُوَ البَلوءُ المُبين : اين مسلماً همان امتحان آشکار است.
» ذبح کردن فرزند با دست خود ، آن هم فرزندی برومند برای پدری که يک عمر در انتظار
چنين فرزندی بوده است ، کار
آسانی نيست و از آن مهم تر
تسليم بودن حضرت اسماعيل (
عليه السلام ) در برابر اين فرمان که با اطمينان خاطر به لطف پروردگارش به استقبال
رويای پدر و ذبح شتافته است.
در دنباله آيه خداوند می فرمايد : «
وَ فَدَيناهُ بِذِبحٍ عَظيم : و ما ذبح عظيمی را فدای او کرديم.
» که بنابر آنچه در روايات آمده ، عبارت بود از قوچی که حضرت جبرئيل ( عليه السلام
) از ناحيه خداوند آورد و مراد از عظمت ذبح ، بزرگی جثه آن قوچ نيست ؛ بلکه مراد آن
است که از ناحيه خدا آمده تا به عوض از اسماعيل ( عليه السلام ) قربانی شود.
۱
اکنون عيد قربان است و روز قربانی
کردن. اما ؛ اسماعيل تو کيست؟ مقامت؟ علمت؟ هنرت؟ درجه ات؟ نامت؟ تعلقات و وابستگی
هايت؟ ... تو خود خوب می دانی ، هر چه هست و هر که هست امروز بايد آن را برای
قربانی مهيّا کنی. نشانه هايش را می گويم تا راهنمايی شوی ؛ آنچه تو را در راه
ايمان ضعيف می کند ، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا پيام حق را بشنوی و حقيقت را
اعتراف کنی ، آنچه تو را به توجيه و تأويل های مصلحت جويانه می کشاند و عشق به او ،
کور و کرت می کند! حال ؛ ممکن است يک شخص باشد و يا يک شیء ، يک وضع باشد و يا حتی
، يک نقطه ضعف! اما ؛ اسماعيلِ ابراهيم ، پسرش بود! پاداش يک قرن رنج ، پايان يک
عمر انتظار ، اما ؛ ابراهيم در اين انتخاب پيروز شد و او حبيب خود را انتخاب کرد و
اسماعيل را قربانی نمود.
۲
و حبيبش او را چنين فرمود : «
سَلامٌ علی ابراهيم. » ( سوره
صافات / آيه ۱۰۹ )
حال ؛ هر چه غير اوست از خانه دل
بيرون کن ، زيرا ؛ قلب مومن خالی از همه تعلقات است تا جايی که در آن فکر و ذکری
نيست ؛ مگر ، از خدا تا جايی که نمی بيند و نمی شنود ؛ مگر ، از خدا.
پس ؛
قلبی که محبتی غير
از محبت خدا
در آن نباشد ؛
بيت ا... حقيقی است. پس ؛
برای به دست آوردن اين بيت ا... هر آنچه داری در راه خدا قربانی کن و دلت را خالی
از غير او نمای.
۱.
تفسير نمونه / آيات ۱۰۲ الی ۱۰۷ سوره صافات

۲. حج
/ دکتر علی شريعتی / صفحات ۱۴۴ الی ۱۵۰
