ابو
محمد حسن بن علی ، امام يازدهم ، در هشتم ربيع الثانی سال ۲۳۲ هجری در مدينه طيبه
چشم به جهان گشودند.
زندگی
آن حضرت به سه دوره تقسيم می شود : دوره اول ؛ ۱۳ سال در مدينه. دوره دوم ؛ ۱۰ سال
در سامرا ، قبل از امامت و دوره سوم ؛ حدود ۶ سال که زمان ولايت و امامت ايشان بود.
امام
حسن عسکری ( عليه السلام ) به همراه پدر بزرگوارشان در سال ۲۴۳ هجری قمری به دعوت
متوکل عباسی از مدينه به سامرا مهاجرت کردند. آنچه مسلم است ، آوردن اين دو امام
بزرگوار به سامرا - مرکز خلافت عباسی در آن عصر - از جهاتی شبيه سياست مامون در
مهاجرت اجباری امام رضا ( عليه السلام ) به خراسان بود. اين سياست ، کنترل روابط
امام با شيعيان و شناسايی شيعيانی را که در سرتاسر بلاد اسلامی مناسبات نزديکی با
امام خود داشتند و خطری برای حکومت محسوب می شدند ، برای دستگاه حاکمه آسان تر می
کرد.
مدتی
که امام در اين شهر می زيستند ، به جز چند نوبتی که ايشان را به زندان افکندند ، به
صورت يک شهروند عادی در آنجا حضور داشتند و طبعاً رفتار ايشان زير نظر کامل و
محتاطانه حکومت قرار داشت ؛ لذا ، ائمه شيعه از جمله امام حسن عسکری ( عليه السلام
) اگر از آزادی عمل برخوردار بودند ، مدينه را برای زندگی اختيار می کردند و از اين
رو اقامت طولانی ايشان در سامرا به جز بازداشت از طرف خليفه عباسی توجيه ديگری
ندارد.
بنابراين ، چنين مسئله ای به خصوص ، به علت وجود شبکه منظم شيعيان که از مدتها قبل
شکل گرفته بود ، در نظر خليفه اهميت فراوانی
داشت و موجبات نگرانی و
وحشت او را
فراهم می آورد ؛ لذا ، برای کنترل اين قضيه ، از امام ( عليه السلام ) خواسته بودند
که حضور خود را در سامرا مرتباً به اطلاع حکومت برساند ؛ چنانکه طبق نقل يکی از
خدمتکاران امام ، آن حضرت هر دوشنبه و پنجشنبه مجبور بودند که در دارالخلافه حاضر
شوند! به همين دليل ، ارتباط ايشان با شيعيان بسيار سخت و مشکل بود.
از
طرف ديگر ، پراکندگی شيعيان در شصت سال پايانی دوران حضور تا آغاز غيبت صغری ، موجب
شد تا برای ارتباط با امام معصوم ، سيستم های منظمی لحاظ شود. اين سيستم و شبکه با
تعيين وکلا از طرف ائمه شکل می گرفت و با ارتباطی که بين امام و وکلای ايشان ، به
ويژه در شکل مکاتبه ای به وجود می آمد ، سعی می شد تا راهنمايی های لازم از نظر
دينی و سياسی ارائه شود ، اين حرکت در دوران امام حسن عسکری ( عليه السلام ) نيز
ادامه داشت. افرادی که سابقه علمی درخشان و همچنين ، ارتباط استواری با امامان قبل
يا خود آن حضرت داشتند و می توانستند از نظر حديثی پشتوانه ای برای شيعيان به شمار
آيند ، به عنوان وکيل انتخاب می شدند.
در
ميان وکلای مناطق سلسله مراتبی وجود داشت که حقوق مالی امام از اين طريق به وکيل
اصلی ايشان رسيده و به وسيله او به آن حضرت ( عليه السلام ) رسانده می شد.
ايجاد
و حفظ چنين پيوندهايی بود که باعث احيای شيعيان در عرصه حيات فرهنگی و اجتماعی و
مانع از پيدايش ضعف در تشکيلات آنان شد ؛ همچنين ، نفوذ
واقفيه
و
غُلات
و ساير افکار انحرافی در شيعيان به خصوص آن دسته از شيعيان که در بلاد دور از
زيستگاه امام زندگی می کردند ، از همين طريق وکالت کنترل و دفع می شد.
علاوه
بر آن ، استفاده از چنين سيستم ارتباطی دقيقی جريان دانش و بينش لازم در سرتاسر
اجتماعات شيعی را تضمين می کرد ؛ چنانکه مناطقی چون کشمير و سمرقند با آنکه از
مراکز زندگی ائمه ( عليهم السلام ) بسيار دور بودند ، بخش مهمی از علمای شيعه از آن
سرزمين ها برخاستند.
البته
، نکته مهم ديگری در اين نوع ارتباط های چند واسطه ای وجود داشت و آن هم آمادگی
شيعيان برای دوران غيبت امام
دوازدهم ( عجل ا... تعالی فرجه شريف ) بود. امام
حسن عسکری ( عليه السلام ) در نامه ها و توقيعات متعددی ؛ همچون ، پدران بزرگوارش بر
وجود امام دوازدهم و از ديده مخفی بودن ايشان ، آگاهی های لازم را به پيروانش خويش
( خصوصاً در آن زمان ) داده بودند و ايشان را به انتظار فرج و قيام وی رهنمون می
کردند.
يک نمونه
از اين نامه ها ، دستخط امام ( عليه السلام ) به حسين بن بابويه قمی - فقيه بزرگ
شيعه - است : «