انگلیسی

بسمه تعالی


پرسش : در مورد زندگی حضرت زکريا ( علیه السلام ) توضيح دهيد ؟


پاسخ :

حضرت زکريا ( علیه السلام ) يکی از پيامبران الهی بود و در قرآن هفت مرتبه نام ايشان ذکر شده است. زکريا فرزند برحيا يکی از پيامبران بنی اسرائيل بود که سلسله نسبش به حضرت داوود ( علیه السلام ) می رسد. او رئيس راهبان و خادم بيت المقدس بود و مردم را به شريعت حضرت موسی ( علیه السلام ) دعوت می کرد.

در ميان بنی اسرائيل دو خواهر برجسته و بزرگ زاده وجود داشت. يکی به نام حَنَّه و ديگری به نام اَشياع. زکريا از اشياع خواستگاری کرد و عمران که يکی از راهبان و بزرگ بنی اسرائيل بود از حنّه خواستگاری نمود. سرانجام اشياع با زکريا ازدواج کرد و حنّه همسر عمران گرديد. پس از سالها زکريا به علت نازا بودن همسرش صاحب فرزند نشد ؛ ولی ، عمران از حنّه صاحب دختری به نام مريم گرديد. زکريا به علت فوت عمران - پدر مريم - قبل از تولد وی ، سرپرستی مريـم را به عـهده گرفت و طـبق نذر مادرش ( در هنگام بارداری ) او را به مسجد بيت المقدس جهت خدمتگزاری برد.

حضرت زکريا هميشه اهل دعا و راز و نياز بود ؛ ولی ، ديدن اين منظره که خداوند به مريم در زمستان ميوه تابستانی عطا کرده ، او را منقلب نمود. سالها بود از خداوند تقاضای فرزند کرده بود تا پس از او وارثش گردد ؛ ولی ، نتيجه نگرفته بود. شايد ، زکريا ديگر اميد نداشت که صاحب فرزندی بشود ؛ زيرا، هم خودش به نهايت پيری رسيده بود ( نقل شده که زکريا صد و بيست سال داشت ) و هم همسرش پير شده بود. ولی ، دريافت که می تواند در پيری دارای ميوه فرزند شود ؛ چنانکه مريم در غير فصل ميوه دارای ميوه فراوان شده است. در همين جا بود که به خداوند عرض کرد : « ربّ هب لی من لدنک ذريه  انک  سميع  الدعاء : خداوندا ! از طرف  خود  فرزند پاکيزه ای  به  من  عطا  فرما  که  تو دعا را می شنوی. »  ( آل عمران / ۳۸ )

طولی نکشيد که فرشتگان در آن موقع که او در محراب ايستاده و مشغول نيايش بود صدا زدند : « هان ای زکريا ! خداوند تو را به يحيی بشارت می دهد ؛ در حالی که کلمه خدا ( حضرت عيسی ( علیه السلام ) ) او را تصديق می کند و آقا و رهبر خواهد بود و از هوی و هوس به دور و پيامبری از صالحان خواهد بود. » ( آل عمران / ۳۹ )

طولی نکشيد که همسر زکريا احساس بارداری کرد و پس از مدتی يحيی چشم به جهان گشود و حضرت زکريا ( عليه السلام ) و همسرش پس از سالها اميد و آرزو ، دارای فرزندی مبارک شدند.

هنگامی که مريم ( سلام ا... عليها ) به قدرت الهی بدون شوهر باردار شد ، شيطان وسوسه گر به ميان بنی- اسرائيل رفت و اين تهمت ناجوانمردانه و بسيار زشت را به مردم القاء کرد که اگر مريم باردار شده کار زکريا است. همين تهمت ناجوانمردانه باعث شد که عده ای از اشرار تصميم گرفتند زکريا را به قتل رسانند ، به همين منظور به سوی او هجوم بردند. او از دست آنها گريخت و در بيابان به نزديک درختی رسيد. آن درخت به زبان آمد و گفت : « ای پيامبر خدا نزد من بيا. » زکريا ( علیه السلام ) کنار آن درخت رفت. درخت شکافته شد. زکريا ( علیه السلام ) به داخل تنه درخت رفت. سپس ، تنه درخت به هم پيوست و به اين ترتيب ؛ آن درخت به زکريا پناه داد. ابليس به آنجا رسيد و گوشه ای از عبای زکريا ( علیه السلام ) را گرفت و در بيرون تنه درخت نگه داشت ؛ سپس ، ديد گروهی در جستجوی کسی هستند ، از آنها پرسيد : در جستجوی چه کسی هستيد ؟ گفتند در جستجوی زکريا هستيم. ابليس گفت : او کنار اين درخت آمد و جادو کرد و بر اثر سحر و جادوی او تنه اين درخت شکافته شد و او به درون اين درخت رفت. نشانه اش همين قسمت عبای اوست که در بيرون درخت مانده است. آنها تبر تهيه کردند ، تنه آن درخت را قطع کرده و سپس با اره آن را قطعه قطعه نمودند. به اين ترتيب حضرت زکريا مظلومانه در ميان آن درخت به شهادت رسيد.

خداوند به آن سنگدلان جاهل غضب کرد و بدترين خلق خود را بر آنها مسلط نمود که انتقام خون حضرت زکريا ( علیه السلام ) را از آنها گرفت.

پس از شهادت زکريا ( علیه السلام ) خداوند فرشتگان را کنار پيکر مطهر او فرستاد. آنها آمدند و بدن زکريا ( علیه السلام ) را غسل دادند و کفن کردند و سه روز پشت سر هم آمدند و نماز بر آن خواندند ؛ سپس ، او را به خاک بردند.۱

 

 


۱. بحارالانوار / ج ۱۴ / ص ۱۷۹

نقل از کتاب قصه های قرآن / محمد محمدی اشتهاردی

 

 

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.