انگلیسی

بسمه تعالی

شهادت امام هادی ( عليه السلام ) را تسليت عرض می نماييم.

 

بهشت تجلی صفات و اعمال

 

        « اِنَّ ا... يُدخِلُ الذّينَ آمَنوا وَ عَمِلوا الصّالحاتِ جَنّاتٍ تَجری مِن تَحتِها الانهار : خداوند مومنينی را که عمل شايسته ای انجام دهند ، در بهشت هايی که درختان آن سر به هم آورده و زمين را سايه انداخته و از تابش آفتاب حفظ می کند و در آنجا نهرهايی جريان دارد ، وارد می نمايد. » ( سوره حج / آيه ۱۴ و ۲۸ )

        بهشت ، ظهور و بروز عالم نفس مومن در آخرت است.

        از آنجا که نفس مومن به علت اطمينان به خدا و سکينه و آرامشی که پيدا نموده است ، از حرارت و سوختگی يأس و ناکامی و گرد و غبار و طوفان خواطر شيطانی و نوسانهای فکری و اضطرابات اخلاقی نجات پيدا کرده است و در رحمت خدا و مقام امن و امان دلخوش بوده و با يک دنيا نشاط و لذت ؛ حتی ، در دقيق ترين دقايق ، مانند ؛ سکرات مرگ ، دل به خدا داده و آرام و دارای مقام سکينه می باشد ؛ لذا ، در آخرت که ملکوت اشياء ظهور پيدا می کند ، ملکوت نفس مومن به صورت بهشتی است که درختان آن به اندازه ای سر به هم آورده و شاخ و برگ های اعمال صالحه در هم فرو رفته و زمين را سايه انداخته است که ابداً ، در آنجا از تابش سوزنده خورشيدِ گداخته يا طوفان حوادث و گرد و غبار خيالات و خواطر شيطانيه چيزی راه ندارد.

        پس ، ما چه بهشت را از نقطه نظر تجسم اعمال ، ظهور ملکوت نفس مومن بدانيم و چه به عنوان جزای مترتب بر عمل بدانيم ؛ در هر حال ، نتيجه يکی است. افرادی که با ايمان و عمل صالح از دنيا رجوع به خدا می نمايند ، در بهشت قرار گرفته و در زير سايه درختان سر به هم آورنده آن می آرمند.

        نهرهای جاری بهشت : نهرهای جاری در اين بهشت ها ؛ همانا ، علوم و معرفتی است که موجب حيات قلب بوده است ؛ چون ، مومنين با علم و معرفت و اقرار به وحدانيت خدا و صفات و اسماء ذات مقدس او و اقرار به حقانيت امام و پيغمبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) قلب خود را از اين علوم آبياری کرده اند ، در آنجا نيز ظهور اين علوم که حيات قلب است ، به صورت نهرهای آب که زنده کننده زمين خشک می باشد ، بروز و ظهور خواهند نمود.

        تمام مومنينی که عمل صالح انجام دهند - که از جمله اقرار به امام وقت است - از اين نهرها برخوردار خواهند بود ؛ بلکه می توان ميزان عمل صالح را از عمل غير صالح همان امضا و عدم امضای امام دانست ؛ پس ، هر فعلی را که امام امر کند ؛ صالح و هر عملی را که نهی کند ؛ غير صالح خواهد بود ، به علت آنکه نظر امام و ديد امام ، نظر واقع بين و حقيقت بين است و بنابراين ، تجاوز از کلام امام انحراف از متن واقع و حقيقت نفس الامر است.

        نهرهای چهارگانه در بهشت : « مَثَلُ الجَنَّه التّی وُعِدَ المتّقونَ فيها اَنهارٌ مِن ماءٍ غَيرِ آسِنٍ وَ اَنهارٌ مِن لََنٍ لَم يَتَغَيّر طَعمُهُ وَ اَنهارٌ مِن خَمرٍ لَذَّه لِلشّاربينَ وَ اَنهارٌ مِن عَسَلٌ مُصَفّی وَ فيها مِن کُلِّ الثَّمراتِ مِن رَبِّهِم کَمَن هُو خالِدٌ فی النّار و سُقُوا مائاً حَميماً فَقَطَعَ اَمعائهُم : داستان بهشتی که به متقيان در دنيا  وعده دادند  اين است که در آن باغِ بهشت ، نهرهايی از آب زلال گواراست و نهرهايی از شير ، بی آنکه هرگز طعمش تغيير کند و نهرهايی از شراب که نوشندگان را به حد کمال لذت بخشد و نهرهايی از عسل مصفّی و انواع ميوه ها بر آنان مهياست ( و فوق اينها ) مغفرت ( و لطف ) پروردگار. آيا حال آنکه در اين بهشت ابد است ، مانند کسانی است که در آتش مخلدند و آب جوشنده نوشند تا اندرون شان را پاره پاره گرداند؟! » ( سوره محمد / آيه ۱۵ )

        در اين آيه مبارکه چهار نهر را در بهشت ذکر می کند :

        ۱.نهرهای آب زلال : نهرهايی است با آب زلال که بوی آن متعفن نشده است.

