انگلیسی

بسمه تعالی

    

ميلاد مسعود و مبارک حضرت صاحب الزّمان امام مهدی ( عجّل ا... تعالی فرجه الشّريف ) را تبريک و تهنيت عرض می نماييم.

  

       

      بيا   كه    رايت   منصور   پادشاه    رسيد           نويد  فتح  و  بشارت   به  مهر  و ماه  رسيد

      جمال  بخت  ز  روی  ظفر   نقاب  انداخت           كمال   عدل   به  فرياد   داد    خواه    رسيد

      سپهر دور  خوش  اكنون زند  كه ماه   آمد           جهان به كام دل اكنون رسد كه شاه  رسيد

      ز  قاطعان  طريق اين زمان  شوند   ايمن            قوافل   دل   و   دانش   كه  مرد   راه  رسيد

      عزيز    مصر   به رغم     برادران      غيور            ز  قعر   چاه   بر آمد   به    اوج    ماه  رسيد

      كجاست  صوفی دجّال چشم ملحد شكل          بگو  بسوز   كه   مهدی   دين   پناه   رسيد

      صبا بگو كه چها بر سرم در اين غم عشق          ز  آتش   دل   سوزان   و   دود    آه    رسيد

      ز شوق روی  تو شاها بدين   اسير   فراق          همان  رسيد  كز  آتش  به  برگ  كاه  رسيد

      مرو   بخواب  كه   حافظ  به   بارگاه   قبول          ز  ورد   نيم شب   و درس   صبحگاه   رسيد


        حضرت مهدی صاحب الزّمان ( عجّل ا... تعالی فرجه الشّريف ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال ۲۵۵ يا ۲۵۶ هجری قمری ولادت يافته اند.

        دو قرن  و اندی پس  از  هجرت  پيامبر ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) وقتی امامت به  امام دهم -  حضرت هادی ( عليه السّلام ) - و امام يازدهم - حضرت امام حسن عسکری ( عليه السّلام ) - رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبّار ، نگرانی هايی پديد آمد و علت آن  ؛ اخبار و احاديثی  بود که حاکی از تولّد فرزندی از امام حسن عسکری ( عليه السّلام ) بود ، به اين مضمون که اين مولود تخت و کاخ جبّاران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود.

        اين مطلب در احاديثی  که  - بخصوص - از پيغمبر ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) رسيده بود ، به تواتر نقل شده و به گوش زمامداران عباسی نيز ، رسيده بود. در اين زمان ، يعنی ؛ هنگام تولّد حضرت مهدی ( عجّل ا... تعالی فرجه الشّريف ) ، معتصم عباسی - هشتمين خليفه عباسی - که حکومتش از سال ۲۱۸ هجری آغاز شده بود و در سامرا ، شهری نو ساخته ، مرکز حکومتش را قرار داده بود ،  خلافت می کرد.

        معتصم به دليل احساس خطر از اين انديشه که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل می نمايد ، دست به اقداماتی زد که در تاريخ ، پيش از اين نيز ، نظايری داشت.

نخستين اقدام جلوگيری از تولّد نوزادان بود ؛ گرچه ، منجر به کشتن مادران بيگناه شود. اقدام ديگر ؛ فرستادن قابله هايی پنهانی به خانه ها بود تا از  زنان باردار  خبر دهند ، امّا ؛ غافل از اينکه اراده ای برتر که همان اراده و مشيّت خداوند است ، در اين بين وجود دارد که کسی را يارای مقابله با آن نيست و همانگونه که از حضرت ابراهيم ( عليه السّلام ) در برابر نمرود و از حضرت موسی ( عليه السّلام ) در مقابل فرعون  محافظت  کرد ، اين بار نيز ، مولود مبارک و فرزند پاک امام حسن عسکری ( عليه السّلام ) را هم ، به گونه ای شگفت انگيز و خارق العاده حفظ فرمود.   

        امام هادی ( عليه السّلام ) به مدت بيست سال و پس از ايشان ، فرزند گراميشان ، امام حسن عسکری ( عليه السّلام ) در شهر سامرا تحت نظر و مراقبت شديد نيروهای حکومتی وقت بودند.

