انگلیسی

بسمه تعالی


شهادت مظلومانه امام حسن عسکری ( عليه السلام ) را تسليت عرض می نماييم.

 

در معنی ولايت تکوينی

        « يَومَ نَدعوا کُلَّ اُناس باِمامِهِم فَمَن اوتِیَ کِتابَهُ بيَمينِهِ فَاولئکَ يَقرَؤنَ کِتابَهم وَ لا يُظلمونَ فتيلاً. وَ مَن کانَ فی هذِهِ اَعمی فَهُوَ فی الآخره اَعمی و اَضَلُّ سَبيلاً : روزی که ما هر گروهی از مردم را با پيشوايشان دعوت می کنيم ؛ پس ، هرکس نامه عملش را به دست راست دهند ، آنها نامه خود را قرائت کنند و کمترين ستمی به آنها نخواهد شد. هرکس در اين دنيا نابيناست ، در عالم آخرت نيز نابينا و گمراه تر است. » ( سوره اسراء / آيه ۷۱ و ۷۲ )

        تمام موجودات - همانطور که سابقاً اشاره شد - ظاهری دارند و باطنی و از آن جمله انسان و اخلاق و افعال انسان نيز دارای ظاهر و باطنی است که ظاهر آن را خَلق و مُلک و باطن آن را اَمر و مَلکوت گويند. ظاهر ، مشهود و محسوس ؛ ولی ، باطن در اين عالم مختفی است.

        ميزان جزا و پاداش اعمال بر ملکوت و حقيقت اعمال است ، نه بر ظاهر آنها ؛ مثلاً ، نمازی که شخص می خواند - از نقطه نظر ظاهر - ممکن است تمام خصوصيات آداب واجبه و مستحبه ؛ از وضو ، طهارت ، قيام ، استقبال ، سجده و غيره همه در آن رعايت شده باشد ؛ ولی ، گاهی نيت نماز گزار ؛ تقرب به سوی خدا و گاهی منظور ؛ خود نمايی و رياست.

         گرچه در هر دو حالت ، ظاهر نماز تفاوتی ندارد ؛ ولی ، جان و حقيقت آن که عبارت از انگيزه و داعی نمازگزار است ، روح اين نماز را در دو بعد متفاوت قرار داده است : يکی تقرب به خدا و ديگری تقرب  به هوای نفس ؛  در حالت اول ،  نماز انسان  را به خدا  نزديک می کند  و در حالت دوم ، دور می گرداند. در صورت اول ، به بهشت می برد و در صورت دوم ، به دوزخ.

        ساير اعمالی که ظاهرشان ستوده است ، همه دارای اين ملکوت و حقيقت هستند و به مقدار شدت و ضعف نيت بجا آورنده آنها ، قدرت ايصالشان ۱ به خدا تفاوت می کند ، يعنی ؛ به شدت و ضعف متغير می گردند. معاصی و گناهان نيز دارای جان و روحی هستند که اختلافات شدت و ضعف کيفر ، بر اساس شدت و ضعف داعی شخص گنهکار بر معصيت است و احياناً ، ممکن است کسی صورت گناه را انجام دهد ؛ ولی ، از روی عمد نباشد ؛ بلکه از روی خطا باشد که در اين صورت آن فعل عنوان عصيان ندارد و دور کننده از حق نخواهد بود.

        در عالم حس و شهادت ، يعنی ؛ عالمی که ما با حواس ظاهر بدان ارتباط پيدا می کنيم که منظور همين عالم است ، ملکوت و واقعيت اعمال مخفی است و آنچه ظاهر و مشهود است ، همان پيکره و کالبد فعل است و لذا ، از اين منظر ، معيار بزرگی و کوچکی اعمال - در نظر گرفتاران در چاه  طبيعت - همان بزرگی و کوچکی عمل است ؛ ولی ، در عالم معنی و ملکوت ، مطلب کاملاً عکس خواهد بود.

        آنچه معيار  و ميزان  مطلوبيت و  مرغوبيت است ، همان نيت و اخلاص و روحی است که عمل دارا بوده است. در آنجا ظاهر اعمال مختفی و ملکوت و باطن اعمال ظهور دارد و در اينجا ظاهر معلوم و باطن مخفی می باشد ؛ مانند ، عالم خواب و بيداری.

