در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارک
رمضان سال چهلم هجری ، حضرت علی ( عليه السلام ) به مسجد کوفه آمدند و در حال ادای
نماز صبح ، شمشير زهرآگين پليدترين مردمان ؛ ابن ملجم بر فرق مبارک حضرتش فرو نشست
و خورشيد امامت ، در محراب حق گلگون شد. در آن هنگامه حضرت فرمودند : «
فُزتُ و ربِّ الکعبه : به خدای کعبه سوگند رستگار شدم.
»
حضرت
علی ( عليه السلام ) در لحظه های واپسين عمر مبارکشان چنين فرمودند : «
وصيت می کنم تو را ای حسن
و ای همه فرزندان و اهل بيتم و ای همه کسانی از مومنين
که نوشته من به دست او می رسد ؛ به تقوی و پرهيزکاری و ...
»
خداوند در قرآن مجيد در ۲۴۰ مورد موضوع تقوی را با اشکال مختلف مورد تشويق و با
دستور جدی آن را تصريح فرمـوده است و اميرالمـومنين عـلي ( عليه السلام ) نيـز در
نهـج البـلاغـه در ۷۷ مـورد تقـوی را مورد توصيه و تاکيد قرار داده اند.
تقوی
، يعنی ؛ نگهداری نفس از انحرافات و خطاهايی که آدمی را به سقوط می کشاند. برای
بحث پيرامون تقوی ، لازم است چند مسأله مهم را درباره عظمت نفس انسانی که
تقوی ، صيانت تکاملی
آن است مطرح نماييم.
۱.
کسانی که اولين ارتباط از ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن) را باخته
باشند ، در ارتباطات سه گانه ديگر ( ارتباط انسان با خدا ، با جهان هستی و با
همنوع خويش ) نيز بازنده خواهند بود ، زيرا ؛ کسی که نمی داند مجموعه استعدادهای
درونی و يکايک آنها چه هستند ؛ مسلّماً ، نمی داند در برابر ارزشهای عالی انسانی
چه بازتابی بايد نشان دهد ؛ به همين جهت است که اميرالمومنين ( عليه السلام )
فرموده اند : «
کسی که چشم از خويشتن بپوشد و به غير خويشتن بپردازد ، در تاريکی ها و مهلکه ها
سقوط خواهد کرد.
»
۲.
کسی که آشنايی با خويشتن ندارد ، آشنايی و رابطه او با هيچ کس و هيچ چيز منطقی نمی
باشد که اين مورد مصداقی از مصاديق مسأله اول نيز می باشد.
۳.
جمله ای از سقراط نقل شده که وي گفته است : «
خود را بشناس ، اگر خود را شناختی ، طبيعت و ماورای طبيعت را خواهی شناخت ؛ پس ،
اگر کسی با شناخت خويش يک شاخه از درختی را بشناسد ، با ارزش تر از آن است که
کيهان بزرگ را بشناسد بدون شناخت خويش.
»
در
واقع ، انسان با شناخت خويش به طور حقيقی موفق به خداشناسی می شود و هنگامی که خدا
را شناخت ، جهتِ مبدأ حقيقی و آفريننده کل هستی را شناخته است ؛ لذا ، می تواند
نوعی اشراف و احاطه معرفتی به اصول و مبادی جهان خلقت پيدا کند.
اميرالمومنين در خطبه ۱۶۱ نهج البلاغه فرموده اند : «
ای بندگان خدا! شما را به تقوای الهی و اطاعت از خداوند توصيه می کنم ؛ زيرا ،
تنها تقواست که نجات دهنده در روز جزا و رهايی بخش ابدی است. خداوند متعال از
مخالفت با اوامرش تهديد نموده و فراوان تشويق به پيروی از مشيتش فرموده است ؛ پس ،
روی گردان شويد از آنچه در اين دنيا شما را به شگفتی وا می دارد ؛ زيرا ، آنچه که
از دنيا با شما خواهد بود اندک است. اين دنيا نزديک ترين خانه به غضب خداونديست و
دورترين خانه از رضايت پرورگاری.
ای بندگان خدا! چشم بپوشيد از اندوه ها و اشتغالات اين دنيا ؛ زيرا ، يقين داريد
که دنيا از شما و شما از دنيا جدا خواهيد گشت و می دانيد که حالات آن دائماً در
دگرگونی است.
»