        آب در عالم طبيعت ، حيات موجودات است ؛ « وَ جَعَلنا مِن الماءِ کُلَّ شیءٍ حَیٍّ اَفَلا يُومِنونَ : از آب هر چيزی را زنده گردانيديم ؛ چرا باز به خدا ايمان نمی آورند؟! » ( سوره انبياء / آيه ۳۰ )

        نهرهای آب ؛ حيات دل به علم و معرفت خداست ؛ لذا ، نهرهای علم و معرفت که در قلوب جاری است ، در آنجا به صورت نهرهای زلال و غير متغير ظاهر و بارز است و مراد از انهار ؛ اصناف و انواع علوم و معارف  حقّه و حقيقيه  است که حيات قلب منوط به آن است و غرايز انسان بدان سيراب و اشباع می گردد و مراد از « غير آسِن » ؛ متعفن نشدن آن علوم به عادات باطله و سنن ضالّه و اعتقادات فاسده خواهد بود و اين نهر اختصاص به افرادی دارد که در راه خدا به مقام قلب رسيده و از علوم حقّه الهيّه بدون دخالت تغيير نفس بهره مند شده اند.

        ۲. نهرهای شير : نهرهايی است از شير که طعم آن تغيير نکرده است و اين نهرها ظهور و بروز علومی است که برای مبتديين در سير راه خدا مفيد بوده است.

        از آنجا که شير غذای کودک است ، علومی که متعلق به افعال و اخلاق باشند ؛ مانند ، علوم شرايع و حکمت عمليّه ( که عنوان مقدميّت برای عمل و تزکيه نفس را دارند ) و ظهور آنها که همانا اين نهرهاست ، اختصاص به ضعفهايی دارد که استعداد سير در منازل نفس را داشته و به سبب پرهيز از معاصی و رذايل اخلاق قابليت وصول به مقام قلب را پيدا کرده اند ؛ ولی ، هنوز به آن مقام نرسيده اند و به واسطه فرا گرفتن مقدمات از علم شرايع و اخلاق و عمل نمودن به آن ، در صدد تقويت بنيه روحی برآمده اند.

        عدم تغيير طعم اين نهرهای شير ، اشاره به عدم آلودگی اين علوم به نيات فاسده و اعمال و تعصبات  جاهلی است  که آن علوم را از فضيلت و خاصيت خود ساقط و آنها را تبديل به سم مهلک می نمايد.

        ۳. نهرهای شراب : نهرهايی است از خمر که برای خورندگانش لذت فراوان دارد.

        خمر در دنيا گرچه ماده ای است خبيث و بد بو و بد طعم که عقل را تخدير ۱  نموده و از حس و ادراک ساقط می نمايد و انسان را در رديف بهائم سقوط می دهد ؛ لکن ، خمر آخرت ، جذبات الهيه است که در اثر تجليات صفات و اسماء در قلب پيدا می شود و چنان عقل را مبهوت و حيران می سازد که با وجود مشاهده آن اسماء کليّه و صفات الهيّه غير محدوده ، عقل دورانديش و محافظه کار و مصلحت انديش را زايل کرده و به کلی مراتب هستی را فراموش می نمايد و چون در او اين خاصيت موجود است ، تعبير به خمر شده است ؛ ولی ، اين خمر انسان را از مرتبه عقل به مرتبه ای بالاتر که مرتبه شهود و قلب است رهبری می کند.

        ۴. نهرهای عسل تصفيه شده : نهرهايی است از عسل تصفيه شده که در آن از شمع و کثافات چيزی ديده نمی شود.

        از آنجا که عسل بسيار شيرين است ؛ لذا ، آن حلاوتهايی که به واسطه واردات از عالم قدس و لذتهايی که در حالات مختلفه برای متوسطين در راه خدا پيدا می شود و آنها را در ذوق و وجد و توجه به خدا می آورد و متوجه به کمال خود می نمايد ، در آنجا به صورت نهرهايی از عسل مصفّی که خالی از شوائب کدورات و دخالتها است ، ظهور پيدا می کند ؛ لذا ، اين اختصاص به افرادی دارد که در مقام ذوق آن جذبات بوده و هنوز به مرحله شکر در اثر مشاهده تجليات در نيامده اند.

        بنابر آنچه گفته شد ، نهرهای شير علوم است که در مبتدئين و ضعفای از راه پيمايان راه خداست و نهرهای عسل اختصاص به افراد متوسط دارد که ملاحظه جذبات الهی و مشاهده صفات سرگرمند و نهرهای خمر اختصاص به افرادی دارد که به واسطه تجليات جمال و عشق بدان ذات لايزال ، هستی خود را فراموش کرده و محو انوار او شده اند.

 

 


۱. تخدير : حالت بهت و چرت زدن ، تخدير عقل : زايل شدن عقل

منبع :

امام شناسی / سيد محمد حسين حسينی طباطبايی / صفحه ۱۸۳

 


 

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.