انگلیسی

بسمه تعالی


شهادت امام سجاد (علیه السلام) بر تمامی جهانیان تسلیت باد.

 

        علی بن حسين ( عليه السلام ) بزرگمردی است که خداوند او را به عنوان سيد العابدين و زيّن اولياء للماضين ياد کرده است. امام سجاد ( عليه السلام ) تجسمی عالی از کمالات و ارزشهای والای انسانی ، زينت بندگان مخلص و صالح الهی ، شـيفته سجده و عبادت خالص برای خدا  بودند. در عين حال در صحنه های  سياسی و  اجتماعی  اسلام ، حضور  پرتلاشی داشتند و بار مسئوليت امامت را - تا آخر عمر - به خوبی به دوش کشيدند.

        امام زين العابدين ( عليه السلام ) در برابر حوادث تلخ بی شماری قرار گرفتند ؛ اما ، چون کوهی استوار در برابر طوفانهای حوادث ايستادگی کردند و در همه کورانها ، مصائب و ناگواريها ، رسالت مکتبی خود را ابلاغ فرمودند. حضرت رادمردی بودند که با امور مختلف و در جبهه های گوناگون ، با طاغوتها مبارزه کردند و هرگز تسليم نشدند. به راستی که روح حسين ( عليه السلام ) در کالبد ايشان دميده شده بود و حضرت موسس و پرورنده و پرورش يافته فرهنگ عاشورای حسينی بودند.        بعد از  شهادت امام  حسين ( عليه السلام ) پسر زياد ، مجلس  بزمی تشکيل داد  و اهل  بيت ( عليهم السلام ) را در آن مجلس حاضر نمود. سپس ، نگاهی به امام سـجاد - حضـرت علی بن حـسين ( عليه السلام ) - کرد و گفت : « چه نام داری؟ » امام ( عليه السلام ) فرمودند : « علی بن حسين هستم. » عبيد ا... گفت : « مگر خداوند علی بن حسين را نکشت؟ » امام ( عليه السلام ) فرمـودند : « مـرا برادری بود که او هـم علـی نام داشت و شـما او را کشـتيد. » عبــيد ا... گفت : « بلکه خدا او را کشت. »  امام ( عليه السلام ) فرمودند : « خداوند جانها را به هنگام مرگ آنها و نيز آن کس را که نمرده است ، در خواب می گيرد. » عبيد ا... از پاسخ امام در خشم شد. گفت : « او را ببريد و گردنش را بزنيد. » حضرت زينب ( سلام الله عليها ) امام ( عليه السلام ) را در آغوش کشيدند و فرمودند : « ای پسر زياد! هر چه از ما خون ريختی بس است. به خدا از او جدا نمی شوم. اگر قصد کشتن او را داری ، مرا نيز با او بکش. »  عبـيد ا... گفت : « خويشـاوندی چه شگفت انگيز اسـت ، اين زن دوست دارد که با برادرزاده اش کشته شود. گمان می کنم اين جوان به همين بيماری در گذرد ، او را رها کنيد. » حضرت فرمودند : « مرا از مرگ می ترسانی؟ مگر نمی دانی کشته شدن عادت ماست و شهادت در راه خدا را کرامت می دانيم ؟! » ۱

        امام سجاد ( عليه السلام ) پس از ماجرای عاشورا ، برای بيداری مردم و رسوا نمودن يزيديان و حاکمان جبار بنی اميه ، سعی و تلاش بسياری نمودند. حضرت از هر فرصتی برای افشاگری استفاده می کردند و خاطره شورانگيز کربلا و نهضت امام حسين ( عليه السلام ) را زنده می نمودند و از آن به عنوان حربۀ نيرومند تبليغاتی بر ضد حکومتهای فاسد و باطل بهره می بردند. در آن هنگام که بردن نام امــام حسيــن ( عليـه السـلام ) قـدغـن بود و مزدوران بنی اميـه فــراوان از حسيــن ( عليـه السلام ) بدگــويی می کردند ؛ امام سجاد ( عليه السلام ) همواره از آن حضرت و نيکی هايشان ياد می کردند. در فرازی از تاريخ می خوانيم ؛ روزی امام سجاد ( عليه السلام ) - درمدينه - عبور می کردند. شـنيدند شخـصی می گـويد : « من مرد غـريبی هستم ، به من رحـم کـنيد ! » امام سـجاد ( عليه السلام ) متوجه او شدند و فرمودند : « هرگاه برای تو تقـدير شـده باشد که در اينـجا از دنيا بروی ، آيا جنازه ات را روی زمين وامی گذارند؟ » مرد غريب با تعجب گفت : « ا... اکبر ! چگونه جنازه ام را دفن نمی کنند با اينکه من مسلمانم و جنازه ام برابر چشم امت مسلمان است؟ » امام سجـاد ( عليه السلام ) منـقـلب شـدند و به ياد پـدر مظـلوم و غريبـشـان گريسـتند و فرمـودند : « وا مصيبتا ! چقدر مـايه تأسـف است ای پدرم که جنازه ات سه روز بی کفن روی خاک زمين باقـی ماند در حـالی که تو پـسر دختر رسولِ خدا هـستی ! » ۲

        امام سجاد ( عليه السلام ) در زمان امامتشان ، در ابعاد گوناگون ، به تعليم و تربيت انسانها پرداختند و در اين راستا آثار و برکات معنوی بسيار ارزشمندی از ايشان بجای مانده است. از جمله اين آثار پربار؛ صحيفه سجاديه و رسالۀ حقوق است.

        در شأن صحيفه سجاديه چنين گفته شده که کلامی است ؛ از سخن خدا پاييـن تر و از کلام مخلوقـات بالاتر. دعـاهای صحيفه دارای مـضـامين بلند و پر محتوايی است که برای کسانی که خواهان اصلاح نفس و خودسازی هستند بسيار سازنده و موثر است. رساله حقوق نيز که مشتمل بر ۵۰ حقوق فردی و اجتماعی است با بيانی روان و  روشن ذکر شده است.   

        از فرمايــشات  گـُهربار حضرت است که فرمـودند : « هرکــس عـزت و شــرف را بـدون فامــيل و اقـوام می خواهد و هيبت و شوکت را بدون سلطنت و پادشاهی طالب است و ثروت و بی نيازی را خواهان می باشد  ،  بايد از  ذلّت معصيت  بيرون آيد  و در عزّت  طاعت و  بندگی  حضرت حق  قرار گيرد. » ۳

        امام سجاد ( عليه السلام ) در لحظات آخر عمر شريفشان مدتی بی هوش شدند ؛ پس از آنکه به هوش آمدند ، چشمانشان را گشودند و فرمودند : « حمد و سپاس خداوندی را که وعده خود را نسبت به ما تصديق و وفا کرد و ما را وارث زمين نمود و از بهـشت هر جا را که خواستيم جايگاه ما ساخت ؛ پس ، نيکو است پاداش صاحبان عمل نيک. » سپس ، همان دم جان به جان آفرين تسليم کردند. ۴

        خدايا ! توفيق بهره گيری وافر از زندگی درخشان و سازنده امام سجاد ( عليه السلام ) را به ما عنايت فرما.       

      

 


۱.  از عاشورا تا اربعين

۲.  نگاهی بر زندگی امام سجاد (ع) ، محمد محمدی اشتهاردی / ۵۵ و ۵۶

۳.  حقاق الحق / ج ۱۲

۴. نگاهی بر زندگی امام سجاد (ع) ، محمد محمدی اشتهاردی / ۱۴۴

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.