انگلیسی

بسمه تعالی

    

ولادت امام جواد ( عليه السلام ) را تبريک و تهنيت عرض می نماييم.

 

        کليم بن عمران می گويد : « به امام رضا ( عليه السلام ) عرض کردم : " دعا کنيد که خداوند به شما فرزندی عنايت فرمايد. " امام در پاسخ فرمودند : " انّما ارزقُ ولداً واحداً و هُوَ يَرثُنی : خداوند تنها يک فرزند به من عطا می کند که وارث من و امام پس از من خواهد بود." »

        وقتی حضرت جواد ( عليه السلام ) متولد شدند ، امام رضا ( عليه السلام ) به اصحاب خويش فرمودند : « کسی برای من به دنيا آمد که شبيه موسی بن عمران ( عليه السلام ) گشاينده درياهاست و شبيه عيسی بن مريم ( عليه السلام ) که مادری مقدس داشت ، او نيز مادری طاهره و مطهره دارد. »۱

         روز ولادت امام جواد ( عليه السلام ) دهم ماه رجب  سال ۱۹۵ هجری قمری بوده است و اسامی و القاب حضرت عبارتند از ؛ محمد ، تقی ، جواد ، ابوجعفر ، مختار ، منتخب ، مرتضی ، قانع ، عالم. نام  مادرش سبيکه و  امام رضا ( عليه السلام ) او را  خيزران صدا می زد و  ريحانه هم  به او می گفتند. او از خاندان ماريه قبطيه همسر رسول اکرم ( صلی ا... عليه وآله و سلم ) و در فضايل اخلاقی از برترين زنان عصر خويش بود. نقل است که  پيامبر ( صلی ا... عليه وآله و سلم ) خطاب به ماريه می فرمودند : « خيره الاِماء : بهترين کنيزان. » ۲

        حکيمه خواهر حضرت رضا ( عليه السلام ) می فرمايد : « در هنگام ولادت حضرت جواد ( عليه السلام ) برادرم از من خواست در کنار خيزران بمانم. درست روز سوم ولادت نوزاد بود که مشاهده کردم چشمانش را گشود و به چپ و راست خود نگريست و گفت : " اَشهَدُ اَن لا اِلهَ الّا ا... و اَشهَدُ اَنَّ مُحَمداً رَسولُ ا... . " ۳

        من با ديدن چنين منظره ای از جا کنده شدم ، خود را به برادر رساندم و آنچه ديده بودم برای او گفتم. امام رضا ( عليه السلام ) فرمودند : " يا حکيمه ما تَرَونَ مِن عَجائِبه اَکبَر : ای حکيمه! بعد از اين بيشتر از آنچه تا کنون ديده ايد شگفتيهايی از او خواهيد ديد. " » ۴

        نقل است در آن هنگام که مولود را به دست مبارک امام رضا ( عليه السلام ) دادند ، حضرت فرمودند : « هذا المَلودِ الذّی لَم يولَد مُولُودٌ اعظَمُ علی شيعَتِنا بَرَکَه مِنهُ : اين مولودی است که برای شيعه مولودی مبارک تر از او به دنيا نيامده است. » ۵

 

سيره عملی امام جواد ( عليه السلام )

 

        امام جواد ( عليه السلام ) بعد از شهادت پدر بزرگوارش در مسجد رسول اکرم ( صلی ا... عليه وآله و سلم ) به منبر رفتند و چنين فرمودند : « منم محمد فرزند علی الرضا ، منم جواد الائمه ، منم آگاه به انسابی که در صلبهای مردم است. منم آشنای به اسرار و ظاهرتان ، خداوند تبارک و تعالی علم  اولين و آخرين  را به ما داده است  و اگر  نبود مخالفت اهل باطل و دولت اهل ضلالت ، هر آينه می گفتم چيزهايی را که اولين و آخرين را به شگفتی وادارم. » در اين هنگام امام ( عليه السلام ) دست بر دهان شريف خود گذاشتند و به خود خطاب کرده و فرمودند : « يا مُحمد أصمِت کَما صَمَتَ آباؤکَ مِن قَبلِ : ای محمد! ساکت باش و لب فرو بند همانطور که پدرانت لب فرو بستند. » ۶

        زکريا بن آدم می گويد : « يکبار در محضر امام رضا ( عليه السلام ) بودم و در آن زمان حضرت جواد ( عليه السلام ) در سن چهار سالگی بودند. مشاهده کردم که اين آقازاده دست خود را بر زمين زدند و سر مبارک را به طرف آسمان بلند نمودند و مدتی فکر کردند. حضرت رضا ( عليه السلام ) فرمودند : " جان من فدای تو باد! برای چه اينقدر فکر می کنی؟ " عرض کرد : " فکرم درباره آن چيزی است که با مادرم فاطمه ( سلام ا... عليها ) به جای آوردند. اَما وَا... لَاَخرَجَهَّنُما ثُمَّ لَاَذريَنَهُما ثُمَّ لَاَ نسِفَنَّهُما فی اليّم نسفا : قسم به خدا که آن دو را از قبر بيرون می کشم و آتش می زنم و خاکسترشان را به دريا می ريزم. " امام رضا ( عليه السلام ) او را در آغوش گرفتند و ما بين ديدگانش را بوسيدند و فرمودند : " پدر و مادرم فدای تو باد تويی شايسته از برای امامت. " » ۷

 

 


۱. بحارالانوار / جلد ۵۰ / صفحه ۱۵

۲. اصول کافی / جلد ۱ / صفحه ۳۱۵

۳. مناقب / جلد ۴ / صفحه ۳۹۴

۴. همان

۵. ارشاد مفيد / صفحه ۲۹۹

۶. بحارالانوار / جلد ۵۰ / صفحه ۹۱ و ۱۰۸

۷. منتهی الامال / جلد ۲ / صفحه ۳۷۴

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.