|
بسمه تعالی
بخش اول :
موضوع :
فطرت
عنوان :
فطرت ، امانت بزرگ خدا درون انسان
در شرح احوال بزرگان مکاتب مختلف می خوانيم که بعضی از آن ها بطور عادی زندگی می
کردند ، مانند ديگران به خوراک و پوشاک و ارضاء نيازهای خود مشغول بودند ؛ اما ،
پس از گذشت زمان کوتاهی و معمولاً تا قبل از ميانسالی به نوع ديگری از زندگی روی
آورده اند. اين تـحول درونی ايشان با نام بيداری مطرح شده است. مواردی مانند :
عطار نيشابوری که در ملاقات با درويشی منقلب می شود و به
بيابان پناه می برد ، نشان روشنی از چنين تحـولی اسـت. ايـن افـراد ، بيـداری و
تحـول خـود را روی آوردن به فطـرت می نامنـد. آنچـه باعـث بيـداری انسـان
مـی شود ، ندای درونی انسان يا هـمان
فطرت است. فطرت که از آن با نام های
سرشت و ذات هم ياد
شده ، امانت بزرگ خداوند در دست انسان است و انسـان برای رسيـدن به کمال و سعـادت
از اين نقطه شـروع می کند. فطرت مجموعه ای از گرايش ها و تمايلات روحی و معنوی
آدمی است که از آغاز حيات فرد با اوست ؛ اما ، در صورتی که تسليم وسـوسه های
شيـطانی شود ، روی آن را غبـار آلودگـی و گنـاه می پوشاند و انسـان از فطـرت پاک
خود دور شـده و به نفس شيــطانی روی می آورد. اما ، فطرت هرگز نابود نمی شود.
شايد افرادی را ديده باشيد که با وجود سرسختی ها و عدم انجام اوامر خداوند ، در
رويارويی با مشكلات و در تنگنا ها نام خدا را می برند و او را قبله حاجات خود می
دانند . اين شعله ای از آتش فطری انسان است که اگر خاموش نشود، سراسر وجود روحانی
و جسمانی آدمی را فرا می گيرد و او را به تـحرک و جنبش در جهت رشـد و تعـالی وا
می دارد.
لذا، مجموعه تمايلات فطری به يک تمايل و گرايش واحد ختم می شوند و آن
خداجويی است. اگرچه ميلی مانند : زيبايی طلبی ، جزو
اميال فطری است ؛ اما ، به چشم خود می بينيم که عطش زيبايی طلبی سيراب نمی شود و
آدمی هرچه بيشتر به آن می پردازد ، از واقعيت دورتر می شود تا جايی که خود را
سرگشته می بيند. اين انسان اگر نقطه پايان زيبايی طلبی را در صفت جـميل و جـمال
خداوند حاضر ببيند ، آنگاه به آرامشی وصف نشدنی دست خواهد يافت و نقطه آغاز و
پايان زيبايی طلبی را در زيبايی خداوند خواهد ديد.
سرشت و هويت واقعی انسان هرگز باعث دوری او از حقيقت نمی شود ؛ بلکه ، ميل به
حقيقت جويی ، در وجود آدمی است. به خاطر هـمين ميل
است که انسان نمی تواند تسليم هر پيشنهادی شود. او در تصميمـات خود به دنبال حـق
اسـت و در مقابل هر سـخن ناحـق می ايستـد. بـخاطـر هـميـن حـس است که درعالم ماده
، به دنبال حقايق ماوراء ماده می گردد و در عصر حاضر ، که دوران انحطاط معنويات
است به امور غير مادی مانند : روح - سـرنوشـت انسـان پس از مرگ - ارتباط با
موجودات فرازمينی و تأثيـر ذهن و اراده بر نحوه عملکرد انسان می پردازد. در
روانشناسی علمی دو دهه اخير شاهد موارد بسياری از اين نوع هستيم و استفاده از
عباراتی مانند : انرژی مثبت ، هاله و درمان بيماران با انتقال انرژی مـثبت و کمک
به افزايش هاله انسانی بسيار رايج است. بنابراين ، بـحث از سرشت انسانی به اسلام
بر نمی گردد ؛ بلکه ، در ساير تفکرات نيز رد پاهايی از آن ديده می شود.
در مباحث آينده به معنای فطرت ، حيطه گسـتردگی آن و مواردی از اين قبيل خواهيم
پرداخت.
والسلام علی عباد ا... الصالحين
|