امام محمد باقر ( عليه السلام ) می
فرمايند : «
ای جابر ! حرص زياد را با قناعت از بين ببر. با کوتاه کردن آرزو ، حلاوت و شيرينی
زهد را به دست آور و دل را هم با ياد خدا در خلوتها نرم و خاضع کن.
»
۱
زهد عبارتست از ؛ بی رغبتی به دنيا
و اينکه با قلبت طالب دنيا نباشی ؛ مگر ، به قدر ضرورت جسم. زهد در دنيا با وجود
ثروت و خدمه و امثال آن منافات ندارد ؛ مگر آنکه کسی قلباً ثروت را دوست داشته باشد
و ثروت او را از ياد خدا غافل کند.
امير المومنين ( عليه السلام ) می
فرمايند : «
تمام زهد در دو کلمه قرآن خلاصه می شود ؛ " کيلا تاسوا
علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم : کسی که بر گذشته افسوس نخورد و به آنچه به
دستش آمده شاد نشود ، دو طرف زهد را رعايت کرده است.
" »
۲البته ، چون اکثر مردم به خاطر ضعف نفسی
که دارند با جمع آوری ثروت و امثال آن ميل و رغبتشان به دنيا تحريک می شود ، زهدِ
آنها فقط با ترک ثروت محقق می گردد.
زاهد حقيقی سه نشانه دارد ؛
۱- برای آنچه به دست می آورد ،
خوشحال نمی شود و برای آنچه از دست می دهد ، اندوهگين نمی گردد که اين نشانه زهد و
بی رغبتی به مال است.
۲- ستايش و نکوهش در نظرش يکی می
باشد و اين علامت زهد و بی رغبتی به جاه و مقام است.
۳- فقط با خدای تعالی مانوس می باشد
و حلاوت طاعت بر قلبش غلبه کرده است.
زهد کليد درِ آخرت و رهايی از آتش
است و آن عبارت از ترک تمام چيزهايی است که تو را از خدا غافل می کند ، بدون آنکه
بر آنها افسوس بخوری يا دچار عجب و خود پسندی شوی يا در انتظار بازگشت آنها باشی يا
به دنبال حمد و ثنايی بر عمل خود باشی و يا در طلبِ عوض بر کار خود باشی ؛ بلکه از
دست دادن آنها را راحت و وجودشان را آفت بدانی و دائماً از هر آفتی به سوی راحت
بگريزی.
زاهد کسی است که آخرت را بر دنيا ،
ذلت را بر عزت ، کوشش را بر راحت ، گرسنگی را بر سيری ، سلامتی عقبی را بر محبت
دنيا و توجه را بر غفلت ترجيح دهد.
نفسش در دنيا باشد و قلبش در آخرت.
يکی از ثمرات زهد
سخاوت
است ؛ همانطور که از ثمراتِ رغبت به دنيا
بخل است. در مقام زهد اگر مال از دست انسان برود ، قناعت شايسته است و اگر
به دست بيايد ، سخاوت و بخشش به اهلش و احسان به ديگران سزاوار است. سخاوتمند به
خدا نزديک است و خداوند در هنگام لغزش حفظش می کند.
دنيا چون پل عبور برای آخرت و محل
گذراست و جای ماندن نيست ؛ پس ، به گذرگاه ، نبايد دل بست و فريب ظاهرش را نبايد
خورد ؛ زيرا ، همچون مار خوش خط و خالی است که ظاهرش نرم و زيبا و باطنی زهر آگين و
کشنده دارد.
زهد تخليه دل از دنيا و مواهب آن است و اين نوع زهد هيچ گونه منافاتی با
بهره مند شدن از نعمات پروردگار ندارد. در اين منزل هر چقدر از علايقمان نسبت
به ماديات ، همسر و فرزند کاسته شود ، برای سير به منازل بعد مستعد تر می شويم و
رسيدن به اين مرحله اقتضاء می کند که سالک مالک نفس خويش شود ونگذارد دلش به هر چيز
بی ارزش و زود گذر دنيا وابسته گردد.
مولا امير المومنين ( عليه السلام )
می فرمودند : «
دلهای خود را از دنيا خارج کنيد ، قبل از آنکه ابدانتان را از دنيا خارج کنند.
»
۳
عمده ترين مسئله ای که جلوی پيشرفت
ما را می گيرد ، همان آرزو و آمال دور و دراز ما است. محبت و تعلق به دنيا ، انسان
را از هر کمال و فضيلتی دور می گرداند. کسی که پای خود را به زنجير شهوات بسته ،
هرگز نمی تواند از نردبان ترقی و تعالی بالا رود ؛ اما ، انسان کامل دست از لذايذ
طبيعی و نفسانی بر می دارد و تمام همّ خود را مصروف کسب معارف و شناسايی مبدأ می
کند تا آنکه از اين تنگنای عالم طبيعت به فضای عالم حقيقت راه پيدا کند و آن
وقت اثر زهد خود را خواهد ديد.۴