انگلیسی

بسمه تعالی

 

شهادت حضرت رسول اکرم ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) را به تمامی مسلمانان جهان تسليت عرض می نماييم.

 آخرين شعله های زندگی

       اضطراب و دلهره سراسر مدينه را فرا گرفته بود. ياران پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) با ديدگانی اشکبار دور خانه پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) گرد آمده بودند تا از سرانجام بيماری ايشان  آگاه شوند. جز بارقه هايی چند از آخرين شعله های زندگی پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) نمانده بود و يگانه يادگار پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) ، فاطمه ( سلام ا... عليها ) ، در کنار بستر پدر نشسته بود و بر چهره نورانی او نظاره می کرد و با ديدگانی پر از اشک شعری که از سروده های  ابوطالب ( عليه السلام )  درباره  پيامبر ( صلی ا... عليه و آله  و سلم )  بود  را زمزمه می کرد :

        « وابيض يستسقی الغمام بوجهه          ثمال اليتامی عصمه االرامل : چهره روشنی که به احترام آن ، باران از ابر درخواست می شود ، شخصيتی که پناهگاه يتيمان و نگهبان بيوه زنان است. »

        در اين هنگام پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) ديدگان خود را گشودند و فرمودند : « شايسته است به جای آن شعر ، اين آيه را تلاوت نماييد : " وَ ما محمّد الّا رَسولٌ قَد خَلَت مِن قَبلِه الرُّسُل اَفانِ مات او قُتِلَ انقلبتُم عَلی اَعقابِکُم وَ مَن يتَقَلب عَلی عَقَبَيهِ فَلَن يَضُرَّ ا... شَيئاً وَ سَيَجزِی الشاکرين : محمد ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) نيست مگر پيغمبری از طرف خدا که پيش از او نيز پيغمبرانی بودند و از اين جهان درگذشتند ، اگر او نيز به مرگ يا شهادت درگذشت ، باز شما به دين جاهليت خود رجوع خواهيد کرد؟ پس ، هرکه مرتد شود ، به خدا ضرری نخواهد رسانيد و خود را به زيان انداخته و هر کس شکر نعمت دين گزارد و در اسلام پايدار ماند ؛ البته ، خدا جزای نيک به اعمال شکرگزاران عطا خواهد کرد. " » ( سوره آل عمران / آيه ۱۴۴ ) ۱ 

        اين آيه در مقام سرزنش و توبيخ کسانی است که وقتی در جنگ احد مشاهده کردند ، دشمن غالب  گرديده است ، گريختند و پيامبر را تنها گذاشتند و پس از آنکه پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) اشخاصی را که به جنگ پشت کرده بودند ملامت نمود ، آنان گفتند : « چون آواز قتل تو را شنيديم ، روزگار ما شوريده شد و از ترس بگريختيم! » ۲  حال آنکه محمد ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) سمتی جز رسالت از ناحيه خدا نداشت ، يعنی ؛ نه مالک امر خودش بود و نه امور عالم ، امر عالم تنها و تنها به دست خداست و دين هم دين خداست و با بقای خدا باقی است ؛ پس ، اين چه معنا دارد  که شما  مسلمانان  ايمان خود را وابسته به زنده بودن ايشان کنيد ، به طوری که اگر پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) به مرگ يا به قتل از دنيا برود ، قيام به دين خدا را رها کنيد و به عقب برگرديد و هدايت خود را از دست بدهيد و دچار گمراهی شويد؟! ۳  

       هرکس اندک تاملی در واقعه جنگ احد بنمايد و عمل مجاهدين را تحت مطالعه قرار دهد ، به خوبی متوجه خواهد شد که همين مهاجرين و انصار بودند که در جنگ احد پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) را در محاصره دشمن تنها گذاشتند و گريختند و بالاخره ؛ پس از آن حضرت دين ايشان را واژگون گردانيدند و بر غير رای حضرتش و فرمان الهی ، در نصب خليفه به رای خود عمل نمودند و نگذاشتند حق به جای خود قرار گيرد! ۴

        حقيقت اين است که ختم نبوت در صورتی با حکمت ارسال انبياء موافق است که آخرين شريعت آسمانی پاسخگوی همه نيازهای بشر باشد و بقا آن نيز تا پايان جهان تضمين شده باشد ؛ لذا ، هنگامی دين اسلام می تواند در جايگاه يک دين کامل و پاسخگوی نيازهای همه انسانها - تا پايان جهان - مطرح باشد که در متن دين راهی برای تامين مصالح ضروری جامعه پيش بينی شده باشد و اين راه چيزی جز نصب جانشينی شايسته برای خاتم النبيين ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) نبوده است. ۵  

        پس ، خداوند حجت را بر خلقش تمام گرداند و پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) را در بازگشت از حجه الوداع ، مامور ابلاغ ولايت و جانشينی اميرالمومنين علی ( عليه السلام ) در غدير خم نمود و البته ، از آنجا که پروردگار عالميان به مقتضای حکمت و عدالتش انسان را در عمل به تکاليف مختار گذاشته است ، انتخاب پيروی از اين امر اللهی با خود مردم است.

        اما ، پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در آخرين لحظه های زندگی ، چشمان خود را باز نمودند و فرمودند : « برادرم را صدا بزنيد تا بيايد در کنار بستر من بنشيند. » همه فهميدند مقصود رسول  خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم )  حضرت  علی ( عليه السلام )  است.  اميرالمومنين علی ( عليه السلام ) در کنار بستر حضرت نشستند ؛ ولی ، احساس کردند که پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) می خواهند از بستر برخيزند. حضرت علی ( عليه السلام ) پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) را از بستر بلند نمودند و به سينه خود تکيه دادند. چيزی نگذشت که علائم احتضار در وجود شريف خاتم رسولان پديدار شد و پيامبر در آغوش حضرت علی ( عليه السلام ) جان به جان آفرين تسليم کرد.

        بدين ترتيب ، آخرين بارقه های زندگی شخصيتی که با فداکاريهای خستگی ناپذير خود سرنوشت بشريت را دگرگون ساخت ، به خاموشی گراييد ؛ پس از لحظاتی چند ، حضرت علی ( عليه السلام ) برخاستند و فرمودند : « خدای رحمان به شما در بر پا داشتن سوگواری و عزای پيامبرتان جزای خير دهد ، چرا که خداوند او را به سوی خويش برد. » سلام خدا و درود فرشتگان بر او و خاندان پاکش باد.

 

 


۱. فروغ ابديت / جلد دوم / جعفر سبحانی/ صفحه ۵۰۳ و ۵۰۴  

۲. مخزن العرفان / جلد سوم / خانم امين / صفحه ۲۸۳ و ۲۸۴  

۳. تفسير الميزان / جلد چهارم / علامه طباطبايی / صفحه ۵۶ و ۵۷ 

۴. مخزن العرفان / جلد سوم / خانم امين / صفحه ۲۸۵ 

۵. آموزش عقايد / فصل ۳۷ / مصباح يزدی 

 

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.