بسمه تعالی
شهادت امام سجاد (
عليه السلام ) را به تمامی شيعيان جهان تسليت عرض می نماييم.
«
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی مُحمَّد وَ الِهِ وَ بَلِّغ بِايمانی اَکمَلَ الايمانِِ
واجعَل يَقينی اَفضَلَ اليقين و انتَهِ بِنّيتی اِلی اَحسَنِ النيّاتِ و بِعَمَلی
اِلی اَحسَنِ الاعمال : خدايا بر محمد و آل محمد درود فرست و ايمانم را به کامل
ترين درجات ايمان برسان و يقينم را بهترين يقين ها بگردان و نيتم را به بهترين نيّت
ها و عمل مرا به بهترين اعمال منتهی گردان. »۱
امام سجاد ( عليه
السلام ) فرموده اند : « الرضا بِمکروهِ القضاء اَرفَعُ
دَرَجاتِ اليَقين : راضی بودن به مقدرات ناخوشايند از بالاترين درجات يقين است. »۲
در دعای شريف مکارم الاخلاق يکی از
دهها اخلاق کريمه ای که حضرت سجاد ( عليه السلام ) از خداوند تبارک و تعالی درخواست
می کنند ؛ « اَفضَل اليقين
» : بالاترين مرتبه يقين است.۳
يقين
سه مرتبه دارد ؛ علم اليقين ، عين اليقين و حق اليقين.
علم اليقين دانستن شیء است به طور يقين و
اطمينان نفس و خالی بودن از شک و ريب.
عين اليقين رويت و مشاهده شیء است به چشمِ
سَر يا به چشم قلب و نسبت عين اليقين به علم اليقين مثل ديدن است به شنيدن و حق اليقين
بالاتر و برتر از آنهاست و آن يقينی است که از يافتن حقيقت شیء حاصل می گردد.
همچنين حکماء و عرفا گفته اند : « مثال
علم اليقين اين است که فرض کنيم شخصی آتش را نديده و پی به حقيقت آن نبرده است ؛
لکن ، همين قدر شنيده که در عالم پديده ای هست سوزاننده و گرم و روشن و
صاحب دود و اسم آن آتش است. اين شخص به مجرّدِ ديدن دود ؛ ولو ، از مسافت دور ،
يقين می کند که در آن محل آتش افروخته شده است ؛ ولو ، آنکه نداند آتش چيست.
مثال عين اليقين آن است که شخص ،
آتش را ببيند و از حرارت آن گرم شود و از روشنايی اش استفاده کند و چقدر فرق است
بين اين شخص و کسی که فقط شنيده و يقين نموده که در عالم پديده ای هست با اين اوصاف
؛ ولی ، از خصوصيات و کمالات آن هيچ لذت و بهره ای نبرده و تنها ، به معنای آتش
قناعت نموده است.
مثال حق اليقين اين است که شخص در
آتش رفته و سر تا پای وی را آتش سوزانيده و فقط يک توده آتشين باقی مانده باشد ،
مثل آهنی که در آتش گداخته می گردد که در اين حال غير از يک قطعه آتش چيزی به نظر
نمی آيد و صفات آتش در آن هويدا است ؛ لکن ، با اين حال ، اگر ساعتی از آتش دور
افتد ؛ فوراً به حالت اوليه خود ، يعنی ؛ تيره گی و سياهی و سردی بر می گردد. »۴
در واقع ، مرتبه اول که عبارت از
شناخت معرفت است ، می تواند فلسفه خلقت و آفرينش انسان باشد. حضرت داود ( عليه
السلام ) عرض کردند : « پروردگارا! برای چه منظوری خلق را آفريدی؟ » خداوند فرمودند
: « من گنجی پنهان بودم ، دوست داشتم شناخته شوم ؛ بنابراين ، خلق را آفريدم تا
معرفت پيدا کنند. » همچنين ، پروردگار در قرآن می فرمايند :
« جن و انسان را خلق نکردم مگر برای عبادت که هدف از خلقت ، شناخت است و نتيجه اش
عبوديت. » ( سوره الذاريات / آيه ۵۶ )
امام رضا ( عليه السلام ) فرمودند :
« ايمان درجه ای از اسلام بالاتر و تقوی درجه ای از ايمان بالاتر و يقين درجه ای از
تقوی بالاتر و کمترين چيزی که بين بندگان خدا تقسيم شده يقين
است. »
مرتبه دوم ، عين اليقين است. رسول
خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) فرموده اند : « هر کسی را دو چشم سر و باطن هست
که با آنها غيب را می بيند و چون خداوند عالم به بنده ای اراده خير فرمايند ، چشم
های باطن او را باز می کند. » امام سجاد ( عليه السلام ) فرموده اند : « همانا برای
انسان چهار چشم است که با دو چشم امر دين و دنيايش را می بيند و با دو چشم امر
آخرتش را ؛ پس ، چون خدای تعالی درباره بنده ای نيکی اراده
نمايد ، دو چشمی را که در دل اوست می گشايد ؛ پس ، با آن دو چشم
ناديدنی ها را می بيند. »
مرتبه
سوم ، حق اليقين است که به تعبير امام سجاد ( عليه السلام )
افضل اليقين است ، مرتبه چشيدن و سوختن در
آتش عشق حق و اتصال واقعی به اوست. حق اليقين محصول مراتب قبلی يقين است و تا انسان
آن دو منزل قبل را سير نکند ، به اين مقام نرسد.
در حديث معراج است که
خداوند به رسولش فرمود : « يُورثُ المَعرِفَه
اليَقين و اِذا اِسيَتقَنَ العَبدُ لايُبالی کَيفَ اَصبَحَ بِعُسرٍ اَم بِيُسرٍ
فَهذا مَقامُالرّاضينَ : معرفت و شناخت ، يقين را ارث می گذارد و چون بنده ای به
مرحله يقين و شناخت رسيد ، تشويشی به دل را ندهد که روزش در آسايش خواهد گذشت و يا
در سختی و اين حالت مخصوص کسانی است که به مقام رضا رسيده باشند. »۵
چه زيبا امير المومنين ( عليه
السلام ) چهره اهل يقين را ترسيم نموده و فرموده است : « علم و دانش با بينشی واقعی
يکباره به ايشان رو آورده ، در حالی که با روح يقين آن علوم را به کار بسته اند و
چيزی که برای مترفين و افراد خوش گذران سخت و دشوار
است ، برای ايشان سهل و آسان می باشد و به آنچه نادانان دوری می جويند
، آنها مأنوس هستند. اَبدان آنها در ميان مردم و در دنياست ؛ ولی ، ارواحشان به
ملأ اعلی و عالم بالا متصل است. آنها نمايندگان خدا
در زمين می باشند و مردم را به سوی دين خدا دعوت می کنند. آه! آه! چقدر
مشتاق و آرزومند ديدار آنان هستم. » ۶
۱- صحيفه سجاديه / دعای مکارم اخلاق

۲- نگاهی بر زندگی امام سجاد ( عليه السلام ) / محمد محمدی اشتهاردی / صفحه ۱۰۵

۳- چهل منزل سلوک / سيد کاظم ارفع / صفحه۱۰۰
۴- سير و سلوک در روش اولياء و طريق سير سعداء / بانو مجتهده امين / صفحه ۱۲۹ ،
۱۳۰
۵- شرح دعای مکارم اخلاق / سيد کاظم ارفع / صفحه ۱۶ ، ۱۷ ، ۱۸
۶- چهل منزل سلوک / سيد کاظم ارفع / صفحه ۱۰۱ ، ۱۰۲
|