به حضرت ابا عبد ا... ( عليه السلام )
عرض شد که اباذر می گويد : « فقر و تنگدستی برای من محبوب تر از بی نيازی و مريضی و
بيماری برايم محبوب تر از تندرستی است. » حضرت (عليه السلام) فرمودند : «
خداوند اباذر را رحمت کند! اما ، من می گويم که هر کس تکيه کند بر حُسن انتخاب خدا
برای او ؛ جز آنچه که خدای عز و جل برايش انتخاب نموده ، تمنايی نخواهد داشت و چيز
ديگری نخواهد خواست.
»
۱
پيش از آفرينش موجودات که نه زمانی
بود و نه مکانی و نه پديده ای از پديده های خلقت ، آفريدگار توانای عالم برترين و
نخستين پديده جهان هستی را که نور وجود پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) بود ،
خلق کرد و از آن نور مقدس ؛ نور وجود علی (عليه السلام) ، فاطمه (سلام ا...
عليها) ، حسن و حسين ( عليهما السلام ) را آفريد و برای آنان مقامات و جايگاه های
متعدد و جهان های مختلفی قرار داد.
برخی از روايات حاکی از آن است که
خداوند نخست نور وجود پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) و آنگاه ، انواری را به
صورت های گوناگون در بهشت پديد آورد و طی مراحلی ، سرانجام ، آنها را از طريق آدم و
حوا به پدر و مادر گرامی پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) - عبد ا... و آمنه -
انتقال داد. آنگاه ، برای آنان
مقامات و جايگاه های متعددی قرار داد
، از آن جمله ؛
پيشانی عرش ، فراز عرش ، زير عرش ، اطراف عرش و برای هر جايگاهی مدت و سرآمد مشخصی
مقرر داشت.
از ويژگی های نور وجود حضرت محمد (
صلی ا... عليه و آله و سلم ) آن بود که اين نور در مراحل گوناگون انتقال - از طريق
نياکان پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) - به صورت درخشندگی و نورانيت ويژه ای
در پيشانی آنان تجلی داشت و به تدريج از نسلی به نسل ديگر منتقل می شد
۲
و چون ، آنان تنها حامل و ظرف و وسيله انتقال اين نور بودند و خود از جنس آن نبودند
، با انتقال نور به نسلی ديگر ، اثرش نيز از چهره و پيشانيشان ناپديد می شد.
اما ، در وجود دخت گرامی پيامبر ( صلی
ا... عليه و آله و سلم ) بدان دليل که خود بانو از جنس همان نور بودند ، ظهور و
بروزی آنگونه نداشت ؛ بلکه اثری خاص در چهره حضرت فاطمه ( سلام ا... عليها ) نهاده
بود که پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) می فرمودند : « دخترم!
من در پيشانی تو درخشندگی و نور افشانی خاصی می نگرم و اين نشان دهنده آن است که به
زودی حجت خدا بر بندگانش را به دنيا خواهی آورد.
»
۳
حضرت فاطمه زهرا ( سلام ا... عليها )
در اين رابطه فرموده اند : « هنگامی که حامل
نور وجود حسين
( عليه السلام ) بودم ، در شب های
تار نياز به
چراغ نداشتم ؛ چرا
که به هر طرف روی
می آوردم ،
نور باران
می گشت. »
۴
نور وجود حضرت ابا عبد ا... ( عليه
السلام ) با تمام سجايا و ارزش های والای انسانی در جهان طلوع کرد و پرتو افشانی
نمود. از آنجا که ترسيم همه صفات و ارزش های اخلاقی و عبادی آن حضرت در اين مجال
نمی گنجد ؛ لذا ، تنها به ذکر نمونه هايی از ويژگی های شخصيت ممتاز و برجسته آن
امام همام می پردازيم ؛
حضرت ابا
عبد ا... الحسين ( عليه
السلام ) در رسيدگی به بينوايان و حفظ حيثيت و کرامت آنان ، به هنگام دستگيری و حل
مشکلات ايشان ، ويژگی های تحسين برانگيزی داشتند.
روزی نيازمندی به خانه آن حضرت مراجعه
کرد و هزار دينارِ موردِ تقاضای خويش را به آسانی دريافت نمود و به شمارش آن
پرداخت. حسابدار آن حضرت با شگفتی از آن مرد پرسيد : « آيا چيزی به ما فروخته ای که
وجه آن را اينگونه به دقت می شماری؟! » مرد نيازمند پاسخ داد : « آری! آبرو و حيثيت
خويش را فروخته ام. » امام حسين ( عليه السلام ) فرمودند : « درست می گويد. » آنگاه
سه هزار دينار ديگر از اموال خويش را به او بخشيدند و فرمودند : «
هزار دينار نخست به خاطر تقاضايت ، هزار دينار دوم به خاطر آبرو و حيثيت و هزار
دينار سوم بدين خاطر که برای رفع مشکل خويش به سوی ما آمدی.
»
از صفات برجسته آن حضرت شدت خوف از
خدا و درک عظمت الهی بود ، به گونه ای که هنگام وضو ساختن برای عبادت و نماز و تقرب
به سوی پروردگار ، رنگ چهره شان دگرگون می گشت و اعضا و اندامهايشان به لرزه می
افتاد. برخی با تعجب علت خوف و پروای حضرت را می پرسيدند که امام حسين ( عليه
السلام ) در جواب می فرمودند : «
روز قيامت تنها کسانی امنيت خواهند داشت که در دنيا از پروردگار خويش پروا داشته
باشند.
»
۵
آری! آن حضرت در انجام برترين عبادتها
از پروای خدا می لرزد و ما به هتگام ارتکاب بدترين و زشت ترين گناهان ، کمترين
دلهره و هراسی به خويشتن راه نمی دهيم!
خداوند امام حسين ( عليه السلام ) را
در قرآن مجيد به صورت های گوناگون ستوده است :
برای نمونه آن حضرت را مصداق کامل و
جامع
نفس مطمئنه۶ ، بهره عظيمی از