انگلیسی

بسمه تعالی

    

ولادت با سعادت امام رضا ( عليه السّلام ) را تبريک و تهنيت عرض می نماييم.

       

        علی بن ميثم از پدرش روايت کرده است که گفت : «  از مادرم شنيدم که از حضرت نجمه - مادر امام رضا ( عليه السّلام ) - شنيده است که فرمودند : " هنگامی که من به پسر خود علی حامله شدم ، سنگينی حمل خود را نمی فهميدم ؛ وليکن ، در خواب که بودم از شکم خود صدای تسبيح و تهليل و تمجيد می شنيدم  و  اين  صدا باعث ترس و هول من می شد ، پس ؛ چون بيدار شده و گوش فرا می دادم ، چيزی نمی شنيدم تا اينکه زمان وضع حملم شد.

        آن فرزند به دنيا آمد ؛ در حالي که دو دست خود را بروی زمين نهاده بود و سر خود را رو به آسمان بلند کرده و دو لب خود را حرکت می داد ، گويا تکلم می کرد. سپس ؛ پدر بزرگوارش موسی بن جعفر ( عليه السّلام ) وارد شدند و فرمودند که ای نجمه! کرامت پروردگارت بر تو گوارا باشد! پس من آن طفل را در پارچه سفيدی پيچيده به دست آن حضرت دادم.

ايشان در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه خواندند و آب فرات خواستند ، پس ؛ آن آب را در کام او ريختند و آن طفل را به من داده و فرمودند که او را بگير ، اين است حجت خدا در زمين او! "» ۱

        مشهورترينِ اسامی امام هشتم رضا است. بزنطی می گويد : « به امام جواد ( عليه السّلام ) عرض کردم : " عده ای از مخالفان شما گمان می کنند که پدر بزرگوار شما را مأمون لقب رضا داده است ؛ زيراکه آن حضرت به ولايتعهدی رضايت داده بودند. " امام جواد ( عليه السّلام ) فرمودند : " به خدا سوگند که دروغ می گويند ؛ زيرا که خداوند تبارک و تعالی او را رضا نام گذارد ؛ برای آنکه پسنديده و مورد رضای خدا در آسمان بود و رسول ا... و امامان از او راضی بودند و او را برای امامت پسنديدند. " گفتم : " پس چرا ميان آباء و اجداد شما ؛ فقط ، پدر بزرگوارتان رضا نام شد؟ " فرمودند : " زيراکه مخالفين و دشمنان حضرت هم آنگونه از ايشان راضی بودند که موافقين و دوستانشان و هيچيک از آباء و اجداد آنجناب به اين مشابه نبودند و بدين جهت ايشان رضا ناميده شدند. " »۲

        از امام رضا ( عليه السّلام ) احاديث گهربار و سخنان حکمت آميز بسياری بجای مانده است که به يک نمونه از آنها اشاره می گردد :

        امام ( عليه السّلام ) فرموده اند : « به خداوند تبارک و تعالی حسن ظنّ داشته باشيد ؛ زيراکه پروردگار می فرمايد : " من نزد ظنّ بنده مؤمن خويش هستم و با همان ظنِّ او عمل می کنم. اگر حسن ظنّ داشته باشد ، به نيکويی برخورد می کنم و اگر بدگمان باشد و نظر شرّ داشته باشد ، گرفتار شرّش مي نمايم. " »

        سوء ظنّ و بددلی به خدا و خلق خدا از ضعف نفس است ؛ چراکه انسانی که ضعيف النفس است در پی هر فکر فاسدی که از خاطرش بگذرد ، می رود ؛ در حالی که به جز علّام العيوب احدی از باطن ديگری آگاه نيست.

        ظنّ بد از القائات شيطان است که به دل آدمی افکنده می شود ؛ چراکه هرکس در باطن به ديگری ظنّ بد ببرد و او را به شرّ و فساد نسبت بدهد ، در ظاهر با نظر حقارت او را خواهد ديد و به او احترام نخواهد گذاشت و حقوق او را به جای نخواهد آورد و حتّی از غيبت و اظهار آنچه بدان گمان برده است نيز ، دوری نخواهد کرد و همه اين امور منشأ هلاکت انسان می شود.

در چنين حالتی ؛ اگر ظاهر را نيز در نزد آن شخص حفظ نمايد ، با توجه به اينکه در دل نسبت به او نظر و گمان بد دارد ، در حقيقت ؛ نفاق و ريا را در خود پرورش داده است که باز مستوجب هلاکت انسان است.

        دل هر مؤمن پاک نيّتی نسبت به همه خلائق صاف و زلال است و ظنّ بد به احدی نمی برد.

        امروزه نيز روشهای تسلط بر ذهن و جلوگيری از افکار منفی ، در حقيقت ؛ همان است که در تعاليم اسلامی با عنوان حسن ظنّ و جلوگيری از سوء ظنّ در افکار  توصيه شده است ، لذا ؛ اينکه در خالق و مخلوق جز خوبی نبينی و همه اعمال و اتفاقات را به نيکی و به ديده محبّت تفسير نمايی و بدينسان زندگی درستی برای خود بسازی هم ، از همين تفکر نشأت می گيرد.۳

  

       


۱. عيون اخبار الرّضا / باب سوم / صفحه ۱۷ 

۲. عيون اخبار الرّضا / باب اول / صفحه ۱۴

۳. معراج السّعاده / فصل حسن ظنّ به خدا و خلق / صفحه ۲۳۵

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.