«
يا اَيُّها الذّينَ آمَنوا اَطيعوا ا... وَ
اَطيعوا الرَّسول وَ اُولی الأمرِ مِنکُم فَاِن تَنازَعتُم فی شیءٍ فَرُدُّه اِلی
ا... و الرَّسولِ وَ اِن کُنتُم تُؤمِنونَ بِالله وَ اليَومِ الآخِرِ ذلکَ خَيرٌ
وَ اَحسَنُ تأويلاً : ای اهل ايمان فرمان خدا و رسول و فرمانداران را اطاعت کنيد و
چون در چيزی کارتان به نزاع و گفتگو کشيد ، به حکم خدا و رسول بازگرديد ؛ اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد ، اين کار برای شما بهتر و خوش عاقبت تر است.
» ( سوره نساء / آيه ۵۹ )
خطاب
خداوند
در اين آيه به مؤمنين
مي باشد و به طور اطلاق ، اطاعت خدا و رسول خدا (
صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) و
اُولی الأمر
را بر ايشان
واجب شمرده است و از آنجا که اطاعت اُولی الأمر ( يعنی ؛ صاحبان امر و
دارندگان اين منصب ) بدون هيچ
قيد و شرطی
در رديف اطاعت رسول خدا ( صلّی ا... عليه
و آله و سلّم ) لازم شمرده است ، لذا ؛ بايد ديد که آنها چه کسانی هستند؟
در
ابتدا به تفسير اين آيه که آيه اُولی الأمر
نام داردتوجه می نماييم :
مُسلّم است که اطاعتِ خدا همان اطاعت از رسول خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم
) است و راه معرّفی احکام و قوانين خدا ، همان شخص رسول ا... ( صلّی ا... عليه و
آله و سلّم ) است ، بنابراين ؛ چرا دو اطاعـت لازم شمـرده شده ؛ يکی
اطاعـت از
خـدا و ديگري
اطاعت از
رسول خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم )؟
در
اطاعتِ خدا
منظور ؛ پيروی از احکامی است که به صورت وحی بر
قلب پيامبر( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) نازل شده و مورد حکم و خطاب ؛ تمام
مؤمنين هستند. قرآن کريم کلام خدا و وحی حضرت احديّت برای جميع مردم است ،
بنابراين ؛ اطاعت از خدا ، يعنی ؛ اطاعت از کلام خدا که همان قرآن کريم است.
»
نفس
رسول خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) مانندِ يک ذرّه بين بسيار قوی آن
مُجمَلاتی را که خداوند در قرآن وحی فرموده ، تشريح و واضح کرده و شرايط و اجزاء
هر عبادت را با کيفيّتِ مخصوص آشکار نموده است. «
... وَ اَنزَلنا اِلَيکَ الذِّکرَ لِتُبَيِّنَ
لِلنّاسِ مَا نُزِّل اِليهم ... : ... ما قرآن را ( به صورت وحی ) بر تو نازل
کرديم ؛ برای آنکه آنچه را که به سوی مردم فرستاده شده ( و احکامی را که برای آنان
نازل شده است ) برايشان روشن و واضح کنی ( يعني ؛ احکام را تفصيل دهی و مراد از
آيات را بيان کنی. ) ... » ( سوره نحل /
آيه ۴۴ )
به
عبارت ديگر ؛ می توان گفت که بيان خصوصيّات مسائل و احکام نيز ، نوعي وحی است که
توسط جبرائيل - به غير عنوان قرآن - بر آن حضرت نازل شده و معلوم است که بيان رسول
خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) در اين خصوصيّات و تفصيلات جنبه تشريع را
دارد.
دوم
:
اطاعت رسول خدا در آراء شخصيّه و اوامر نفسيّه راجع به اجتماع مردم مسلمان :
مقصود از آراء شخصيّه و اوامر نفسيّه ؛ اموری است که احکام دين شامل آنها نمی شود
و در قرآن هيچ اشاره ای به
آنها نشده است ؛
بلکه اينها
مسائل روزمرّه ای هستند که
حضرت رسول ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) در مورد آنها تصميم گيری می کردند.
در واقع ؛ به بيان ساده تر ، اين احکام همان
احکام ثانويّه است که حاکم شرع برای اجتماع مسلمين و براساس شرايط زمانی و مکانی
وضع می کند.
از
آنچه ذکر شد ، چنين به دست می آيد که با وجود آنکه اطاعت از رسول خدا ( صلّی ا...
عليه و آله و سلّم ) در حقيقت اطاعت از خداست - چرا که خداوند اطاعت از رسول ا...
( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) را لازم و واجب شمرده است - در عين حال ؛ اطاعت
از خداوند يک معنايی دارد و اطاعت از رسول خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم )
معنايی ديگر.
لذا
؛ بر مردم
لازم است که از خدا در رابطه با دستورات قرآن مجيد اطاعت کنند و از رسول
خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) اطاعت
کنند راجع
به آنچه که در خصوصيّات
احکام ، ايشان بيان کرده است و عنوان تشريع
دارد و نيز ، اطاعت کنند راجع به مصالح مسلمين در آراء شخصيّه و فرامين حضرت ،
يعنی ؛ همان چيزهايی که جنبه تشريع ندارد و شايد
سرّ مطلب
در همين باشد که خداوند با دو لفظ « اَطيعوا » مؤمنين را امر به پيروی کرده است و
اطاعت خدا را از اطاعت رسول خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) جدا شمرده است.
حدود اختيارات اُولی الأمر تا کجاست؟ اُولی الأمر
مُسلّماً منصب تشريع
را ندارند و مانند رسول خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) مُفَصِّل و مُشَرِّع
احکامِ اجماليّه قرآن نيستند ؛ بلکه در ميان مسلمين
مُبيّنِ احکام و مُبلّغِ آيات ، طبقِ تشريعِ رسول
خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) مي باشند و نيز ، در اُمور مسلمين دارای رأی
و نظر بوده و در قضاء و مُرافعات و ساير جَهاتِ اجتماع که احتياج به رأی رئيس برای
تنظيم اُمور و دفع مشکلات و خطرات وارده و جلب منافع عامه دارد ، راهنماي مردم
هستند و همه
بايد از آنها
پيروی کنند و اطاعت اُولي الأمر از اين جنبه در رديف
اطاعت رسول خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) می باشد.
لزوم عصمت در اُولی الأمر :
اُولی الأمر افرادی هستند که به استثنای موارد تشريع ؛ به طور مُطلق و بدون قيد و
شرط - در جميع مسائل - بايد ، از آنها اطاعت کرد و اطاعتِ آنها در رديف اطاعتِ
رسول خدا ( صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) است و همانطور که امر و نهی رسول خدا (
صلّی ا... عليه و آله و سلّم ) خلاف امر و نهی خدا نيست ( وگرنه موجب تناقض و امر
به ضدّين می شود ) اين معنی نيز ، تمام نمی شود ؛ مگر ، به
التزامِ عصمت اُولوالأمر
و در نتيجه ؛ لازمه اطاعتِ مُطلقه بدون قيد و شرط ،
عصمت آنها
است و از طرفی ، چون ؛ می دانيم هيچ يک از مذاهبِ مسلمين عصمت را درباره پيشوايان
و رهبران خود ادعا نکرده اند ، به جزء ؛ طائفه شيعه در حقِّ اَئمه دوازده گانه خود
، بنابراين ؛ معنی و مفهوم آيه طبعاً مُنطبق بر اَئمه معصومين ( عليهم السّلام )
خواهد شد.