        پس تا هنگامی که انسان به عالم ملکوت راه پيدا نکرده است ، غير از مظاهر اين عالم طبيعت و کالبد و پيکره ظاهر اعمال ، چيزی ادراک نمی کند ؛ ولی ، وقتی به واسطه مرگ طبيعی يا غير آن ، با عوالم ملکوت اتصال پيدا کند ؛ در آن وقت ، حقيقت و واقعيات اعمال بر او طلوع نموده و ديگر سر و کارش با آنها خواهد بود و عالم شهادت برايش دستخوش نسيان شده ، ظهورات نيات و واقعيتهای يک عالم نوين با آثاری هزاران برابر قوی تر از عالمِ حس بر او عرضه می شود.

        اما ، در معنای صراط ؛ انسان در دنيا به وسيله نفس و صفات آن و به کارگيری افعال ، راهی را در معنی طی می کند و چون بازگشت نفوس به سوی خداست ، اين راه در ملکوت و نفس انسان نيز به سوی خدا خواهد بود.

        افراد بنی آدم در پيمودن اين راه - بر حسب اختلاف قوای معنوی - متفاوتند ؛ راه بعضی از آنان بسيار مستقيم و بعضی کم و بيش منحرف و حرکت برخی کاملاً در جاده انحراف است.

        از آنجا که انسان از اول عمر خود تا آخرين لحظه حيات ، حالات متفاوتی دارد و ملکات روحی و نفسی او از حالات مختلفی که نتيجه اعمال متفاوتی است حاصل می گردد ، دائماً از حالی به حال ديگر منتقل می شود ؛ پس ، اگر کاملاً حالاتش پسنديده و ممدوح و فعلش صالح و نيتش تقرب به خدا گردد ، اخلاص در عمل کرده است و دائماً ، از حالی به حالی و از کمالی به کمالی انتقال می يابد و از مقربين درگاه حق و از سابقين می گردد و چنانچه لطف و عنايت خدا دستگيرش شود ، از کُمَّلين خواهد شد.

        حال ، اگر از متوسطين باشد ، يعنی ؛ نتواند يکباره غير خدا را فراموش کند ؛ بلکه گاه گاهی نفس اماره و شهوت بر او غالب آمده و سير او را متوقف يا احياناً کمی به عقب سوق دهد ؛ ولی ، غالباً فعلش و گفتارش صالح و نيتش خالص باشد ، از اصحاب يمين خواهد بود و اگر نفس اماره هميشه رهبر او باشد و تمام سير او در خلاف وصول به مراحل کمال انسانی صورت گيرد ، از اشقياء و از اصحاب شمال گردد.

        پس ، در حقيقت ، اين اختلاف راههايی که مردم دارند ، موجب اختلاف ملکوت آنها می گردد ؛ لذا ، بعضی راه را به سرعت طی می کنند و بعضی بطوء ۲  و بعضی با نهايت مشقت و گرفتاری. اين ملکوت در قيامت ظهور می نمايد و آنجا که عالم حقيقت است ، مردم در درجات متفاوتی محشور می گردند ؛ بنابراين ، جهنم ملکوت دنيای مردم است و صراطی که بر روی آن کشيده می شود ، راهی است که انسان بايد در نفس خود طی کند تا به مقصود حقيقی و نهايی که خداست نايل گردد و چون اين راه را انسان در دنيا طی می کند ؛ لذا ، اين صراط نيز بر روی جهنم قرار می گيرد و چون هر کس حتماً بايد با مجاهده نفس در برابر شهوات ( در همين دنيا ) بر مقصود فائز آيد ؛ لذا ، عبور از جهنم برای تمامی افراد و حتی ، انبياء و اولياء خدا نيز ضروری است.