در چنين اوضاع و شرايط وخيمی خداوند ولادت آخرين حجّتش ، حضرت مهدی ( عجّل ا... تعالی فرجه الشّريف ) را ، از همگان و بالأخص دشمنانش پنهان نمود و پس از ولادت نيز ، به جزء عده معدودی از اصحاب خاصّ امام حسن عسکری ( عليه السّلام ) کسی از وجود آن حضرت آگاه نبود و با ايشان ملاقاتی نداشت.

        پس از شهادت امام  حسن عسکری ( عليه السّلام ) امام مهدی ( عجّل ا... تعالی فرجه الشّريف ) در حضور جمعی که در منزلشان گرد آمده بودند ، بر جنازه پدر نماز خواندند و به صورت معجزه آسايی از گزند دشمنان حفظ شدند تا اينکه غيبت صغری آن حضرت به مدت ۶۹ سال آغاز شد. حضرت در اين ايام از طريق چهار نايب که به نوّاب اربعه مشهورند با مردم مرتبط بودند.

پس از آن نيز به علّت جو خفقان شديد و آسيب دشمنان ، غيبت کبری حضرت شروع شد که تاکنون نيز ادامه دارد.

 

برخی از القاب آن حضرت

صاحب الامر

        امام صادق ( عليه السّلام ) درباره اتفاقات هنگام ظهور می ‏فرمايند : « ... يومَئذٍ مَن كانَ بِالمَدينه مِن وُلدِ عَلی اِلَی مَكَّه  فَيلحَقُونَ بِصاحِبِ  الاَمرِ وَيقبِلُ صاحبُ الاَمرِ نَحوَ  العِراقِ ...  : ... در اين زمان هر كس از فرزندان علی ( عليه السّلام ) كه در مدينه است ، به مكّه می ‏گريزد و به صاحب امر می ‏پيوندد و او به سوی عراق روی می ‏آورد... . » ۱
        اگرچه همه امامان
صاحب و دارای امر امامت بوده‏ اند ، ولی ؛ به جهت عظمت امر امامت و قيام ‏آن حضرت ، اين لقب درباره حضرت مهدی (عجّل ا... تعالی فرجه الشّريف ) متداول ‏تر می باشد.

        ريان  بن صلت  گويد : «  به امام  رضا ( عليه السّلام )  گفتم : " آيا شما صاحب ‏الامر هستيد؟ " فرمودند : " اَنَا صاحِبُ هذَا الامرِ وَلكِنّی لَستُ بِالَّذي اَملاها عَدلاً كَما مُلِئَت جَوراً وَ كَيفَ اَكُونُ ذلِكَ عَلی ما تَری مِن ضَعفِ بَدَنی وَ اِنَّ القائِمَ هُوَ الَّذی اِذا خَرَجَ كانَ فی سِنِّ الشُّيوخِ وَمَنظَرِ الشَّبابِ ... : من صاحب الامر هستم ، امّا ؛ نه آن كسي كه زمين را از عدل آكنده سازد ، همانگونه كه پر از ظلم و جور شده باشد و چگونه او باشم ؛ در حالی كه ضعف بدن مرا می بينی و قائم كسی است كه در سن پيران و منظر جوانان قيام می ‌كند ... .» ۲
        البته  آنچه بيشتر  در  روايات آمده  «
صاحبُ هذا  الامر »  است ؛  ولی رفته  رفته اين تركيب به « صاحب الامر » تبديل شده و به عنوان يكي از القاب آن حضرت درآمده است.

صاحب الدّار

        در  برخی از روايات از « صاحب الدّار » به عنوان لقب حضرت مهدی ( عجّل ا... تعالی فرجه الشّريف ) ياد شده است. مقصود از « دار » که در لغت به معني خانه می باشد ، خانه پدری و جدّ آن حضرت است كه ايشان در آنجا غايب شدند.

از آنجايي كه ذكر نام آن حضرت در آن دوران جايز نبود ، از انواع كنايه ‏ها استفاده می ‏شد كه از جمله آنها « صاحب الدّار » است.

