بسمه تعالی
شهادت امام جواد ( عليه السلام ) بر تمامی مسلمانان
جهان تسليت باد.
بيان نحوه ارتباط صحيح ميان مردم و
کارگزاران حکومت از ديدگاه حضرت علی ( عليه السلام )
اميرالمومنان ( عليه السلام ) هدف
حکومت خود را حاکميت حق و مبارزه با باطل در هر عنوان و لباس می دانند. ايشان علت
پذيرش حکومت را احقاق حقوق مسلمين می دانند و به ابن
عباس می فرمايند :
« حکومت برای من از اين کفش وصله دار و عطسه بز ماده ای بی ارزش تر است ؛ مگر آنکه
حق از دست رفته ای را بازگردانم و حق مظلوم را به او برگردانم. » بنابراين ،
بهترين رابطه ای که ميان والی و رعيت برقرار می شود ، رابطه ای است که در آن حقی
ضايع نشود و از مظلوم احقاق حق شود.
امام علی ( عليه السلام )
حق را در بيان و گفتار مردم ، فراخ ترين چيزها می دانند ؛ در حالی که در
هنگام رفتار و کردار و زمانی که بايد در عمل ، انصاف
را رعايت نمايند ؛ عمل به حق ، سخت ترين و تنگ ترين چيزهاست.
تمام مردم بر گردن يکديگر حقوقی دارند که اغلب به آن توجه نمی نمايند ؛ در حالی که
برای احقاق حق خود ، زبان به شکايت می گشايند. اين رابطه ميان طبقات برتر جامعه با
طبقات پايين تر جامعه شديد تر و جدی تر است. ميان طبقه حاکم در نظام و سياست و طبقه
محکوم و زير دست يا به عبارت بهتر ؛ طبقه مردم عادی بزرگ ترين حق ، فرمانبرداری
حاکم و ملاحظه حال مردم است. برای مثال ، حق رعيت بر والی آن است که حاکميت را منظم
نگاه داشته و در اصلاح کار رعيت بکوشند و حق والی بر رعيت ، آن است که فرمان او را
اگر به حق و صلاح باشد ؛ اطاعت کنند.
تنها خداوند است که بر گردن تمام
خلائق حقی دارد ؛ ولی ، هيچ فردی بر گردن او حقی ندارد. پروردگار متعال توانايی
انجام هر کاری را دارد ؛ ولی ، برای بندگانش ، ادای حق خويش را در عبادت و اطاعت
خود قرار داده است و پاداش آنان را ، چند برابر قرار دادن اجرشان معين کرده است. در
قرآن کريم ، خداوند متعال می فرمايند :
« فَاَمّا الذّين آمنوا و عملوا الصالحات فيوّفيهم اُجورَهم و يزيدُهم من فضله و
امّا الذّين استنکفوا و استکبروا فيُعذّبهم عذاباً اليماً و لا يجدون لهم من دون
ا... وليّاً و لا نَصيراً : پس اما آنان که گرويدند و کارهای شايسته کردند پس تمام
مزدهايشان را دهد و زياده ايشان را دهد از کرم خود و اما آنان که تنگ داشتند و گردن
کشی کردند پس عذاب کند ايشان را عذاب پر درد و نيابند از برای ايشان جز خدا دوستی و
نه ياری کننده ای. » ( سوره نسا / آيه ۱۷۳ )
امام مسلمين حضرت علی
( عليه السلام ) درباره وجوب حقوق متقابل والی و
رعيت می فرمايند : « وجوب رعايت حقوق متقابل والی و رعيت ، سبب نظم و آرامش
در جامعه و ايجاد محبت و ارجمندی ايشان نزد مردم است. حال رعيت ؛ فقط ، در صورتی که
والی خوش رفتار باشد ؛ نيکو می شود و حال والی ؛ فقط ، در صورتی که رعيت از او
اطاعت کنند ؛ نيکو خواهد شد و اگر حقوق ميان اين دو جاری شود ؛ دين استوار می شود و
سنت رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در جای خود جاری می گردد و حق و عدالت
و درستکاری برپا می شود. پس ، روزگار اصلاح می شود و دولت و سلطنت پايدار می گردد و
دشمنان بر حکومت اسلامی طمع نمی نمايند.
اما ، اگر يکی از اين دو ، حق ديگری
را رعايت ننمايند ؛ ميان آنها وحدت کلمه به وجود نخواهد آمد و با هم يک دل نخواهند
بود. ستم و تباهی در دين بسيار و سنتها رها می شوند. احکام شريعه اجرا نمی گردد و
به خواهش نفس عمل می شود و دردهای انسان بسيار می شود و کسی نگران عدم رعايت حق و
اجرا نمودن باطل نيست و چون گناه بسيار است ، کسی به انجام
عمل خير نمی پردازد.
پس ، تنها با کمک به هم به سعادت
خواهند رسيد ؛ لذا ، اندرز دادن و کمک کردن به هم ، از حقوق واجبه ميان مردم و خدا
بر مردم است. پس ، خداوند نيازمندی انسانها را در کمک کردن به هم ، بر آنها واجب
کرده است ؛ حتی ، اگر ياری دهنده انسانی خرد و بی مقدار باشد.
امام ( عليه السلام ) پست ترين حالت
حکمرانان را علاقه آنان به فخر و خود ستايی می دانند. پس ، بر حاکم واجب است که در
نهايت تواضع با رعايا برخورد نمايد ؛ چنانکه امام ( عليه السلام ) به محمد بن ابی
بکر فرمودند :
" فاخفض لهم جناحک ... ای محمد! با رعايای خود فروتن باش و
به گونه ای رفتار کن که همه از رفتار تو سود برند و با آنها گشاده رو باش و به آنان
؛ حتی ، در نظر کردن و نگاه کردن رعايت تساوی را بنما. ستمکاران در اين رفتار تو ،
طمع به زيردستان ننمايند و زيردستان ، از عدل و درستکاری تو نااميد نشوند. "
»
۱
بهترين دستورات امام علی ( عليه
السلام ) به واليان - درباره حقوق رعايا - در بخش اوامر امام علی ( عليه السلام )
به حکمرانان خود بيان شده است و البته ، حقوق حکمرانان که بر عهده رعايا است ؛
فرمانبرداری از آنان و کمک کردن به ايشان و حمايت از آنان و حکومت اسلامی و پرداختن
به نصيحت زبانی و عملی آنان ، برای اصلاح دين و مملکت و سعی در آبادانی مملکت و
همکاری با حکمرانان است.
۲
۱.
نهج البلاغه / نامه ۲۷
۲. نهج البلاغه / خطبه ۲۱۶

|