ميلاد
با سعادت حضرت فاطمه زهرا ( سلام ا... عليها ) مبارک باد.
لزوم
امام زنده برای تمتع دلها
«
وَ جَعَلناهُم اَئمَّه يَهدونَ بِاَمرنا وَ
اوحَينا اِلَيهِم فِعلَ الخَيراتِ وَ اِقامَ الصَّلوه و ايتاءَ الزَّکوه وَ کانوا
لَنا عابِدينَ : و آنان را پيشوای مردم ساختيم تا خلق را به امر ما هدايت کنند و هر
کار نيکو را خصوص اقامه نماز و اداء زکات به آنها وحی کرديم و آنها هم به عبادت ما
پرداختند. » ( سوره انبياء / آيه ۷۳ )
اصل عليت و معلوليت :
تمام موجوداتی که در اين عالم مشاهده می شود ، هر يک دارای اصل و
علتی اند که در پيدايش خود مُستند بدان هستند و نيز ، تغييرات و تبديلاتی که در
آنها واقع می شود ؛ مستند به عللی است.
اين يک اصل کلی در پيدايش و تغييراتی است که در
موجودات عالم مشهود است.
اخلاق
و ملکات و عقايد و روحيه افراد بنی آدم نيز از اين اصل کلی خارج نيست و به تجربه
ثابت شده است که معاشرت با نيکان بر روی
انسان اثر می گذارد و معاشرت با بدان نيز موثر است ؛ چه بسا ، شخص پاک فطرت
و نيک کرداری که در اثر برخورد با رفيق نا اهل ، کم کم و رفته رفته آن صفای باطن
خود را از دست داده ، دلش تاريک و روحش کدر گرديده است و بالعکس ، شخص زشت کرداری
در اثر برخورد با صاحبدلی ، تغيير روش داده و کم کم نيت و به تَبَع آن افعالش صالح
و نيکو شده است.
لذا ،
در تعاليم اسلام بسيار وارد شده که انسان خوب است با نيکان مصاحبت داشته باشد و از
انس و دلبستگی با اشرار خودداری کند ؛ حتی ، مجالست در حد يک جلسه هم در انسان موثر
است ؛ خواه به سکوت بگذرد و خواه به مذاکره ؛ چرا که
تاثير ارواح در يکديگر محتاج به مذاکره نيست
و در نتيجه ، دو روحی که با يکديگر انس و الفت دارند ، هر يک به روی ديگری اثر می
گذارند.
برای
آنکه اخلاق و صفات آدمی همانند اخلاق و صفات انسانی کامل شود ، بايد دل و روحيه خود
را به اصل و علت اخلاق و صفات نيک آشنا کند تا در اثر برخورد ، آن محامد در انسان
اثر بگذارد. بايد کانون دل خود را به منبع علم و معرفت و حيات متصل کند تا از آن
نيز به قدر سِعِه و استعداد در او علم و معرفت و حيات حاصل گردد. برای حصول اين
موضوع دو امر ضرورت دارد ؛ يکی وجود آن اصل و علت ، يعنی ؛ مبدأ افاضه علم و حيات و
ديگری ؛ تسليم و تلقی و خضوع تا آن علت بتواند کار خود را بنمايد ؛ زيرا
که
تسليم
برای تلقی
علم و معارف حکم شروط
را داشته و از مقدمات
مُعّده
۱
محسوب می
گردد.
قلب امام کانون افاضه
علوم است
مبدأ
افاضه علم قلب امام
است که به واسطه سيطره بر ملکوت موجودات ، به هر موجود - به قدر استعداد
- افاضه می
کند. « وَ جَعَلناهُم ائمَه يَهدونَ
بِامرِنا. » ( سوره انبياء / آيه ۷۳ )
هدايت به امر خدا
؛ همان ، رهبری افراد بشر است از راه ملکوت
و نفوس آنها ؛ لذا ، امام بايد هميشه در
عالم زنده باشد و از آيه « يَومَ نَدعوا
کُلّ اناسٍ بِاِمامِهِم. » ( سوره اسراء /
آيه ۷۱ ) استفاده می کنيم که امام در هر زمان موجود است و به وسيله آن يک يک از
افراد بشر خوانده می شوند
۲
و اين يک اصل مسلم و صحيحی است که در ميان
جميع اديان و مذاهب عالم ، مذهب اسلام
روی آن اتکا دارد و تعيين امام بر جامعه را از طرف خدا می داند و او را صاحب قلب و
محيط بر ملکوت و معصوم از خطا و گناه معرفی می کند و شيعه که بر اساس تعاليم اسلام
از اين موضوع بهره مند است ، روش خود را بر واقع و حقيقت دستورات اسلام قرار داده و
اهل تسنن که اين موضوع را مراعات نمی کنند ، دستشان از منبع حيات و علم کوتاه و از
اسلام به معنی حقيقی
بی بهره اند.
