روز هفدهم ربيع الاول سال ۸۳ هجری
قمری در خانه امام محمد باقر ( عليه السلام ) طفلی قدم به جهان گذاشت که به جعفر
صادق ( عليه السلام ) معروف شدند. مادرشان ام فَروِه ، نوه محمد بن ابوبکر - از
ياران باوفای حضرت علی ( عليه السلام ) - از معدود زنان باسواد و با فضيلت آن دوران
بودند. امام صادق ( عليه السلام ) پس از ۶۶ سال عمر با برکت سرانجام در روز بيست و
پنجم شوال سال ۱۴۸ هجری قمری به دست منصور دوانيقی مسموم و به شهادت رسيدند.
در اين مجال زندگی امام صادق ( عليه
السلام ) را به دو بخش تقسيم می نماييم :
الف ) تلاشهای علمی امام ( عليه السلام )
امام جعفر صادق ( عليه السلام ) از
هوشی فوق العاده برخوردار بودند و در محضر درس پدر بزرگوارشان علوم مختلفی ، چون ؛
تاريخ ، نحو ، علم رجال ، ادبيات ، جغرافيا ، فلسفه ، نجوم ، فيزيک و ساير علوم را
فرا گرفتند. محضر درس امام باقر ( عليه السلام ) يک مدرسه عالی بود و آنهايی که در
اين مدرسه درس می خواندند ، علوم عالی آن زمان را فرا می گرفتند.
در مقامات علمی امام جعفر صادق (
عليه السلام ) گفتنی ها بسيار است ؛ چرا که صرف نظر از علم امامت ، پدر بزرگوارشان
شکافنده علوم و مادرگرامی شان زنی فاضله بودند ؛ لذا ، ما به اجمال از اين همه ،
مثالهايی را برای روشن شدن بيشتر چهره درخشان حضرت
( عليه السلام ) بيان می نماييم.
امام صادق ( عليه السلام ) نظريه
بطلميوس را که گفته بود خورشيد به دور زمين می گردد ، زير سوال بردند. هنگامی که
يکی از شاگردان پدر بزرگوارشان کره ای چوبی را با خود از
مصر آورد که بر مبنای نظر بطلميوس ساخته شده بود ، امام صادق ( عليه
السلام ) اين نظريه را زير سوال بردند و رد کردند. نظريه ای که بعد از گذشت ۵۶۰ سال
از مرگ بطلميوس کسی به فکر نيفتاده بود که اشتباه است و يا بر آن ايرادی بگيرد و از
خود بپرسد ؛ چگونه خورشيد که به قول بطلميوس در هر بُرج سی روز سفر می کند تا
اينکه اطراف زمين بگردد ، هر شبانه روز يک مرتبه مکان و خط سير خود را
عوض می کند و دور زمين می گردد و شب و روز را به وجود می آورد.
از ديگر مواردی که نشانگر علم برتر
امام صادق ( عليه السلام ) است ، نظر ايشان راجع به چرخش زمين به دور خود و در
نتيجه پديد آمدن روز و شب است.
حتی ، کپلر آلمانی هم که با بيان سه
قانون مشهور خود علم نجوم را متحول کرد ، نتوانست به اين مسئله پی ببرد ؛ در حالي
که امام صادق ( عليه السلام ) دوازده قرن پيش از او می دانستند که زمين به دور خود
می گردد و آنچه سبب توالی روز و شب می شود ، گردش خورشيد در اطراف زمين نيست ؛ بلکه
گردش زمين به دور خود است و همين امر باعث شده نيمی از آن تاريک و شب و نيمی ديگر
روشن و روز باشد. [ لازم به توجه است که اين مطلب را گروهی انديشمند اروپايی که از
اساتيد دانشگاههای مختلف اروپا و آمريکا هستند ، در تحقيقات خود پيرامون زندگی امام
صادق ( عليه السلام ) بيان کرده اند و خود اظهار شگفتی کرده اند
که چگونه امام صادق ( عليه السلام ) در نقطه ای در افتاده ؛ همچون ، مدينه که
از مراکز علمی آن روزگار چون ؛ قسطنطنيه ، انطاکيه و جُندی شاپور دور بودند و حتی ،
در اين مراکز هم کسی به اين موضوع پی نبرده بود ، توانستند پی به اين مسائل عظيم
ببرند. ]
همچنين ، امام صادق ( عليه السلام )
اولين کسی بودند که عقيده به عناصر اربعه را متزلزل کردند ؛ چرا که تا آن زمان
براساس فيزيک ارسطو ، اعتقاد بر اين بود که در دنيا چهار عنصر وجود دارد : خاک ، آب
، باد و آتش. امام صادق ( عليه السلام ) بر اين نظريه چنين ايراد گرفتند که خاک يک
عنصر نيست ؛ بلکه در خاک عناصر متعددی وجود دارد ؛ همچنين ، در هوا.
