ولادت
با سعادت امام حسين ( عليه السّلام ) را تبريک و تهنيت عرض می نماييم.
همين که
فاطمه
( سلام ا... عليها ) را درد مخاض
۱
گرفت ، هرکس که با خبر شد ؛ برای
سلامتی فاطمه ( سلام ا... عليها ) و نوزادش دعا کرد و سرانجام ؛ عصر پنجشنبه سوّم
ماه شعبان ، نزديک به اوّل شب ، نوزاد
در هاله ای از نور
و در نهايت زيبايی و جمال قدم به دنيا گذارد و از بوی خوشش تمام محيط اطراف خود را
معطّر و خوشبو کرد.
سلمی همسر ابورافع ، صفيّه عمّه رسول
خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) ، اُمّ الفضل همسر عباس و اُمّ ايمن کنيز رسول
ا... ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) قابله گان حضرت فاطمه ( سلام ا... عليها )
بودند.
مژده
ولادت نوزاد
را فوراً به رسول
خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) دادند ، آن بزرگوار هم بی درنگ به خانه علی (
عليه السّلام ) و فاطمه ( سلام ا... عليها ) آمدند و از اسماء خواستند تا نوزاد را
بياورد.
اسماء جامه ای سپيد به نوزاد پوشانيد و به دست رسول خدا ( صلّی ا... عليه و آله و
سلّم ) داد. پيامبر ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) او را در آغوش گرفتند و به گوش
راستش اذان و گوش چپش اقامه خواندند ، آنگاه ؛ جبرئيل فرود آمد و گفت که اين نوزاد
را «
حسين
» نام گذار ؛ همانطور که برادرش را « حسن » نام نهادی.
طاووس يمانی می گويد : «
حسين بن علی
( عليه السّلام ) چنان بود که هرگاه در مکانی تاريک می نشست ، مردم
به واسطه نور پيشانی
و
زير گلوی
او راه را پيدا می کردند و آن حضرت را می شناختند ، همانا ؛ رسول خدا ( صلّی ا...
عليه و آله و سلّم ) به طور مکرّر پيشانی و گلوگاه حسين ( عليه السّلام ) را بوسه
می زدند. »
روزی رسول خدا ( صلّی ا... عليه و آله
و سلّم ) با عدّه ای از اصحاب از کوچه ای گُذر می کردند. در راه به کودکانی برخورد
نمودند که بازی می کردند. پيامبر ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) نزديک يکی از بچه
ها ايستادند و به او ملاطفت و محبّت نمودند و مابين ديدگان او را بوسه دادند و سپس
؛ او را روی دامن خود نشانيدند.
اطرافيان از علّت اين کارِ حضرت سؤال کردند. رسول خدا ( صلّی ا... عليه و آله و
سلّم ) فرمودند : « من ديده بودم که اين کودک با
حسينِ من بازی می کند و ديده بودم که خاک قدم حسين را برمی گيرد و بر چهره و
چشمان خود می مالد ، به همين علّت ؛ من او را دوست دارم ، برای اينکه او حسينِ
مرا دوست دارد و جبرئيل به من خبر داده که اين کودک در حادثه کربلا از انصار و
ياران حسين خواهد بود. »
از جناب سلمان فارسی ( عليه رحمه )
نقل است که روزی رسول خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم )
را ديدم که
حسين ( عليه
السّلام ) را بر زانوی
خويش نهاده
و او را بوسه می زدند و می فرمودند : «
تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی ، تو امام و پسرِ امام و پدر امامان
هستی ، تو حُجّت خدا و پسر حُجّت خدا و پدر حُجّت های خدايی که نُه نفرند
و خاتم ايشان
؛ قائم ايشان می باشد.
»
اين ميلاد فرخنده و ملکوتی را به ساحت مقدس آخرين حُجّت خدا ، حضرت ولی عصر (
ارواحنا له الفداء ) و جميع شيعيان و محبّان حضرتش تبريک و تهنيت عرض می نماييم.
۱.
درد مَخاض : درد زايمان

منبع :
سيره عملی اهل بيت ( عليهم السّلام ) / سيد کاظم ارفع