برای بعضی از نو مسلمانان و احتمالاً
تنی چند از مسلمانان با سابقه ، مرگ پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) باور
کردنی نبود ؛ چرا که با چشم خود ديده بودند مردی برای خدا برخاست و عربستان پراکنده
، پريشان و وحشت زده را که تا آن تاريخ هيچگاه وحدت و تمرکزی به خود نديده بود ،
متحد ساخت. قبيله های گوناگون و دشمن يکديگر را که جز کشتن و غارت کردنِ هم هنری
نداشتند ، يکی کرد و حکومتی بر اساس دين و احکام الهی پديد آورد. جنگ و جدال داخلی را
در آن سرزمين از ميان برد ، آنهم در بين مردمی که با هم برادر و مهربان نبودند ، پس ؛
چگونه ممکن بود مردی چنين با کارهايی چنان معجزه آسا ، همچون ديگر مردمان زندگی کند
و بميرد؟!
نه! چنين چيزی امکان ندارد. او نمی
ميرد و جاودان است. اين پندار گروهی از مردم به هنگام شنيدن خبر رحلت حضرت محمد (
صلی ا... عليه و آله و سلم ) بود.
اينک مسلمانان چه کنند؟! اين حکومت
پهناور را چه کسی بايد اداره کند؟! مسلماً مردم از اين پس رهبر دينی ، يعنی ؛
پيغمبر نخواهند داشت ؛ زيرا که محمد ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) فرموده بود : « پس از
من پيغمبری نيست. » قرآن هم مسلمانان را خبر داده است که محمد ( صلی ا... عليه و
آله و سلم ) خاتم پيامبران می باشد. پس ؛ رهبری امت اسلامی را چه کسی بايد به عهده
بگيرد؟!
اما ؛ اين مطلب درست است که پيامبر (
صلی ا... عليه و آله و سلم ) زنده است. پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در
وجود حضرت علی ( عليه السلام ) زنده است. آيين پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم
) وجود پر صلابت علی ( عليه السلام ) بود. پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم )
روحی از علی ( عليه السلام ) بود.
ابر مرد بی نظير تاريخ ، در منطقه ای به نام غدير
خم بر می خيزد با وجود ضعف و خستگی ناشی از آخرين سفرش ( حجه الوداع ) پيکر مردی را
بروی دستان خود بلند می کند و چنين ندا سر می دهد : «
مَن کُنتُ مولاهُ فَهذا عَلی مُولاهُ ... : من بر هر کسی ولايت دارم ، پس ؛ اين علی مولای اوست.
خدايا بپيوند با کسی که بدو پيوندد و دشمن بدار کسی را که او را دشمن دارد و دوست
بدار کسی را که او را دوست بدارد و دشمن باش با کسی که با او دشمنی ورزد و خوار کن
کسی را که او را خوار کند و حق را با او بگردان ، هر جا که بگردد. هر کس که حاضر است
اين سخنان را بدان کسانی که غايب هستند برساند.
»
حديث غدير از حديثهای متواتری است که
محدثان و علمای شيعه و سنت و جماعت از دير زمان آن را روايت کرده اند و شاعران حاضر
در آن جمع ، درباره اش شعرها سروده اند.
در سفر حجه الوداع بود که پيامبر (
صلی ا... عليه و آله و سلم ) فرمودند : « ای مردم! نمی دانم سال ديگر شما را خواهم ديد
يا نه! هر خونی که در جاهليت ريخته شده ، زير پا می گذارم و خون و مال شما بر يکديگر
حرام است تا آنگاه که خدا را ملاقات کنيد. »
در
بازگشت به مدينه در منزل « جُعفه
»
آنجا که راه مردم
مصر ، حجاز و عراق
از يکديگر جدا می شود ، در موضعی که به نام «
غدير خم » معروف شده است ، امر خدا بدان حضرت رسيد که بايد علی ( عليه السلام ) را
به جانشينی خود منصوب کنی و به تعبير روشن تر ، بايد ، سرنوشت حکومت اسلامی ، پس از
پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) معلوم گردد. رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله
و سلم ) در جمع مسلمانان که
شمار آنان را بين نود تا يکصد هزار تن نوشته اند ، مولای متقيان حضرت علی ( عليه
السلام ) را به ولايت پس از خود برگزيدند.
غدير خم درخششی از انوار اسلام است.
خورشيدی که با وجود علی ( عليه السلام ) هيچگاه غروب نخواهد کرد. ما عيد غدير را
فرخنده می داريم ؛ زيرا که پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) با وجود علی ( عليه السلام ) می خواهد اسلام را
زنده نگه دارد و پس از آن ، از نسل علوی ، سُلاله پاک شيعه در غالب امامان ما خودنمايی
می کند. به ميمنت عيد غدير است که اسلام بار ديگر ، علیرغم رحلت پيامبر ( صلی ا...
عليه و آله و سلم ) زنده
مانده و مسلمانان با
عشق به آن حضرت ولايت علی ( عليه السلام )
را ترويج می کنند.
پس ؛
غدير خم ، يعنی ؛ علی ( عليه السلام ). يعنی
؛ اسلام ناب محمدی که در وجود علی ( عليه السلام ) تجلی دوباره يافته
است.
غدير خم ، يعنی ؛ شيعه ،
شيعه ای که به ما آموخت رهبران ما از سُلاله پاک دختر پيامبر
( صلی ا... عليه و آله و سلم ) و علی ( عليه السلام )
سرشته شده اند.
غدير خم ، يعنی ؛ اعتقاد به اسلام
، اسلامی که پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) بعد از خود کسی را جز علی ( عليه السلام ) شايسته اين ولايت
ندانستند.
غدير خم ، يعنی ؛ ترويج تمام پاکی ها
و سنت های ناشرين نسل پيامبر اکرم ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) و سُلاله پاک آن
حضرت.
عيد غدير بر جهانيان و
تمامی پيروان دين مبين اسلام مبارک باد.