بسمه تعالی
شهادت امام حسن مجتبی ( عليه السلام ) بر تمامی
جهانیان تسلیت باد.
مردی به حضرت امام حسن ( عليه
السلام ) رسيد و گفت: « يابن رسول ا... اذللت رقابنا و جعلتنا معشر الشيعه عبيدا ما
بقی معک رجل : پسر پيامبر ما را ذليل کردی و ما شيعيان را غلامان بنی اميه
گردانيدی. »
حضرت فرمودند : « به چه علت چنين می
گويی؟ » جواب داد : « چون خلافت را به معاويه واگذار کردی.» امام ( عليه السلام )
فرمودند :
« به خدا سوگند که ياوری نيافتم و اگـر ياری پيدا می کردم شـب و روز با
معـاويـه می جنگيدم تا خدا ميان من و او حکم کند ؛ اما ، دانستم که اهل کوفه بی وفا
هستند و در امتحان و آزمايش محکم نمی باشند. زبانشان با من است ؛ ولی ،
دلهايشان با بنی اميه است. »
آن مرد گفت : « حضرت سخن می گفتند
که ناگاه خون از حلق مبارکشان فرو ريخت. طشتی طلب کردند و در زير آن خونها گذاشتند
و پيوسته خون از حلق شريفشان می آمد تا آن طشت مملو از خون شد. » راوی گفت : عرض
کردم : « ای پسر رسول ! خدا چرا چنين شده ؟ » حضرت فرمودند : «
معاويه زهری فرستاده بود و به خورد من داده اند. » گفتم : « چرا مداوا نمی کنید ؟ »
حضرت فرمودند : « دو مرتبه ديگر نيز مرا زهر داده اند و مداوا شده ، اين بار
قابل معالجه و دوا نيست. »
حضرت امام حسن ( عليه السلام ) در
حالی که همه برادران و خواهران و خويشان اطرافشان را فرا گرفته بودند دار فانی را
وداع گفتند و وصيت فرمودند :
« اگر اجازه دادند مرا در جوار قبر جدم دفن کنيد و گرنه راضی نيستم قطره ای خون
ريخته شود ؛ لذا ، مرا ببريد و در بقيع به خاک بسپاريد. »
مردی خدمت امام حسن ( عليه السلام )
شرفياب شد و عرض کرد : « ای فرزند اميرالمومنين ! قسم می دهم به حق آن خداوندی که
رحمت بسيار به شما کرامت فرموده به فرياد من برسید و مرا از دشمن نجات بدهید.
دشمنی که حرمت پيران را نگه نمی دارد و به کودکان
و نوجوانان رحم نمی کند. » امام ( عليه السلام ) در آن حال تکيه
کرده بودند ؛ از جا برخاستند و نشستند و فرمودند : « بگو دشمن تو کيست تا از او
دادخواهی کنم. » مرد گفت : « دشمن من فقر و پريشانی است. » امام ( علیه السلام )
چند لحظه سر به زير افکندند ؛ سپس ، سر برداشتند و خادم خويش را طلبيدند و فرمودند
: « آنچه مال نزد تو موجود است بياور. » خادم پنج هزار درهم حاضر کرد.
حضرت فرمودند : « اينها را به اين مرد بده. » بعد ، آن مرد را قسم دادند که هر گاه
اين دشمن به تو روی آورد ، شکايتش را نزد من بياور تا رفع شرش بنمايم.
از سخنان گهر بار آن حضرت است که فرموده اند :
«
به تحقيق بيناترين ديده ها آن است که خير بين باشد و شنوا
ترين گوشها آن است که پذيرای واعظ و تذکرات الهی باشد و از آن سود ببرد و قلب سليم
قلبی است که از شبهات پاکيزه باشد. »
شهادت دومين پيشوای بزرگ مسلمانان
در راه سرخ شهادت ، پيامی است برای تمامی آزادگان جهان تا از زندگی آن حضرت درس
گيرند و همواره پيرو مکتب انسان ساز ايشان باشند.
منابع:
۱. سیره عملی اهل بیت (علیهم السلام) ، سید کاظم
ارفع
۲. زندگانی چهارده معصوم (علیهم السلام)،
حسین عماد زاده