دوران زمامداریِ
سراسر فسادِ
بنی
اُميّه کم کم به
پايان می رسيد. از گوشه و کنار سرزمين های اسلامی نغمه های مخالفت
با آن گروه خيانت پيشه بلند بود و بنی عباس فعاليت چشمگيری برای تصرف خلافت انجام
می داد.
در چنين دوران بُحرانی و اضطراب آوری
، امام صادق ( عليه السّلام ) دور از هياهو و جنجال به کار تدريس و پرورش
دانشمندان و ترويج آيين اسلام و تشيّع همّت می گماشتند.
در مسجد مدينه هزاران شاگرد ، در محضر آن امام همام به کسب علم و دانش اشتغال
داشتند و بدين ترتيب ؛ امام ششم توانستند علوم آل محمّد ( صلّی ا... عليه و آله و
سلّم ) را در اختيارِ علاقمندان و قاطبه
۱ مسلمانان بگذارند.
در زمان امام صادق ( عليه السّلام )
انديشه های مادی ، در اذهان گروهی از مردم ريشه دوانيده و اعتقادشان را نسبت به
مبانی مذهبی متزلزل ساخته بود. به خصوص که چند تن از مشاهير ماديون برای نشرِ
افکارِ غلطِ خود ، دامن به کمر زده و سخت در تبليغِ مرامِ خود جديّت و کوشش می
کردند.
آنها گاه و بيگاه به محضر امام جعفر صادق ( عليه السّلام ) می آمدند و سخنان بی
اساسِ خود را با نهايت گستاخی و گاهی دور از رعايت نزاکت و ادب بازگو می کردند.
امام با کمال ادب و احترام به حرفهای آنها
گوش می دادند
و پس از
آن ،
با بيانی محکم و منطقی عميق
سخنان آنان را رد می کردند و به آنها پاسخ می گفتند.
استدلالات امام صادق ( عليه السّلام
) برای هواداران مکتب مادی ، آنقدر دندان شکن و قانع کننده بود که همه آنها در
پايان بحث ،
به عجز خويش
و
پيروزی منطقِ حقّ
اعتراف می کردند.
شخصيت های
معروف زمان هم ، هرگاه
توفيق می يافتند ، به خدمت امام ششم شرفياب می شدند و از آن
سرچشمه علم و فضيلت
بهره ها برمی داشتند.
سُفيان بن ثوری
- صوفی معروف - روزی به خدمت امام صادق ( عليه السّلام ) بار يافت و استدعا کرد که
اندرزی از آن حضرت بشنود ...
امام به او فرمودند : « تو مردی هستی که در دربارِ خلافت مکانتی
۲
داری و با رجال و اُمراء دولت روابطی مستحکم و من مردی هستم که کُنجِ عزلت گزيده
ام و مُستغنی از دربار خليفه و دولتش زندگی می کنم ، من چه بگويم که به کار تو آيد
و برايت سود بخشد. »
سُفيان گفت : « من از اين مجلس برنمی خيزم تا آنچه را بايد ، بشنوم و به فراخور
حالم از مواعظ شما توشه ای برگيرم. »
امام صادق ( عليه السّلام ) وقتی
اصرار
و
آمادگی
او را ديدند ، آغاز سخن کردند و چنين فرمودند :
« ۱.
وقتی نعمت های خداوند به تو روی آورد و از الطاف حضرت حقّ برخوردار شدی ، پيشانی
خشوع و خضوع به خاک بگذار و در پيشگاه پروردگار شکرگزاری کن تا نعمتت افزون گردد.
۳
[ سجده شکر به جای آور. ]
۲. هنگامی که زندگی بر تو سخت شد و
درهای نعمت به رويت مسدود گشت ، از گناهان و لغزشهايت توبه کن و اشک ندامت بريز ،
زيرا ؛ زمانی که گناه انسان زياد شود ، روزيش کم می گردد و در زندگی گرفتارِ فشار
و سختی می شود.
۳. وقتی امر هولناک و ترس آوری به تو روی آورد و دلت غرقِ اضطراب و نگرانی شد ،
مداومت و تکرار کن جمله مقدس " لا حَولَ وَ لا قُوَّه اِلّا بِاللهِ العَلیِّ
العَظيم " را و خود را بدين وسيله در پناه قدرت لايزالِ خداوند قرار بده.
»