اين مسئله را ۱۱۰۰ سال بعد
دانشمندانی چون پريستلی و لاوازيه دريافتند ؛ به اين بيان که در هوا چندين عنصر ،
از جمله ؛ اکسيژن وجود دارد و تا حدودی خصوصيات آن را کشف کردند.
امام صادق ( عليه السلام ) در دروس
خود می فرمودند : « آنچه در هوا کمک به سوزانيدن اجسام می کند ( يعنی همان
اکسيژن ) اگر به طور خالص به دست بيايد ؛ حتی
، آهن را هم می توان با آن سوزانيد. » اين يکی از خواص اکسيژن است که پريستلی و
لاوازيه - با وجود تمام تحقيقات خود بر روی اکسيژن - پی به آن نبردند.
نظريه امام صادق ( عليه السلام )
راجع به پيدايش دنيا از ديگر مسائل شگفت انگيز برای گروه محققين بود. امام ( عليه
السلام ) نظرشان چنين بود که جهان از يک جُرثُومه۱
به وجود آمده و آن جرثومه دارای دو قطب متضاد و سبب پيدايش ذره گرديده و آنگاه ماده
به وجود آمده است ، ماده تنوع پيدا کرده و تنوع ماده ناشی از کمی يا زيادی ذرات آن
می باشد. اين تئوری با تئوری اتمی امروزی راجع به بوجود آمدن جهان هيچ تفاوتی ندارد
و دو قطب متضاد ؛ دو شارژ مثبت و منفی درون اتم است و آن دو شارژ سبب
تکوين اتم گرديده و اتم هر ماده را به وجود آورده و تفاوتی
که بين مواد ( يعنی عناصر ) ديده می شود ، ناشی از کمی يا زيادی چيزهايی است
که درون اتم عناصر وجود دارد.
برای دانشمندان اروپايی شگفت آور
است که چگونه نظريه ای را که در قرن ۲۱ فيزيکدانان ، منجمان و شيميدانان ؛ پس
از سالهای طولانی و تبادل اطلاعات علمی - که قرن به قرن به آنها رسيده - درباره
پيدايش جهان می دهند ، امام صادق ( عليه السلام ) ۱۴ قرن پيش آن را بيان
فرمودند ؛ البته، برای شيعيان که معتقد به علم لدنی برای امامان معصوم ( عليهم
السلام ) هستند ، پذيرش اين مسئله امری بديهی است.
ب ) تلاشهای مذهبی امام ( عليه السلام )
از اقدامات امام جعفر صادق ( عليه
السلام ) برای جلوگيری از اضمحلال۲
شيعه ، موارد بسياری را می توان ذکر کرد که به اختصار به چند نمونه اشاره می کنيم.
در زمان امام صادق ( عليه السلام )
عقيده ای ميان برخی از شيعيان پديد آمده بود ؛ مبنی بر اينکه وجود حضرت رسول ا... (
صلی ا... عليه و آله و سلم ) و ائمه اطهار ( عليهم السلام ) جنبه الوهيت دارند
، يعنی ؛ سرشت خدايی دارند. اين عقيده باطل که از مسيحيت وارد
شيعه شده بود ( چرا که مسيحيان قائل به وجود الهی برای حضرت عيسی عليه السلام
بودند. ) برای آينده مذهب بسيار خطرناک بود و سبب ايجاد فرقه های متعدد بين شيعيان
می شد. امام صادق ( عليه السلام ) در جلسات درس خود به شدت با اين عقيده مبارزه و
مخالفت می کردند و می فرمودند : « وجود حضرت خاتم النبيين ( صلی ا... عليه و آله و
سلم ) و ائمه (عليهم السلام ) سرشتی بشری دارند ، همانگونه که در قرآن از زبان
پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) آمده است : " اَنا بشرٌ مثلُکُم " ولی
، آنها بندگان مقرب خداوندند که برگزيدگان اويند. »
از ديگر اقدامات امام صادق (
عليه السلام ) مخالفت شديد ايشان با رهبانيت۳
بود. ترک دنيا و رهبانيت نيز - که تحفه ای ديگر از مسيحيان بود - در قرن سوم هجری ،
در ميان برخی از مسلمين رايج شده بود. امام جعفر صادق ( عليه السلام ) می دانستند
که فکر رهبانيت اگر در ميان شيعيان قوت بگيرد ، آن را از بين خواهد برد ، خاصه که
حکومت های وقت با شيعيان خصومتی آشکار و پنهان داشتند و بسيار به نفعشان بود که
شيعيان دست از دنيا بشويند و اعتکاف دائمی اختيار کنند و رابطه خود را با دنيای
خارج قطع نمايند و نتوانند به وسيله تبليغ ، مذهب شيعه را توسعه دهند. ترک دنيا و
گوشه نشينی همان چيزی بود که دشمنان شيعه می خواستند و امام ( عليه السلام ) به شدت
با اين موضوع برخورد و مخالفت می کردند.