        هنگامی که اين آيه کريمه نازل شد : « وَ اِن منکُم اِلّا وارِدُها کانَ علی رَبَّک حَتماً مقتضياً. ثُمَّ نُنجی الذين اتّقوا وَ نَذرُ الظالمين فيها جِثيّاً : و هيچ کس از شما باقی نماند ، جز آنکه به دوزخ وارد شود و اين حکم حتمی پروردگار توست. آنگاه کسانی را که پرهيزگار بوده اند ، می رهانيم و ستمگران را به زانو درافتاده در[ دوزخ ] رها می کنيم. » ( سوره مريم / آيه ۷۱ و ۷۲ ) صحابه از رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) سوال کردند : « آيا شما هم وارد جهنم می شويد؟ » حضرت فرمودند : « بلی ؛ ولکن ، ما مانند برق خاطف ۳ از آن عبور خواهيم نمود. »

        بنابراين ، چون همه در دنيا آمده اند و همه نيز در نفس خود راهی به خدا داشته اند ؛ لذا ، بايد همه در جهنم وارد شده و از صراط عبور نمايند. آن کسانی که دل به دنيا نداده اند و عقل خود را منکوب ننموده اند و لحظه ای غير خدا را نپرستيده اند ؛ مانند ، برق خاطف از روی جهنم که صراط است عبور می کنند. بقيه به حسب اختلاف حالشان در اخلاص ، سرعتشان متفاوت است ؛ بعضی بسيار کند و بطئی حرکت می کنند و بعضی که از زمره اشقياء بوده و راهشان کاملاً منحرف ، از صراط غلتيده و در آتش می افتند.

        بدين ترتيب ، معنی صراط ؛ عبور از ملکات و اخلاق رذيله و صفات ناستوده است و هر که اصلاً آلوده نباشد ؛ همچون ، برق خاطف عبور می کند و اگر فی الجمله آلودگی درونی داشته باشد ؛ چون شخص اسب سوار بگذرد و همچنين ، آنکه بسيار آلوده باشد ، در جهنم به صراط آويزان شده و آتش او را فرا گيرد.

        امام که در دنيا صراط و راه انسان به سوی خدا را معين می کند و سيطره بر نفس و ملکوت انسان دارد ، در قيامت نيز که ظهور صفات و ملکات است ، سرعت حرکت انسان را از صراط معين فرموده و طبق سيری که در حرکت به سوی خدا در دنيا داشته است ؛ به همان ميزان ، اجازه سرعت يا کندی حرکت او را از صراط می دهد و به افرادی که اتصال با مقام معنی و ولايت نداشته و روح شرف و فضيلت انسانيت را در وجود خود معدوم نموده اند ، اجازه حرکت نداده و به جهنم امر می کند که آنان را در خود فرو گيرد.

        از آنجا که امام در دنيا بر ملکوت مومنين و غير مومنين احاطه دارد ؛ لذا ، در آن دنيا نيز بر فراز محل بلند و مکانی رفيع که بر بهشت و جهنم مستولی است ، قرار می گيرد و مکان و منزلت هر يک از افراد نيک را در بهشت معين و منزل و مکان هر شخص فاسق و منحرف را در دوزخ تعيين می کند.

        در بسياری  از روايات  از طريق اهل بيت ( عليهم السلام ) و از طريق عامه وارد است که پيغمبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) فرمودند : « لا يَجوزُ اَحَدٌ الصِّراطَ الّا مَن کَتَبَ لَه عَلیُّ الجَوازَ : هيچ کس از صراط نمی تواند عبور کند ، مگر آن کسی که علی برای او جواز عبور بنويسد. »۴ 

        امام و پيشوای همه شيعيان حضرت علی ( عليه السلام ) است و بنابر روايت فوق ؛ آن حضرت بر اعمال ما در دو دنيا سيطره و نظارت دارند و مجوز عبور ما از صراط از طرف ايشان صادر خواهد شد و چگونگی عبور ما از صراط را نيز حضرت تعيين خواهند نمود.

 

  


۱. ايصال : رساندن  

 ۲. بطوء : کند ، سست ، آهسته  

۳. خاطف : تند ، سريع ، ناگهانی ، برق آسا ، زود گذر  

۴. الصواعق المعرقه / صفحه ۷۸   

 

منبع :

امام شناسی / سيد محمد حسين حسينی تهرانی / جلد اول / درس نهم

 

 

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.