صاحب الزّمان

        يكی از القاب حضرت مهدی ( ارواحنا له فداه ) « صاحب الزَّمان » است. اين لقب اگرچه در متن روايات به ندرت ذكر شده است ، ولی ؛ در زبان راويان و اصحاب و شيعيان ، فراوان مورد استفاده قرار گرفته است. ۳

        امام صادق ( عليه السّلام ) می فرمايند : « ... وَ آخِرُهُمُ القائِمُ بِالحَقِّ بَقيه ا... في الاَرضِ وَصاحِبُ الزَّمانِ : ... و آخرين آنها قائم به حقّ ، بقيه ا... در زمين و صاحب الزّمان است. » ۴

        فضل  بن شاذان  در كتاب  فضايل از پيامبر اكرم ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) نقل كرده است : « مَن اَحَبَّ اَن يلقِی ا... وَ قَد كَمُلَ ايمانُهُ وَ حَسُنَ اِسلامُهُ فَليوالِ الحُجَّه صاحِبَ الزَّمانِ القائمَ المُنتَظَرَ المَهدِی ... : هر آن كس كه دوست دارد پروردگار را در حال كمال ايمان و حُسن اسلام ملاقات كند ، پس ‏؛ بايد حجّت ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظر و مهدی را دوست داشته باشد. » ۵

        اگرچه هر يك از ائمه ( عليهم السّلام ) صاحب زمان خويش ‏بوده اند ، ولی ؛ به سبب طول عمر بسيار حضرت مهدی ( عجّل  ا... تعالی فرجه الشّريف )  و اينكه  مدت  زمانی  بيشتری  از  بقيه  ائمه ( عليهم السّلام ) زندگی کرده اند ، ايشان بيشتر به اين لقب شهرت يافته اند.

صاحب السَّيف

        يكی از القاب  حضرت  مهدی ( عجّل ا... تعالی فرجه الشّريف ) ـ كه در پاره ‏ای از روايات معصومين ( عليهم السّلام ) به آن اشاره شده است ـ « صاحب السّيف » به معنای صاحب شمشير است. درباره سلاح حضرت مهدی ( عجّل ا... تعالی فرجه الشّريف ) به هنگام ظهور ، صراحتی وجود ندارد و می ‏توان اين لقب را كنايه از ؛ دارا بودن قدرت و عظمت دانست و « سيف » را به معنای ابزار غلبه و قدرت معنا كرد.

        در كتاب كافی نقل شده است كه وقتی از امام صادق ( عليه السّلام ) درباره قائم ( عجلّ ا... تعالی فرجه الشّريف ) پرسيده شد ، آن حضرت فرمودند : « كُلُّنا قائِمٌ بِاَمرِ ا... وَاحِدٌ بَعدَ واحِدٍ حَتَّی يجِی‏ءَ صاحِبُ السَّيفِ فَاِذا جَاءَ صاحِبُ السَّيفِ جاءَ بِاَمرٍ غَيرِ الَّذی كانَ : همه ما قائم به امر خداييم ؛ يكی  پس از  ديگری تا  زمانی كه  صاحب شمشير  بيايد. چون صاحب  شمشير آمد ،  امر  و  دستوری غير از  آنچه بوده است ، می آورد (  پدرانش مأمور  به تقيّه  و صبر بودند  و او  مأمور  به  جهاد و برانداختن ظلم است ). » ۶

        گفتنی است که اين لقب ، همانند بسياری از القاب ديگر حضرت مهدی ( ارواحنا له فداه ) ،  اختصاص  به  آن  حضرت ندارد و بقيه ائمه ( عليهم السّلام ) نيز ، به آن ملقّب بوده ‏اند.

صاحبُ الغَيبَه

        در برخی روايات از اين لقب برای معرفی حضرت مهدی ( عجّل ا... تعالی فرجه الشّريف ) و اثبات غيبت ايشان استفاده شده است.

امام رضا ( عليه السّلام ) فرموده اند : « ... وَ هُوَ صاحِبُ الغَيبَه قَبلَ خُرُوجِهِ : ... و اوست صاحب غيبت قبل از ظهورش ... . » ۷

        همچنين ؛ از امام  حسين ( عليه السّلام )  نقل شده  است : « قائِمُ  هَذِهِ  الاُمَه هُوَ  التَّاسِعُ مِن وُلدی وَ  هُوَ صاحِبُ  الغَيبَه ... :  قائم اين  امّت ، نهمين از فرزندان من است و او صاحب الغيبه است ... . » ۸

        البته ؛ احتمال دارد منظور از اين تركيب ، لقب نباشد ؛ بلكه ترجمه آن مقصود باشد ، يعنی ؛ كسی كه دارای غيبت است.

