احاديث فراوانی
از سيّد
و سالار شهيدان حضرت امام حسين ( عليه السّلام ) وارد شده است كه به مناسبت اربعين
شهادت آن بزرگوار به ذکر دو
نمونه از احاديث گرانبار آن حضرت پرداخته و مختصر شرحی
در باب اين احاديث تقديم می
گردد :
امام حسين ( عليه السّلام ) می
فرمايند :
«
إِياکَ وَ ظُّلمَ مَن لا يجِدُ عَلَيکَ ناصِرًا إِلاَّ
ا...
عَزَّوَجَلَّ : برحذر باشيد از
ظلم
کردن به کسی که ياوری
جز خداوند عزّوجلّ ندارد.
»
ظلم
در لغت به معنای ؛ کار بيجا کردن و تعدّی نمودن از حدِّ وسط است و ظلم به اين معنا
؛ جامع همه رذايل است و ارتکاب به هر يک از قبايح شرعيه و عقليّه را شامل می شود و
اين ؛ ظلم به معنی
اعمّ است و از برای
ظلم معنی ديگر هم است که عبارتست ؛ از ضرر و اذيّت رساندن به کسی به غير از کشتن و
يا زدن يا دشنام و فحش دادن يا غيبت او را کردن يا مال او را به غير حقّ تصرف کردن
و گرفتن يا غير اينها از کردار يا گفتاری که باعث اذيّت غير باشد و اين ؛
ظلم به معنی
اخص است.
از
حضرت محمّد ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) مرويست که فرمودند : «
پست ترين و ذليل ترين خلق در نزد خدا کسی است که
امر مسلمانان در دست او باشد و ميان ايشان براستی رفتار نکند.
»
در حديثی ديگر از آن حضرت مروی است : «
ساعتی ظلم و جور کردن بدتر است در نزد
خداوند از ۶۰ سال گناه. » و
نيز ، فرموده اند
: «
»
از
جانب خداوند به حضرت داود ( عليه السّلام ) وحی رسيد : «
ای داود! به اهل ظلم بگو تا مرا ياد
نکنند که بر
من واجب است ؛ ياد کنم هر که مرا ياد بکند و ياد کردن ظالمين به
لعن
کردن ايشان می باشد.
»
از
حضرت امام جعفر صادق ( عليه السّلام ) منقول است که در تفسير قول خدای عزّوجلّ در
سوره فجر آيه ۱۴ « اِنَّ رَبَّکَ
لَبِالمِرصاد. » فرمودند : «
مرصاد ؛ پلی بر صراط هست که از آن نمی گذرد ،
بنده ای که بر گردن او مظلمه
باشد.
»
از سيّد رُسُل ( صلّی
ا... عليه و آله و سلّم ) مرويست که فرمودند : « چون
روز قيامت شود ، منادی ندا کند که کجايند ظالمان و کسانی که شبيه و مانند ظالمانند
، حتّی ؛ آن کسی که قلمی از برای ايشان تراشيده يا دواتی به جهت ايشان ليقه کرده
است ، پس ؛ همگی را در تابوتی از آهن جمع سازند و در آتش جهنم اندازند و مراد از
شبيه ظالمان کسانی هستند که به ظلم ايشان راضی باشند.
»۱
ابا عبد
ا... الحسين (
عليه السّلام ) مي فرمايند : «
أَلبَخيلُ مَن بَخِلَ بِالسَّلامِ : بخيل کسی است که در
سلام کردن بُخل
بورزد.»
بُخل
عبارتست از امساک کردن در مقامی که بايد بذل کرد و ندادن آنچه را که بايد داد و اين
طرف تفريط است و افراطِ
آن اسرافست که عبارتست
از خرج کردن آنچه نبايد خرج کرد و اين دو طرف هر دو مذموم هستند
و وسط آنها که جود و سخا
بوده باشد ، پسنديده و محمود
است و
صفت بُخل
نتيجه محبّت
دنيا و ثمره آن است و اين از جمله صفات خبيثه و اخلاق رذيله است.
حضرت
رسول ( صلّی ا...
عليه و آله و سلّم ) فرموده اند
: «
زنهار گِرد
بُخل
نگرديد که آن هلاک کرده کسانی
را که پيش از شما بودند و ايشان را بر اين داشته که خون يکديگر را ريختند و آنچه
برايشان حرام بود ، حلال شمردند.
»
همچنين ؛ از آن حضرت
مرويست : «
بخيل
دور است از بهشت و نزديک است به آتش و جاهلِ
سَخی
محبوب تر است نزد خدا
،
از عالمِ
بخيل. » و نيز از آن سرور
مرويست که فرموده اند : «
شايد
کسی
از شما بگويد که بخيل بهتر است از ظالم ، امّا ؛
چه ظلمی
بدتر
است نزد خداوند
از بُخل؟!
قسم
ياد نموده است خدا به عزّت و عظمت و جلال
خود که بخيل را داخل بهشت نکند. »
اخبار
در مذمّت
صفت بُخل
بی
حدّ
است. تجربه شده است که نگاه کردن بر روی
بخيل دل را می
گيرد و آنرا تاريک می
کند و
واضح
است که هر که لئيم و بخيل است ، در نظرها خوار و
ذليل است
؛
همچنانکه پيشوای
اهلِ
کَرَم
حضرت امير المؤمنين
علی
(
عليه السّلام ) فرمودند
: «
بُخل
صاحب خود را حقير و بی
قدر می
کند و از بُخل
و امساک عِرض
و آبروی
آدمی
بر باد فنا می
رود.
»
همچنانکه آن حضرت تصريح فرموده
اند
و مشاهده شده
،
اولادِ
انسان
بخيل با او دشمن است و هيچ بخيلی
را در عالم دوستی
نمی
باشد و چشم به مرگ او گشاده و فرزندانش ديده بر راه وفات او نهاده اند
و آن مسکين بيچاره با وجود مکنت به سختی
و با چندين وسعت به تنگی
می
گذراند. زندگانی
او در دنيا چون فقرا و محاسبه و مؤاخذه
او در عُقبی
محاسبه و مؤاخذه
اغنياء
است ،
لذا ؛
در دنيا خوار و در عُقبی
به عذاب اليم گرفتار
می باشد.
۲