|
بسمه تعالی
شهادت حضرت علی بن موسی الرضا ( عليه السلام ) تسليت باد.
سخن
آيينه روح است ؛ زيرا ، تصورات و اميال و افکار و معتقدات گوينده در آن جلوه گر می
شود و محقق است که هر چه روح بزرگ تر و نيرومند تر باشد ، جلوه آن زيبا تر و
دلپذيرتر است. کسانی که در جهان کارهای بزرگ و شگفت انگيز انجام داده اند ،
اعمالشان بر بزرگی و توانايی روحشان شاهدی صادق است. در اين ميانه آنها که اعمال
بزرگ و حيرت انگيزشان مايه بهبود و کمال و صلاح انسانيت شده ، در مرحله عظمت و
نبوغ ، در صف اول جای دارند. اينان در ميان فرزندان آدم مانند ، خورشيد در ميان
ستارگانند که با نور و نيروی خود که از جانب پروردگار به ايشان افاضه شده است ،
زندگی و نظم معنوی جهان را از زوال و آشفتگی حفظ می کنند و رفتار و گفتارشان برای
راهنمايی و رساندن بشر به کمال مطلوب انسانيت است.
اکنون به طور اجمال زندگانی يکی از اين برگزيدگان الهی که حيات ، منش و کلامش
نماينده روح بزرگوارش می باشد را از نظر می گذرانيم :
شيخ
طبرسی روايت کرده است از ابو لصّلت هروی که يکی از ياران نزديک امام رضا ( عليه
السلام ) بود که گفت : « نديدم عالم تری از علی بن موسی الرضا ( عليه السلام ) و
نديد او را عالمی ، مگر آنکه شهادت داد به مثل آنچه من شهادت داده ام ؛ به طوری که
مامون - حاکم وقت - در مجلسهای متعددی جماعتی از علما اديان و فقها و متکلمين را
جمع کرد تا با آن حضرت مناظره و تکلم کنند و آن حضرت بر تمام ايشان غلبه کرد و
همگی بر فضيلت امام ( عليه السلام ) و قصور خودشان اقرار کردند. »
از فضايل اخلاقی آن حضرت اينکه
؛ هرگز کلام کسی را قطع نمی کردند و هرگز حاجت احدی را که قادر به برآوردنش بودند
، رد نمی کردند. در حضور جمعی که با او نشسته بودند ، هرگز پای خود را دراز نمی
کردند و در مجلس ، در مقابل جليس خود تکيه نمی فرمودند. روزه سه روز از هر ماه ؛
پنج شنبه اول و آخر ماه و چهارشنبه ميان ماه ، هرگز از ايشان فوت نشد و می
فرمودند : « روزه اين سه روز ، مقابل روزه دهر
است » و نيز می فرمودند : « هر که
مشايعت کند جنازه دوستی از دوستان ما را ، از گناهان بيرون شود مانند ، روزی که از
مادر متولد شده است. »
از
کلمات حکمت آميز امام ( عليه السلام ) به ريّان بن صلت
حضرت فرمودند : « ای ابا صلت! خداوند تبارک و تعالی توصيف به مکان نمی شود و با
چشم سرو خيال درک نمی گردد ؛ بلکه او را با چشم دل توان ديد. »
همچنين فرمودند : « ايمان رتبه ای بالاتر از اسلام و تقوا رتبه ای بالاتر از ايمان
است و يقين از تقوا بالاتر و چيزی بين بندگان شريف تر از
يقين تقسيم
نشده است. »
نيز
فرمودند : « به خداوند تبارک و تعالی حسن ظن داشته باشيد ؛ زيرا که پروردگار می
فرمايند : " من نزد ظن بنده مومن خويش هستم
و با همان ظن او عمل می کنم ؛ اگر حسن ظن داشته باشد ، به نيکويی برخورد می کنم و
اگر بد گمان باشد و نظر شر داشته باشد ، گرفتار شرش می نمايم.
" »
امام
رضا ( عليه السلام ) در جايی ديگر فرموده اند : « در هر زمان که
مردم گناه جديدی را رايج کنند
، خداوند بلای جديدی
که تا آن زمان سابقه نداشته بر آنها وارد می سازد.»
احمد
بن عمر بن ابی نصر می گويد : « در نامه ای که امام ( عليه السلام ) با خط خويش
نوشته بود ، خواندم که آن حضرت چنين فرموده اند : " به شيعيان من ابلاغ کن که
زيارت من معادل با هزار حج و عمره مقبوله است. " » راوی می گويد : « با تعجب به
امام جواد ( عليه السلام ) عرض کردم : " هزار حج؟ " فرمودند : " آری! هزار حج ، در
حالی که معرفت به مقام و حق او داشته باشد. " »
امام
صادق ( عليه السلام ) از آن حضرت به دادرس امت تعبير کرده اند و در زيارت آن حضرت
آمده است : « سلام بر فريادرس بيچارگان و کسی که به سبب او زمين خراسان محل خورشيد
است. »
امام
؛ پاکيزه از گناه ، مبرا از عيوب ، ويژه علم و دانش ، مشهور به بردباری و عزت
مسلمين است و ما بايد از وجود چنين خورشيدهايی در شريعت و طريقت بهره بگيريم و خود
را از غربت درون رها سازيم. سخن خوب و موثر آن است که در دل نفوذ کند و روح را از
تاريکی و زشتی برهاند و از پستی و فرو افتادگی حفظ کند و در افقی وسيع و با صفا که
به نور ايمان روشن است ، پرواز دهد.
منابع :
منتهی الامال / شيخ عباس قمی
سيره عملی اهل بيت / کاظم ارفع
|