احتمال ديگر اينكه اين لقب نيز ، مانند بعضی از القاب آن حضرت ، جهت تقيّه به كار می رفته است.

        در پايان به برخی از احاديث مربوط به شرايط حاکم بر جوامع ، در آخرالزّمان اشاره می شود :

        ۱. وقتی آخرالزّمان فرا می رسد مرگ ، نيکان امّت مرا گلچين می کند ؛ چنانکه شما خرماهای خوب را از طبق انتخاب می کنيد. ( نهج الفصاحه ، حديث ۱۸۹ )

        ۲. فرصت را برای انجام اعمال نيک غنيمت شماريد ، پيش از آنکه فتنه هایی مانند پاره های شب تاريک پديد آيد. در  آن  هنگام ، انسان صبح ؛ مؤمن است و شب ؛ کافر می شود و بالعکس و دين خود را به هر متاع ناچيز دنيا می فروشد. ( نهج الفصاحه ، حديث ۱۰۷۵ )

        ۳. روزگاری به مردم رخ می نمايد که آنها ميان بی عرضگی و نادرستی مخيّر می شوند ، هر که در آن روزگار باشد ، بايد بی عرضگی را بر نادرستی ترجيح دهد. ( نهج الفصاحه ، حديث ۱۷۵۲ )

       ۴. بر امّت من زمانی بيايد که فقيران فراوان شوند ، فقيهان کم شوند ، علم بر گرفته شود و آشوب فزونی گيرد ، آنگاه ؛ پس از آن زمانی بيايد که مردانی از امّت من قرآن خوانند که از گلويشان بالاتر نرود [ يعنی ؛ بدان عمل نکنند ] و زمانی آيد که مشرک به خدا ، با مؤمن مجادله کند و سخنانی نظير او گويد. ( نهج الفصاحه ، حديث ۱۷۵۵ )

        ۵. روزگاری  به مردم رسد  که کسی  اهميّت ندهد  که  چگونه مال به دست  آورد ؛ از حلال باشد يا حرام. ( نهج الفصاحه ، حديث ۲۳۶۴ )

        ۶. روزگاری به مردم  رسد که  يکی  نماند ؛  مگر آنکه   ربا خورد   و اگر  نخورد ، غبار  آن به او می رسد. ( نهج الفصاحه ، حديث ۲۳۶۵ )

        ۷. زمانی به مردم رسد که راستگو را تکذيب و دروغگو را تصديق کنند ، امين را خائن شمارند و خائن  را مؤمن پندارند ، مرد  بی آنکه  شهادت از او خواهند شهادت دهد و بدون آنکه قسم از او خواهند ، قسم خورد و خوشبخت ترين مردم فرومايه پسر فرومايه باشد که به خدا و پيغمبرش ايمان ندارد. ( نهج الفصاحه ، حديث ۲۳۶۶ )

        ۸. روزگاری بر مردم بيايد که هر که خواهد دين خود را نگاه دارد ؛ چنان باشد که آتش به دست گرفته باشد. ( نهج الفصاحه ، حديث ۳۲۰۵ )

       

                        خدايا ،  درک دوران سبز ظهور دولت عشق را نصيب ما بگردان. آمين

 


 

۱. الغيبه / صفحه ۲۷۰ / باب ۱۴ / حديث ۴۳

۲. كمال الدين و تمام النعمه / جلد ۲ / باب ۳۵ / صفحه ۳۴۹

۳. الغيبه / صفحه ۲۴۴ ، حديث ۲۱۱ و صفحه ۲۷۱ / حديث ۲۳۷

۴. کمال الدين و تمام النعمه / جلد ۲ / صفحه ۳۴۲ / حديث ۲۳

۵. الفضايل / صفحه ۱۶۶

۶. كافی / جلد ۱ / صفحه ۵۳۶ / حديث ۲

۷. كمال ‏الدين و تمام النعمه / جلد ۲ / صفحه ۴۲ / حديث ۵

۸. همان / جلد ۱ / صفحه ۳۱۷
 

منبع :

درسنامه مهدويت ۱ / خدامراد سليميان  / صفحه ۲۲۴ تا ۲۲۸

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.