امام حسن عسکری ( عليه السّلام ) طبق
اکثر نقلها در روز جمعه - هشتم ربيع الثانی - در شهر مدينه متولد شدند. ايشان دو
يا چهار ساله بودند که پدر بزرگوارشان امام هادی ( عليه السّلام ) از مدينه به
سامراء تبعيد شدند و آن حضرت همراه پدر و مادر به سامراء رفتند و تا آخر عمر در
همانجا زيستند. ( يعنی ؛ تا هشتم ماه ربيع الاول همان زمانی که به وسيله معتمد
عباسی مسموم و شهيد شدند. )
امام حسن ( عليه السّلام ) و پدر
بزرگوارشان در عسکر ( لشکرگاه ) سامراء تحت نظر طاغوتيان زمانشان
( يعنی ؛ خلفای
عباسی ) زندگی می کردند و از اين رو به ايشان لقب عسکر ( لشگر ) داده شده است.
امام حسن عسکری ( عليه السّلام ) ۲۰ سال در کنار پدر بزرگوارشان زيستند و در
تمام اين مدت در موضعگيريهای سياسی پدر در برابر طاغوتها و دشمنان ، شرکت فعّالی
داشتند. آن حضرت سهم بسزايی در
حوزه علميه پدر
و نيز ،
پاسخگويی به سؤالات شيعيان
و رابطه با ايشان داشتند و به همين علت ؛ گاهی در زندان به سر می بردند و گاهی
هم
در معرض توطئه و دسيسه دشمنان قرار می گرفتند.
دوران خلافت امام حسن عسکری ( عليه
السّلام ) همزمان با دوران خلافت خلفای عباسی بود. خاندان عباسی ( به استناد
روايات ) می دانستند حضرت مهدی ( عجّل ا... تعالی فرجه و شريف ) که تارومار کننده
حکومتهای خودکامه است ، از نسل امام حسن عسکری ( عليه السّلام ) می باشد و به همين
دليل ؛ پيوسته مراقب وضع زندگی امام ( عليه السّلام ) بودند و ايشان را تحت کنترل داشتند تا جايی که
آن حضرت را ناگزير کرده بودند که روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شوند.
خلفای عباسی هر کدام جداگانه نيز ،
امام ( عليه السّلام ) را به زندان می افکندند ، آنها با به زندان انداختن امام
( عليه السّلام ) می خواستند ارتباط
ايشان را با شيعيان قطع کنند ، امّا ؛ آن حضرت حتی ؛ در زندان نيز ، روی زندانبان
اثر می گذاشتند تا جايی که آنها هم جزء مريدان امام می شدند ، مثلاً ؛ علی بن
نارمش که
دشمن ترين و خشن ترين
افراد نسبت به آل علی ( عليه السّلام )
بود ،
چنان
تحت تأثير امام
قرار گرفته بود که چهره بر زمين می نهاد و ديده بر نمی داشت تا امام از نزد او
خارج گردد.
در چنين اوضاعی که امام
( عليه السّلام ) حتی زمانی که در زندان هم نبودند ، به شدّت تحت نظر بودند و شيعيان به راحتی نمی توانستند با
ايشان ارتباط داشته باشند ، آن حضرت هم اوضاع را درک کرده و بسيار مراعات مسائل
امنيتی را می کردند تا جان شيعيان در خطر نيفتد.
يکی از ياران امام حسن ( عليه السّلام ) در اين زمينه می گويد : « ما گروهی
بوديم که وارد سامراء شديم و مترصّد روزی بوديم که امام ( عليه السّلام ) از منزل خارج شوند تا
بتوانيم ايشان را در کوچه و خيابان ببينيم. در همين
ايّام نامه ای به اين مضمون از
طرف امام ( عليه السّلام ) به ما رسيد : " هيچ کدام بر من سلام نکنيد و هيچ کس از شما به سوی من
اشاره نکند ، زيرا ؛ برای شما خطر جانی دارد! " »
۱
ناآگاهی
مردمِ زمانه
و فشار و اختناق
شديدی که در مورد امام يازدهم ( عليه السّلام ) به وجود آمده بود ، باعث شد تا امام
( عليه السّلام ) نيز ، بيشتر به
صورت غير مستقيم با شيعيان ارتباط داشته باشند و از طريق نامه و پيکها و
نمايندگانی که در سامراء و ساير شهرها داشتند ، مشکلات شيعيان را حل و به پرسشهای
آنان پاسخ دهند ، البته ؛ يکی از
کارهايی که قبل از امامت امام حسن عسکری ( عليه
السّلام ) آغاز شده بود ؛ ارتباط غير مستقيم داشتن با شيعيان بود که به جهت آماده
سازی آنان برای دوران غيبت انجام می شد و در زمان ايشان به اوج خود رسيد تا جايی
که در شهر سامراء نيز ، بسياری از کارها توسط نمايندگان امام صورت می گرفت.
البته
؛ اين مسائل باعث نشد تا امام ( عليه السّلام ) از
فعاليتهای علمی و تربيت شاگردان باز بمانند
و يا اينکه
معارف حقّه ايشان به دست ما نرسد
، لذا ؛ چندين مجموعه به عنوان تأليفات امام حسن عسکری ( عليه السّلام ) ذکر شده
است و نيز ، علاوه بر آن ، تأليفات زيادی را هم از شاگردان آن حضرت نقل
کرده اند
که امام ( عليه السّلام ) بسياری از آنها را
تأييد فرموده اند
و به دست ما رسيده است.
از جمله تأليفات
منسوب به امام حسن
عسکری ( عليه السّلام ) ؛ تفسير سوره حمد و بقره ، نامه های آن حضرت و نيز ، رساله
المنقبه که شامل ؛ احکام حلال و حرام و مواعظ و سخنان قصار حضرت است.
۱.
سيره پيشوايان / جلد ۵۰ / صفحه ۲۶۹

منابع :
نگاهی بر زندگی امام حسن عسکری /
محمّد محمّدی اشتهاردی
سيره پيشوايان / مهدی پيشوايی