بسمه تعالی
شهادت حضرت جواد الائمه علیه السلام نهمین پیشوای
شیعیان تسلیت باد.
حضـرت محمـد بن علی بن موسـی الـرضا
( علیـه السـلام ) كه به جواد ، تقی ، ابن الرضا ، ابا جعفر و ... نیز معروف می
باشند ، در دهم ماه رجب سال ۱۹۵ هجری قمری در شهر مدینه متولد شدند و در سن ۲۵
سالگی _در عنفوان جوانی _ به دستور معتصم عباسی مسموم شده و به شهادت رسیدند.
امام جواد ( علیه السلام ) نخستین
امامی بودند كه در كودكی به مقام امامت نائل گردیدند و با وجود سن كم ، در
تمام علوم وفنون ، حكمت و ادب ، اجتهاد و كمال عقل، حتی از برترین علماء و فقهای
زمان خود برتر بودند و بالاخره همین علم و اجتهاد
بی نظیر حضرت حسادت حاسدان را بر انگیخت و اسباب شهادت ایشان را فراهم
كرد.
حضرت جواد ( علیه السلام ) در طول
عمر بسیار كوتاه خود با دو خلیفه عباسی یعنی مأمون و معتصم معاصر بودند و هر دو
خلیفه مجالس بسیاری برای احتجاج و بحث علمی با امام جواد ( علیه السلام ) بر پا می
كردند ؛ به این امید كه شاید علماء و فقهای بزرگ آن روز بر حضرت غلبه پیدا كنند و
این امر سبب استخفاف ( خوار و حقير کردن ) حضرت جواد علیه السلام شود.
در برپائی این مجالس روش مأمون با
معتصم فرق داشت.
مأمون به دلیل زیركی و سیاست خاص خود، مناظرات علمی را در جلسات خصوصی بر پا می كرد
تا پاسخگویی امام ( علیه السلام ) - كه درآن زمان بسیار كم سن و سال بودند -
سبب رسوایی علمای عباسی و سایـر علماء و فقهای بزرگ در بین مردم نگردد ؛ با
این شیوه چنانچه حضرت جواد علیه السلام قادر به پاسخگویی نمی بود
، مأمون براحتی می توانست چنین جلساتی را در انظار عمومی نیز ترتیب دهد و امام (
علیه السلام ) را در نظر مردم بی اعتبار و خوار نماید.
این سیاست و تدبیر مرموزانه خاص
مأمون بود و معتصم بدین روش عمل نكرد ؛ بلكه ، جلسات مناظره با امام جواد ( علیه
السلام ) را در حضور وزراء ، امراء ، صاحب منصبان لشكری و كشوری و خادمان و دربانان
و ... تشكیل می داد. بدین ترتیب اخبار این مجالس به گوش مردم می رسید و سبب اعتبار
و محبوبیت بیشتر امام علیه السلام می شد و این به ضرر خاندان عباسی بود.
مقدمات به شهادت رساندن حضرت امام
جواد ( علیه السلام ) نیز چهار روز پس از یكی از همین مناظرات رقم خورد ؛ بدین صورت
كه سارقی را نزد معتصم آوردند. سارق به دزدی خود اقرار كرده بود.
خلیفه طریقه قصـاص او را پرسید.
درآن مجلس همه فقها و امام جواد ( علیه السلام ) حاضر بودند. هر یك از فقهاء نظری
دادند. یك دسته گفتند : « باید دست سارق را از مچ قطع كرد. » عده ای گفتند : « باید
دست از آرنج قطع گردد و گروهی معتقد بودند كه دست باید از سر شانه بریده شود. »
معتصم نظر امام جواد ( علیه السلام
) را جویا شد. امام علیه السلام فرمودند : « مرا از جواب دادن معاف بدارید ، علماء
در این زمینه صحبت كردند. » معتصم امام را به خدا سوگند داد كه باید نظر خود را
بگویی. حضرت جواد ( علیه السلام ) فرمودند : « اكنون كه قسم دادی می گویم. » سپس
فرمودند : «دست دزد را باید از انگشتان قطع كرد ؛ زیرا ، پیامبر اكرم صلی ا... علیه
و آله فرموده اند : سجده بر هفت محل لازم است انجام شود و دو كف دست از جمله آن هفت
محل هستند ؛ هرگاه دست را از مچ یا آرنج یا سرشانه جدا كنند دیگر دستی برای سجده
باقی نمی ماند در صورتی كه خداوند در قرآن فرموده است:
« مواضع سجود اختصاص به خدا دارد.»
(سوره جن / آيه۱۸ ) هرچه برای خدا باشد ، نمی توان برید. »
معتصم از این حكم مسرور و شادمان شد
و آن را تصدیق كرد ؛ همین امر سبب حسادت احمد بن ابی داود - قاضی القضاه - شد
، چرا كه خلیفه نظریه او را نپذیرفته بود. سه روز پس از این جریان نزد معتصـم رفت و
گفت: « تو را نصیحـتی می كنم. ای خلیـفه! وقتی مجلسـی از علماء و فقهاء ترتیب می
دهی و تمام صاحب منصبان و بزرگان و ... حضور دارند پذیرفتن حكمی كه محمد بن علی-
امام جواد ( علیه السـلام ) - كرده اسـت موجب توجه و علاقه مردم به او می گردد و كم
كم همه به امامتش اعتراف خواهند كرد و خلافت از تو گرفـته می شود. »
معتصم چنان تحت تأثیر حرف های قاضی
القضاه خود قرار گرفت كه فردای همان روز به تدارک نقشه كشتن امام ( علیه السلام )
پرداخت و پس از مدت كوتاهی حضرت جواد ( علیه السلام ) را با زهر مسموم و به شهادت
رساند.
از كلمات گوهربار و حكمت آمیز امام
جـواد علیه السـلام این كه فرمـودند: « زینت علـم تواضع و
افتادگی است و زینت عقل با ادب بودن و زینت كار خیر ، بدون منت كار كردن است. »
منابع :
۱. حسین عماد زاده / زندگانی چهارده معصوم .
۲. سید کاظم ارفع / سیره عملی اهل بیت علیهم السلام.
|