رحلت حضرت رسول ( صلّی ا... عليه و
آله و سلّم ) و وقايعی که پس از آن سراسر زندگی حضرت زهرا ( سلام ا... عليها ) را
دربرگرفت ، روح و جسم ايشان را سخت آزرد و سرانجام در بسترشان افکند.
زنان مهاجر و انصار نزد آن بانو گرد
آمدند و جويای احوال ايشان شدند. پاسخ حضرت زهرا ( سلام ا... عليها )
تنها جواب
احوالپرسی نبود
؛ بلکه
خطبه ای بليغ بود که اوضاع آن روز مدينه را روشن می ساخت و
از آنچه پس از آن اتفاق خواهد افتاد ، خبر می داد :
« به خدا دنيای شما را دوست نمی دارم و از مردان شما بيزارم! درون و برونشان را
آزمودم و از آنچه کردند ناخشنودم! ... خشم خدا را به خود خريدند و در آتش دوزخ
جاويدند. ناچار کار را بدانها واگذار و ننگِ عدالت کُشی را
بر ايشان بار
کردم! ...
وای بر آنان! چرا نگذاشتند
حقّ
در مرکز خود قرار يابد ، بر پايه های نبوت و محل هبوط جبرئيل و بر کسی که عالِم به
امور دنيا و دين است؟! به يقين ، کاری کردند که خسرانی مبين است. ...
به
خدا سوگند!
اگر او ( علی
عليه السّلام )
را بر
کاری که پيغمبر بر عهده اش نهاد ، می گذاردند ... حقّ هر کس را به
خودش می سپرد ؛ چنانکه کسی زيانی نبيند و هر کس ميوه آنچه کِشته است ، بچيند ...
به خدا سوگند! آنچه نبايد بکنند ،
کردند. نواها ساز و فتنه ها آغاز شد. ... زين پس ؛ شهد زندگی در کامها تلخ و جهان
پهناور بر همگان تنگ گردد ، آن روز زيانکاران را
باد
در دست است و آيندگان به گناه ايشان گرفتارند. ... دريغا! که
ديده حقيقت بين
نداريد. بر ما هم تاوانی نيست که داشتن
حقّ
را ناخوش می داريد. »
اين سخنان که در آن روز دردِ دل و
شِکوه بانويی داغديده و ستمديده می نمود ، به حقيقت ؛ اعلام خطر بود ، خطری که نه
تنها مهاجر و انصار ؛ بلکه آينده نظام اسلامی را تهديد می کرد.
هنگامی که حضرت فاطمه ( سلام ا...
عليها ) درگذشتند ، اميرالمؤمنين ( عليه السّلام ) به سفارش
حضرت زهرا ( سلام ا...
عليها ) ايشان را شبانه به خاک سپردند و آثار مزار آن بانو را از ميان بردند ، سپس
؛ روی به مزار پيغمبر ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) کردند و گفتند :
«
ای پيامبر! ... خدا چنين خواست که او زودتر از ديگران به تو بپيوندد ... اکنون ،
امانت به صاحبش رسيده و زهرا نزد تو آرميده است. ... مرگ زهرا - دخترت - ضربتی بود
که دلم را خسته و غصه ام را پيوسته گردانيد ... شکايت خود را به خدا می برم و
دخترت را به تو می سپارم! فاطمه خود خواهد گفت که
امتت پس از تو با وی چه ستم ها
کردند ... و خدا گواه است که دخترت پنهانی به خاک می رود.
هنوز روزی چند از رحلت تو نگذشته و نام تو از زبانها نرفته که حقّ او را بردند و
ميراث او را خوردند ...
درود خداوند بر تو باد و رضوان خدا بر فاطمه!