از ديگر موارد ، می توان به مخالفت
امام صادق ( عليه السلام ) با رسمی که مسلمين به علت ارتباطاتی که با مسيحيان
ارتدوکس داشتند و از آنها ياد گرفته بودند اشاره کرد. بعضی از مسلمين
رسم تعميد۴
را که مسيحيان برای نامگذاری کودکان در کليسا انجام می دادند ، به تقليد از آنها
برای فرزندانشان در مسجد انجام می دادند. اين مراسم که کاملاً مسيحی بود با مخالفت
امام ( عليه السلام ) مواجه شد ؛ زيرا ، برای يک مسلمان جايز نيست که از مسيحيت و
يا ديگر اديان تقليد کند و رسوم آنها را اجرا نمايد.
از نظر محققين مسيحی رمز نيرومندی
فرهنگ مذهبی امام صادق ( عليه السلام ) در اين بود که چهار رکن آن ؛ فرهنگ مذهب ،
ادب ، علم و عرفان بود. آنان در تحقيق خود به اين نتيجه رسيدند که در تاريخ جهان
سابقه نداشته که ادب و علم در هيچ مکتبی ، به اندازه فرهنگ مذهبی امام صادق ( عليه
السلام ) اهميت داشته باشد.
امام صادق ( عليه السلام ) می
دانستند که
يک مومن برای اينکه دارای ايمان متّقين بشود ، بايد از علم و ادب برخوردار باشد
؛ چرا که ايمان يک فرد عامی ، سطحی و بدون ريشه است. او به مناسبت عامی بودن نمی
تواند بفهمد که به چه ايمان دارد و برای چه ايمان دارد و چون ايمانش دارای ريشه
نيست ، ممکن است که روزی آن ايمان را از دست بدهد ؛ اما ، آن مومن که از علم و ادب
برخوردار می باشد ؛ چون ، می داند به چه و برای چه ايمان دارد تا روزی که زنده است
ايمانش متزلزل نمی شود.
اين انديشمندان اروپايی
درباره تعريف امام صادق ( عليه السلام ) از ادب می
گويند که تصور نمی کنيم جامع تر از آن تعريفی از ادب شده باشد و تا
امروز کسی از ادب تعريفی اين طور کوتاه ، جامع و منطقی نداده است.
تعريف امام ( عليه السلام )
از ادب چنين است :
« ادب عبارت است از ؛ جامه ای که بر آنچه می گويند و می نويسند می پوشانند تا
در گوش و ذهن شنونده و خواننده جالب تر جلوه کند. » همچنين ، امام ( عليه السلام )
می فرمايند : « ادب ممکن است با علم نباشد ؛ اما ، علم بدون ادب وجود ندارد. »
بايد توجه نمود که امام صادق ( عليه
السلام ) نمی فرمايند که آنچه می گويند و می نويسند بدون آن جامه (
يعنی ادب ) جالب نيست ؛ ايشان بدون آن جامه هم گفته و شنيده ها را جالب
می دانند ؛ منتهی ، می فرمايند که وقتی جامه ادب را بر کلام بپوشانند ، جالب توجه
تر می شود.
اين دو تعريف جامع و موجز ارتباط
ادب و علم را هم بيان می کند و در واقع آنگونه که امام ( عليه السلام ) می فرمايند
:
« در هر علم ، ادب هست ؛ اما ، در هر ادب ممکن است علم نباشد. »
امام صادق ( عليه السلام ) ادب و علم را نه تنها از لحاظ فرهنگ مذهبی ضروری می
دانستند ؛ بلکه برای بالا رفتن حيثيت انسانی و تقويت صفات نيکو در آدميان مورد لزوم
می ديدند.
اينها تنها بخشی از شگفتيخانه علم
امام صادق ( عليه السلام ) بود که غير مسلمين را به حيرت واداشت تا جايی که آنها
امام صادق ( عليه السلام ) را نابغه و مغز متفکر جهان شيعه ناميدند.
متن فوق خلاصه ای بود از آنچه که ۲۵
نفر از دانشمندان و اساتيد دانشگاههای بلژيک ، فرانسه ، آلمان ،
آمريکا ، سويس ، لبنان ، ايتاليا ، يونان ، انگلستان و دانشگاه صنعتی تهران پيرامون
زندگانی امام جعفر صادق ( عليه السلام ) در تحقيقات خود به ثبت رسانيده اند.
ان شاء ا... از رهروان حقيقی آن امام همام عليه رحمه
باشيم.