پيامبر گرامی اسلام ( صلی ا... عليه
و آله و سلم ) در شبی ، حضرت علی ( عليه السلام ) و جمعی از ياران خويش را فرا
خواندند و با ايشان به بقيع رفتند. در بقيع ، خطاب به همراهان خود فرمودند : «
مأمورم که برای مردگان بقيع طلب آمرزش کنم. » سپس ؛ در ميان قبرستان درنگ نمودند و
مردگان اهل ايمان را مخاطب قرار داده و فرمودند : «
ای آرميدگان در خاک! درود بر شما. مرگ بر شما گوارا باد که از ابتلای زندگان
برکنار هستيد. فتنه ها ، همچون ؛ پاره های شب روی آورده و چنان بهم پيوسته است که
آغاز و انجامش روشن و آشکار نيست.
» سپس ؛ برای اهلِ بقيع طلب مغفرت کردند و استغفاری طولانی نمودند و رحلت وجود
نازنين خود را به مؤمنين حاضر خبر دادند.
زمان رحلت حضرتش نزديک و نزديک تر می
شد. همه وصيتهای خود را با اميرالمؤمنين حضرت علی ( عليه السلام ) در ميان گذاشتند
... سپس ؛ جان پاک حضرتش در حالی که در دامان حضرت علی ( عليه السلام ) بود ، پر
کشيد و به فيض ديدار دوست نائل گشت.
در شريعت مقدس اسلام
دعا
تعبيری زنده و جاندار است و از شعور و آگاهی انسان نسبت به اين حقيقت که هميشه و
در تمام کارهای خود به خدای متعال نيازمند است ، ناشی می شود. اعتراف خاضعانه
انسان به بندگی خويش در برابر خدای متعال که تجسم آگاهی به رابطه و پيوند عميق با
آن ذات اقدس است ، در اين خصوص جايگاه ويژه ای دارد.
برخی افراد از رسول خدا ( صلی ا...
عليه و آله و سلم ) می پرسيدند که خدا را چگونه بخوانيم؟ آيا خدا به ما نزديک است
تا او را آهسته بخوانيم و يا اينکه دور است تا با فرياد بخوانيمش؟! اين آيه در
پاسخ آنان نازل شد : «
و إذا سَألَکَ عِبادی عَنّی فَإنّی قَريبٌ أجيبُ دَعوَه الدّاعِ إذا دَعانَ
فَليَستَجيبوا لی وَ ليُؤمِنوا بِی لَعَلَّهُم يَرشُدون : و هرگاه بندگانم از تو
درباره من پرسيدند ( بگو ) : همانا من نزديکم ، دعای نيايشگر را آنگاه که مرا می
خواند پاسخ می گويم ، پس ؛ بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند ، باشد که
به رشد رسند.
» ( سوره بقره / آيه ۱۸۶ )
دعا
کننده
آنچنان مورد محبت پروردگار
قرار دارد که در
اين آيه
، هفت مرتبه
خداوند تعبير «
خودم » را برای لطف به او به کار برده است ؛ اگر بندگان
خودم
درباره
خودم
پرسيدند ، به آنان بگو : من
خودم
به آنان نزديک هستم و هرگاه
خودم
را بخوانند ،
خودم
دعاهای آنان را مستجاب می کنم ، پس به
خودم
ايمان بياورند و دعوت
خودم
را اجابت کنند. اين
ارتباط محبت آميز
در شرايطی است که انسان بخواهد با خداوند مناجات کند.
دعا کردن
همراه و همرنگ شدن با کل هستی است. طبق آيات قرآن ، تمام هستی در تسبيح و قنوت
هستند : «
کلّ له قانتون : همه فرمانبردار اويند.
» ( سوره بقره / آيه ۱۱۶ ) و تمام موجودات به درگاه او اظهار نياز دارند : «
يسئله مَن فی السموات و الارض : هر که در آسمانها و زمين است ، همه از او حوائج
خود را می طلبند.
» ( سوره الرحمن / آيه ۲۹ ) پس ؛ ما نيز ، از او درخواست کنيم تا وصله ناهمگون
هستی نباشيم.
از جمله پيام های آيه ۱۸۶ سوره بقره
عبارتست از :
۱. دعا در هر جا و در هر وقت که باشد
، مفيد است. چون خداوند می فرمايد : « من نزديک هستم. » ( فَإنّی قريب )
۲. خداوند به ما نزديک است ، ولی ؛
ما چطور؟! اگر گاهی قهر او دامن ما را می گيرد ، به خاطر دوری ما از خداوند است که
در اثر گناهان می باشد. ( فإنّی قريب )
۳. استجابت خداوند دائمی است ، نه
موسمی. « اُجيب » نشانه دوام است.
۴. با آنکه خدا همه چيز را می داند ،
اما ؛ دعا کردن وظيفه ماست. ( فَليستجيبوا لی )
۵. دعا آنگاه به اجابت می رسد که
همراه با ايمان باشد. ( فَليُؤمنوا بی )
۶. دعا وسيله رشد و هدايت است. (
لعلّهم يرشدون )
پيامبر گرامی اسلام ( صلی ا... عليه
و آله و سلم ) فرموده اند : «
دعا
مغز عبادت و جانمايه آن به شمار می رود.
»
۱
«
دعا
اسلحه رزم و پيکار مؤمن ، پايه و ستون دين و نور آسمانها و زمين است.
»۲
«
همانا بنده ، در مقام دعا يکی از سه چيز را از دست نمی دهد : يا اينکه در نتيجه
دعا ، گناهش بخشيده می شود يا مورد دعا ، خيری است که به زودی به آن می رسد و يا
خيری است که برای او ذخيره می شود.
»
۳