بسمه تعالی
بیست و هشتم صفر حادثه جانگداز رحلت پيامبر مکرم اسلام صلی الله عليه و آله و
روزی است که روح مقدس يکی از شخصيتهای بزرگ جهان آفرينش به ملکوت اعلی پيوست.
هنگامی که در اثر شدت بيماری ،
زمان وفات رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله ) نزديک شد ، به حضرت علی ( عليه السلام
) فرمودند : « سر مرا در در دامن خود بگذار که امر خدا نزديک شده و آخرين دقايق عمر
من است و چون جانم از بدن بيرون شد ، روی مرا به سوی قبله کن و مراسم غسل و تکفين
مرا خودت انجام بده و اول از همه تو بر من نماز بگذار و تا بدن مرا در خاک پنهان
نساخته ای ، از من جدا نشو و در همه اين امور از خداوند طلب ياری کن. »
بدين سان روح آن بزرگوار - در حالی
که سر مبارک حضرت در دامن علی ( عليه السلام ) بود - از قفس کالبد به سوی عالم قدس
پرواز نمود و در جوار حق بيارميد.
در شرح و توصيف محاسن اخلاقی حضرت
محمد ( صلی ا... عليه و آله ) روايات بسياری در حسن خلق ، جود و بخشش ، تواضع
و فروتنی ، صبر و حلم ، زهد و ... نقل شده است.
از آن جمله روايت شده است که حضرت
رسول ( صلی ا... عليه و آله ) در سفری امر فرمودند که برای طعام گوسفندی ذبح
نمايند. يکی از همسفران گفت : « ذبح گوسفند به عهده من باشد. » ديگری گفت : « کندن
پوست آن نيز با من. » شخص ديگری گفت : « پختن آن هم با من. » بدين ترتيب ؛ هر کسی
کاری را تقبل نمود. رسول اکرم ( صلی ا... عليه و آله ) فرمودند : « جمع کردن هيزم
هم با من باشد. » همسفران گفتند : « يا رسول ا... ما هستيم و هيزم جمع می کنيم ؛
احتياجی به زحمت شما نيست. » حضرت فرمودند : « می دانم ؛ وليکن ،
دوست ندارم که خود را نسبت به شما امتيازی دهم ؛ زيرا ،
حق تعالی کراهت دارد از بنده ای که خود را به رفقايش امتياز دهد. »
از جمله صفات ارزنده رسول خدا ( صلی
ا... عليه و آله ) اين که آن حضرت روی زمين
غذا می خوردند و مانند بردگان بدون تکبر می نشستند و
به دست مبارکشان پارگی کفش خود را می دوختند و جامه شان را وصله می
زدند.
ابوذر غفـاری روايت کـرده است که
رسـول خدا ( صلـی ا... عليـه و آلـه ) بدون کوچکتـرين امتيـازی ميـان اصحـابشـان می
نشستند به طوری که اگر شخص بيگانه ای وارد می شد ، نمی دانست
که کدام يک از آنها پيغمبر است تا اينکه می پرسيد.
در قدر و منزلت حضرتش همين بس که
خداوند تبارک و تعالی درباره ايشان فرموده اند :
« انک لعلی