ولادت با سعادت امام حسن مجتبی ( عليه السلام ) مبارک باد.
درتاريخ زندگانی پيامبر بزرگوار اسلام ذيل حوادث سال سوم هجرت ذکر شده است که سبط
اکبر آنجناب - حضرت امام حسن مجتبی ( عليه السلام ) - در اين سال در شهر مدينه به
دنيا آمد و مشهور است که اين مولود فرخنده در شب نيمه ماه رمضان - بهترين ماههای
خدا - متولد شده است.
کُنيه آن حضرت بر طبق روايات بسياری « ابو محمد » بوده و کنيه ديگری نداشته است.
القاب ايشان ؛ سبط ، زکیّ ، مجتبی ، سيّد ، تقّی ، طيّب ، ولیّ و ... می باشد.
اما ؛ در اين
مجال ، بهتر ديديم تا
به شرح و توضيح
آيه ای از قرآن در مورد افعال
ائمه معصومين ( عليهم السلام ) بپردازيم تا هر چه بيشتر و عميق تر وجود اين
بزرگواران را معرفی نماييم.
خداوند متعال می فرمايد : «
وَ جَعَلناهُم أئمَه يَهدونَ بِأمرنا و
أوحَينا اليهم فِعلَ الخَيراتِ
و اقامَ الصلوه وَ ايتاءَ الزّکاه وَ لَنا عابِدين : ما ابراهيم و اسماعيل و اسحاق
را ائمه ای قرار داديم که به امر ما هدايت می کنند و کارهای پسنديده را به آنها وحی
کرديم و اقامه نماز و ايتاء زکات را هم به آنها وحی نموديم و آنها از زمان قبل ،
روش و مسلکشان اين بود که ما را عبادت می نمودند.
» ( سوره انبياء / آيه ۷۳ )
در معنای وحی خيرات که به ائمه ( عليهم السلام ) می شود
در جمله فوق الذکر خداوند می فرمايد : « نفسِ افعال خيری که آنها انجام می دادند ،
وحی ما بود.
»
در معنای وحی تکوينی
خداوند در آيه مورد بحث نمی فرمايد وَ أوحَينا اِليهم اَن تَفعَلوا الخيرات : به
آنها وحی نموديم که خيرات را بجای آريد ؛ بلکه می فرمايد که افعال خارجی که از آنها
سر می زد عين وحی ما بوده ، ما به آنها افعال خيری را که انجام می دادند وحی کرديم
، در اين صورت نفسِ فعل آنها مورد وحی بوده است.
بنابراين ؛ بايد ديد چگونه ممکن است
فعل
مورد وحی واقع شود؟! برای روشن شدن اين مطلب از قرآن مجيد شاهدی می آوريم :
«
وَ اَوحی رَبُّکَ الی النَّحلِ اَن اتَّخَذی مِن الجِبالِ بيوتاً وَ مِن الشَّجَر و
ممّا يَعرِشونَ. ثُمَّ کُلِی مِن کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسلُکی سُبُلَ رَبِّک ذُلُلاً
... : خدای تو به زنبور عسل وحی فرستاد به اينکه ؛ در کوهها و درختها و در سقف های
منازل برای خود خانه درست کن ، سپس ؛ از تمام ميوه جات بخور و با حالت تسليم و
پذيرش ، راههايی که خدا به تو معرفی کرده است را بپيمای ... .
» ( سوره نحل / آيات ۶۸ و ۶۹ )
آيا اين وحی که به زنبور عسل کرده است ، مانند وحی به قلب پيغمبران بوده که در هر
لحظه بر قلب زنبور عسل می رسيده : که اين شکل خانه بساز ، در اينجا سُکنی گزين ،
روی اين گل بنشين ، سپس ؛ روی آن گل! يا آنکه اين طور نيست ؛ بلکه خداوند به شکلی
اين حيوان عجيب و لطيف را خلق فرموده است که تمام کارهای او به اراده خدا انجام
پذيرفته و اين حيوان بدون هيچ دخالتی از نفس امّاره و آرزوهای باطله و شخصيت طلبی
ها ، طبق برنامه معين که خدا در عالم تکوين برای او مقرر داشته است ، در هر لحظه به
امر و اذن پروردگار در راهی که خدا معين نموده سير می کند و طبق دعوت فطرت ، از روی
اين گل بر روی آن گل می نشيند و شيره گل خوشبو را می مکد و خانه هندسی شکل عجيبی می
سازد.
اين وحی را وحی تکوينی گويند
، يعنی ؛ خدا در عالم تکوين و خارج ، تمام افعال و سکنات او را خود تنظيم نموده و
بدون دخالت امر خارجی که او را در سير تکاملی خود از صراط مستقيم منحرف کند ، او در
راهها و طرق سعادت و اعمال نيک طبق برنامه آفرينش حرکت می دهد.
وحی خيرات به امامان
آيه مبارکه قرآن می فرمايد که ما
فعل خيرات
را به آنها وحی کرديم ، يعنی ؛ تمام افعال پسنديده که از آنها ظهور می کند ، به اذن
ما و به امر ما بوده و ملکوت آنها در دست ما است ، بنابراين ؛ اعمال آنها بدون
دخالت هيچ فکر نفسانی و هوای خودپسندی از آنان سر می زند.
انسان تا هنگامی که چشمش به جمال پروردگار گشوده نشده و کم کم مراتب هستی خود را
فراموش ننموده و به خدا يکی نشده
است ، تمام افعال را از خود می بيند و حتماً برای
غايت و نتيجه ای انجام می دهد ، ولی ؛
اگر در مرحله عبوديت قدم به صدق گذاشت
، رفته رفته در اثر مشاهده قدرت و علم مطلق خدا و انکشاف مراحل توحيد در وجودش ،
ديگر از خود وجود و هستی ادراک نمی کند تا آنکه برای بقا و حفظ آن يا برای جلب نفع
و رفع ضرر کاری انجام دهد ، خود را در دست قدرت پروردگار چون موم در مشت قوی پنجه
ای خاضع و تسليم ملاحظه می نمايد ، چون ؛ با طلوع خورشيد حقيقت و مشاهده جمال مطلق
و حيات و علم مطلق ، وجود خود را سراب ديده و نمی تواند چيزی را برای خود و به
مصلحت خود انجام دهد ، هر کاری که از او در اين حالت و اين شرايط سر می زند ،
کار حق
است. بنابراين ؛ می توان گفت که نفسِ فعلِ امامان وحی خداست.
منبع :
امام شناسی / سيد
محمد حسين حسينی طهرانی / جلد اول / درس يازدهم / صفحه ۱۹۹