روی
همين اصل است که بعد از رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) نياز به وجود امام
زنده می باشد ، که وجود مقدس اميرالمومنين
علی ( عليه السلام ) است و اين برای آن است
که توسط آن قلب زنده و بيدار
که در عالم جمع واقع است ، افراد بنی آدم به بهره حيات
و علوم خود برسند و اما ، اگر مجرد عمل کافی بود ، با ندای « کَفانا کتاب ا... :
کتاب خدا برای ما کافی است » هر کس در زاويه و بيغوله تاريک آن می خزيد و تا آخر
عمر قدمی از نفس و هوای آن فراتر نمی گذارد.
شيعه اساس تعليم اسلام را بر امامت می داند
شيعه
می گويد اساس تعاليم اسلام امامت
است. در زمان رسول ا... ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) خود آن حضرت امام بودند و
توسط آن قلب بيدار که در منبع علوم - «
فَاَوحی الی عَبده ما اوحی : پس ، خداوند به بنده خود وحی فرمود آنچه را که هيچ کس
درک آن نتواند کرد. » ( سوره نجم / آيه ۱۰ )
- قرار گرفته بودند ، به دلهای امت افاضه معارف می شد و بعد از آن حضرت ، توسط ائمه
اطهار ( عليهم السلام ) يکی بعد از ديگری تا حضرت بقيه ا... ( عجل ا... تعالی فرجه
شريف ) که کانون های حيات و معرفتند ، هر قلبی به اندازه سعه خود اشباع می شود.
اما ،
موضوع ديگر تسليم و خضوع و پيروی از امام است که قلب را مستعد و آماده تلقی و اخذ
معارف و علوم می کند و اين خصوصيت در شيعه است ؛ لذا ، ديده می شود که در شيعه صفات
؛ محبت
، وفا و صفا
، انفاق و ايثار
و نظاير آنها به مقدار زيادی بيشتر از عامه بشر است ؛ چرا که روح شيعه ، روح تسليم
و خضوع در مقابل معلم بشريت و مبدأ تعليم و تربيت است ؛ خواه امام حاضر باشد ، خواه
غائب ؛ لذا ، شيعه ؛ ولو ، در زمان غيبت - به علت توجه کامل به مصدر خيرات و علوم -
از آن کانون علم و معرفت بهره مند می شوند ؛ گرچه ، بدون ترديد حضور امام اثرش
بيشتر و فوائدش به مقدار فراوانی زيادتر است و در مقابل ، به غير شيعه که دل آنها
به اين معدن ارتباطی ندارد ، نفسشان در خود متحير است و راهی به خارج از خود باز
نمی نمايد.
۱.
معدّه : آماده کننده ، مهيا کننده ، فراهم آورنده 
۲.
«
يَومَ نَدعُوا کُلّ اُناس باِمامِهِم فَمَن اُتِیَ کِتابَه
بِيَمينِه فَاُلئکَ يَقرَؤنَ کِتابَهُم وَ لا يُظلَمونَ فَتيلاً وَ مَن کانَ فی
هذِهِ اَعمی فَهُوَ فی الآخره اَعمی وَ اَضَلُّ سَبيلاً : روزی خواهد آمد که ما
تمام افراد بشر راتوسط امامهای خودشان خواهيم خواند.
کسانی که نامه عمل به دست راست آنان داده شود ، کتاب و نامه عمل خود را می خوانند و
می دانند که به اندازه آن خط کوچک که روی درز و شقّ هسته خرما قرار دارد به آنها
ظلم ننموده ايم و اما کسانی که چشم دل
خود را کور نموده اند ، در آخرت
نابينا و راه
آنان گم خواهد بود.
» ( سوره اسراء / آيه ۷۱ و ۷۲ )
آيه می رساند که تمام افراد بشر در
هر زمان و مکان دارای امام هستند ؛ زيرا
که به نحو اطلاق و عموم می فرمايد : «
تمام افراد بشر را توسط امامشان به
قيامت وارد خواهيم ساخت. » پس
، در هر زمان و مکان امامی است که او مربی امت خود بوده و اشقياء و سعداء به سبب او
داخل در بهشت و دوزخ می شوند.

منبع :
امام شناسی / سيد محمد حسين حسينی طهرانی / درس دهم
/ صفحه ۱۷۹