بسمه تعالی
ولادت با سعادت شمس الشموس ، غریب الغربا ، حضرت علی بن موسی الرضا ( علیه السلام
) را به تمام دوستداران خاندان رسالت و آزادگان جهان تیریک و تهنیت عرض می نماییم.
آفتاب وجود هشتمين ستاره درخشان مهد
امامت ، حضرت علی ابن موسی ( عليه السلام ) مشهور به رضا ،
در روز جمعه يازدهم ذيقعده ۱۴۸ هجری قمری در شهر مدينه از افق ولايت پرتو افکن
گرديد.
امام رضا ( عليه السلام ) همانند
پدران بزرگوار خود و جد گرامی اش – حضرت محمد ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) –
علاوه بر فضائل متعالی اخلاقی و انسانی ، دارای مراتب و مدارج والای علمی بودند.
امام هشتم ( عليه السلام ) در زمان
حيات مبارک خويش با چهار تن از خلفای عباسی هم عصر بودند که آخرين آنها مأمون نام
داشت.
عصر مأمون عباسی به دليل علاقه وی
به علم و دانش ، دوران حرکت فکری و ترقی علمی بود.
دانشمندان بزرگ ملل مختلف از آن جهت
که کشورشـان زير نفوذ و تسلط اسـلام درآمده بود به مرکز خلافت کوچ می
کردند و خليفه مقدم همه آنها را گرامی می داشت و آنان را بسيار
احترام می کرد.
با تشويق علماء ، کم کم مردم هم به
سوی علم و دانش گرايش پيدا کردند و مجالس بحث و مذاکرات علمـی بسياری ، از طرف
حکومـت تشکيل می شد و در رأس اين مجالـس شخصيت ممتـاز امـام رضا ( عليه السلام )
قرار داشت.
در يکی از همين مجالس ، خليفه سی و
سه هزار نفر از علمای اديان و مذاهب مختلف را از سرتاسر ممالک اسلامی دعوت کرد. يکی
از افرادی که با امام ( عليه السلام ) در اين مجلس به مناظره پرداخت؛ عمران صابی ،
بزرگ و رئيس مذهب ستاره پرستان ، بود. از جمله سوالات عمران از حضرت رضا ( عليه
السلام ) اين بود : « آيا خدا در خلق است يا خلق در او ؟ »
( يعنی ؛ خداوند در اجسام و افراد اطراف ما قرار دارد يا اينکه اجسام
و افراد اطراف ما نشانه های خداوند هستند؟ ) امام ( عليه السلام ) فرمودند :
« خدا بزرگ تر است از اين که درباره اش چنين گفته شود ؛ نه او در خلق است و نه خلق
در او ، ای عمران ! من سوالی می کنم که در آن جواب تو نهفته است . آيا آينه
را ديده ای؟ تو در آينه هستی يا آينه در توست؟! حقيقت اين است که هيـچ يک از شما در
ديـگری نيستـيد. ای عمران ! تو به چه وسيله خود را در آينه می بينی؟ » عمران پاسخ
داد : « به واسطه آن نور و پرتوی که در ميان من و آينه است.» امام (
عليه السلام ) پرسيدند : « آيا آنچه که در آينه می بينی
نورش بيشتر از واقعيت آن شیء در خارج است؟ » عمران گفت : « بلی. » امـام ( عليه
السلام ) فـرمـودند : « بسيار خوب ! به ما هم نشان بده تا ما هم ببينيم آن نور
اضافه کجاست ؟! » عمران حيران ماند و سر به زير انداخت و نتوانست پاسخی بدهد.
امام رضا ( عليه السلام ) فـرمودند : « تو
جواب نگفـتی ؛ ولی ، من آنچه حقيقت امر است برای تو می گويم. نور بی آنکه در تو و
در آينه باشد حرکت می کند و راهنمايی می کند تو را به آينه و آينه را به تو و هر دو
( يعنی تو و آينه ) را به سوی خود. »
۱
در روايت فوق امام ( عليه السلام )
بحث تجلی خداوند بر مخلوقات خود را مطرح نموده و جهان را آينه تجلی ( ظهور ) خداوند
بر مخلوقات انگاشته و می فرمايند که خداوند متعال نور محض است که تمامی موجودات را
به سوی خود هدايت کرده ، در عين حال که او در چيزی نيست و چيزی هم در او نيست؛ بلکه
به واسطه وجود او تمامی موجودات حقيقتشان ظاهر می شود و وجودشان معنا پيدا می کند.
مسئوليت سنگين امام ( عليه السلام )
اين بود که در مناظرات و احتجاجات می بايد به تمامی مسائل علمی که تحليل نشده بود
پاسخ می گفت و در حقيقت ، با اين عمل قدرت علمی خود را اثبات می کرد و
مقام امامت
را از راه علم
به جهانيان نشان می داد. سوالات و مسائل علمی در عصر امام رضا ( عليه السـلام )
بر اسـاس طب ، علـوم طبيعی ، رياضيـات ، فلکيـات ، فلسـفه الهی ، توحيد و کلام
مطـرح می شد و با توجه به کمبود اطلاعات مردم در آن زمان ، پاسخ آنها بسيار مشکل و
حساس بود ؛ اما ، امام ( عليه السلام ) با قدرت علمی بی نظير و الهی خويش به تمام
مشکلات و مسائل پاسخهای قانع کننده و کافی می دادند به نحوی که بزرگتـرين عالمـان
دنيای آن روز اعتـراف می کردند که حضرت رضا ( عليه السلام )
بزرگترين قهرمان علمی جهان است و هيچ بشری قادر به مبارزه علمی با ايشان نيست.
به اميد آنکه در عرصه علم و دانش
کوشا ، پويا و تلاشگر باشيم و به علم در جهت شکوفايی اهداف انسانی عمل نماييم.
۱. عیون اخبار الرضا، از صفحه ۸۷
الی ۱۰۰ 